|
|
|
|
|
بگذار من و تو
برای آموختن و دانستن از دست و زبان و چشم مدد بگیریم مگر نه آنکه خداوند همه آنها را به زیبایی هم آفریده است نگاه کن ، نواختن حروف را با شکوه انگشتانم! نگاه کن که ، موسیقی دستانم به زیبایی موسیقی کلام است! تعجیل برای چیست؟ باید که با ترنم آن آشنا شوی. منبع : شعر از ط - م |
||
|
|
|
|
گفتگویی با مندی اوی (ناشنوا) کارمند شرکت مایکروسافتمندی اوی که فرزند مهاجران اندونزیایی بود، در تگزاس بزرگ شد. او کاملا ً ناشنوا بود، چهار سال به مدرسه ای رفت که تحت گفتار درمانی قرار گرفت و لب خوانی را آموخت، و در عین حال دروس عادی را هم فرا گرفت. بعد به مدارس عادی رفت و مدرک دروه دبیرستان را گرفت. او به دانشگاه استانفورد کالیفرنیا وارد شد و مدرک کارشناسی در زبان انگلیسی با تکیه بر نویسندگی خلاق گرفت. در دوره دانشجویی موفق به کسب شغل کارآموزی در شرکت مایکروسافت، بزرگترین شرکت تولید کننده نرم افزار، گردید. بعد از فارغ التحصیلی، مایکروسافت او را به عنوان نویسنده فنی تمام وقت استخدام کرد. او به تازگی تجربیات دوران کار و دانشجویی اش را در یک مصاحبه از طریق پست الکترونیک با نشریه الکترونیکی آمریکا، به سر دبیری رابین ل. ییگر در میان گذاشته است. سئوال: سختی درس خواندن در یک دانشگاه عادی چه بود؟ آیا استانفورد امکانات خاصی برای دانشجویان معلول در اختیار آن ها قرار می دهد؟ اوی: من نگرانی زیادی در مورد امکانات در دانشگاه استانفورد نداشتم. ... آن ها خیلی خوب به دانشجویان معلول کمک می کردند. به غیر از این، مشکلاتی که من داشتم مانند مشکلات هر دانشجوی دیگر بود.... استانفورد، برای کلاس ها از مترجمان زبان اشاره استفاده می کرد. من چهار سال در خوابگاه بودم و امکان استفاده از TTY به من داده شده بود، به علاوه، اتاق من مجهزبه یک سیستم مخصوص زنگ خطر برای آتش سوزی بود که در مواقع ضروری روشن می شد. کارکنان خوابگاه در جریان شرایط و نیاز های من بودند وهمیشه آماگی کمک به من را داشتند. [TTY سیستمی است که تلفن را به یک مانیتور و صفحه کلید متصل ، و مکالمات شفاهی را تبدیل به مکالمات کتبی می کند.] س: مرحله انتقال از زندگی دانشجویی، و دوره کارآموزی به زندگی واقعی را چه طور گذراندید؟ اوی: سال آخر را که می گذراندم، ازمایکروسافت با من تماس گرفتند. آن ها سابقه تحصیلی و کاری مرا دریافت کرده بودند و می خواستند با من مصاحبه کنند. من یک مصاحبه تلفنی با رییس مربوطه داشتم. این به معنی یک سرویس رله بود که از تلفن مستقیم کمی کند تر است. رییس مربوطه خیلی صبور بود، و در پایان مصاحبه، تجربیاتم اثر خوبی روی آن ها گذاشته بودم. قدم بعدی، پرواز من از استانفورد به ردموند (نزدیک سیاتل درایالت واشنگتن) برای مصاحبه حضوری با افراد مختلف بود. رییس کارگزینی مایکروسافت از من پرسید چه امکاناتی لازم دارم و وقتی من مترجم خواستم، آن ها سئوال دیگری نکردند به جز این که کدام زبان اشاره را ترجیح می دادم. این موضوع روی من اثر زیادی گذاشت، چون نشان می داد که آن ها با ناشنوایان و نیاز های آن ها آشنایی کامل دارند. در طول مصاحبه، من دو مترجم زبان اشاره داشتم. من تقریبا ً با 12 نفر مصاحبه داشتم و با این که بار اولشان بود، هیچ کدام از آن ها هیچ گونه ناراحتی برای مصاحبه های من که با مترجم صورت می گرفت نشان ندادند. من خیلی خوشحال بودم از این که پست نویسنده فنی را به من دادند. این زمینه همکاری های آینده من با مایکروسافت گردید. س: کار شما در مایکروسافت چیست؟ اوی: در مایکروسافت من به عنوان یک نویسنده فنی کار می کنم. گروهی که من در آن کار می کنم، نوشته ها و اسناد سیستم های کار "ویندوز امبدد" و "ویندوز موبیل" را در اختیار دارد و در برنامه ریزی برای وسایل مختلف، از ماشین آلات صنعتی گرفته تا صندوق پرداخت نقد، و اسمارت فون وکانپیوترهای جیبی از آن استفاده می کنند. من با برنامه ریزانی کار می کنم که برای این ابزار و وسایل اسناد نوشته تهیه می کنند، و نیز متنی که در فهرست آن ها می آید، جعبه های دیالوگ و چیز های دیگری که هنگام استفاده از این وسایل بر روی صفحه ظاهر می شود. من کنترل می کنم که نوشته ها روشن و دقیق باشند و در عین حال زیاد طولانی نباشند. س: فکر می کنید اولین واکنش کارمندان دیگر نسبت به معلولیت تو چیست؟ اوی: کسانی که در مایکروسافت کار می کنند، عادت به دیدن افرادی با پیشینه های بسیار متفاوت دارند، و من متوجه شده ام که این در محیط هایی دیده می شود که مردم ذهنیت باز دارند و تمایل دارند با تفاوت ها آشنا شده و آن ها را قبول کنند. به عنوان مثال، بار ها پیش آمده که من با کسی برخورد کرده ام که قبلا ً ندیده بودم، و وقتی آن ها می فهمند که من ناشنوا هستم و برای ارتباط بر قرار کردن به وایت بورد یا واژه پرداز نیاز دارم ، خیلی راحت می پذیرند. من معمولا ً خودم پیشقدم نمی شوم که بگویم ناشنوا هستم، مگر این که برای کاری محتاج به مترجم باشم، که آن هم خودش نشان می دهد که با معلولیت من چه گونه باید برخورد شود. وقتی فرد تازه ای وارد گروه کاری ما می شود، فقط گفتن چند نکته کافیست تا بفهمند بامن چه طور باید ارتباط بر قرار کنند، مثل این که در جلسات نباید همگی با هم حرف بزنند تا مترجم بتواند مکالمات را خوب دنبال کند. یا این که به یاد داشته باشند که هنگام حرف زدن رو به من داشته باشند و آرام تر صحبت کنند تا من بتوانم لب خوانی کنم. س: آیا ضعف شنوایی تو روی کار یا مسافرت یا تعامل با همکارانت در اداره اثر می گذارد؟ اگر می گذارد، این فعالیت ها را چه گونه انجام می دهی؟ اوی: ناشنوا بودن در مسافرت هایم اثر زیادی ندارد. به طور مثال، همین اواخر سفری شخصی به کالیفرنیا کردم و با مشکلی روبرو نشدم. نتها مشکلی که داشتم این بود که در موقع رانندگی می ترسیدم در آن اطراف گم و گور شوم. در مایکروسافت، همه ارتباطات، مفصلا ً به پست الکترونیکی، پیک فوری، و تارنما های داخلی وابسته هستند. و این ها انواع ارتباطات بصری هستند که به صدا نیاز ندارند، و به این معناست که وقتی باید با همکاران یا کارمندان قسمت های دیگر ارتباط بر قرار کنم، با مشکلی روبرو نمی شوم. در جلسات کاری، معمولا ً یک مترجم حرف هایی که گفته می شود را برای من ترجمه می کند، و برای تماس های اندک تلفنی هم سرویس های رله به من کمک می کنند. اگر با تک تک همکارانم حضوری صحبت کنم، و موضوع مهمی در میان باشد، گاهی از مترجم استفاده می کنم تا همه چیز ساده تر شود. اما بیشتر اوقات ترجیح می دهم خودم حرف بزنم و حرف های مخاطب را لب خوانی کنم. اگر من یا مخاطبم چیزی را متوجه نشویم ، در آن صورت روی چیزی می نویسیم. س: چند نفر در واحد شما کار می کنند؟ اوی: گروهی که من در آن کار می کنم تقریبا ً 40 نفر کارمند تمام وقت دارد. افراد معلول دیگری هم در میان این گروه وجود دارند، اما من تنها ناشنوا هستم و از مترجم زبان اشاره استفاده می کنم. از لحاظ پزشکی، می توان ناشنوایی مرا یک مورد معلولیت حاد تشخیص داد، چون بدون کمک، من هیچ چیز را نمی توانم بشنوم. اما من این گونه آن را در نظر نمی گیرم. ناشنوایی بخشی از من است، اما اگر خودم را بخواهم توصیف کنم، این اولین چیزی نیست که در مورد خودم می گویم. ناشنوا بودن زندگی مرا تحت تأثیر قرار داده، اما مرا از داشتن یک شغل درآمد زا، زندگی مستقل در خانه شخصی خودم و داشتن دو?تان زیاد، باز نداشته است. س: به نظر شما، مایکروسافت با سرمایه گذاری روی کارمندان معلول، که شامل سرمایه گذاری روی کارآموزی افراد دیگر هم می شود، سودی می برد؟ اوی: صد در صد. مثلا ً قبل از این که من استخدام شوم، رییس گروه من مشاوری از خارج داشت که می آمد و سمیناری برای گروه تشکیل می داد تا آن ها بیاموزند با یک ناشنوا چه طور همکاری کنند. این موضوع در مرحله نخست کار من با آن ها خیلی مؤثر بود. خیلی از همکاران، در کلاسهای زبان اشاره شرکت کردند تا این زبان را بیاموزند و کارشان را با من ساده تر کنند. این عوامل باعث شد که بعد از پایان دوره کار آموزی من تمایل پیدا کنم همین جا به استخدام دائم در بیایم. با شمول افراد معلول، مایکروسافت از میان کاندیدا های بیشتری می تواند انتخاب کند و می تواند افرادی را پیدا کند که مستعد بوده و کارمندان بسیار خوبی از آب در بیایند. وجود افرادی با پیشینه های متفاوت، باعث مطرح شدن نظر گاه های مختلف است و نهایتا ً خلاقیت فکری را اعتلا می بخشد. (منبع محفوظ) |
||
|
|
|
|
|
گفتگو با ميثم رنجبري دف نواز ناشنوا پديده دومين جشنواره موسيقي معلولان (صداي دف را با قلبم مي شنوم) دومين جشنواره موسيقي معلولان كشور به نام مهر آوا برگزار شد. هنرمندان معلول سراسر كشور دورهم جمع شدند تا هنرشان را به ديگران نشان دهند و شعار معروف "معلوليت محدوديت نيست" را ثابت كنند. اما از بين همه اين هنرمندان يك نفر پديده جشنواره بود و هر كس مي خواست چيزي از جشنواره بگويد اول از ميثم رنجبري شروع مي كرد، جوان 22 ساله اي كه به رغم ناشنوايي دف مي نواخت. چي شد كه تصميم گرفتي ساز بزني ؟ برادر بزرگ ترم سالهاست كه دف مي نوازد و از بچگي دف زدن او را مي ديدم. يك روز پيشنهاد داد كه با او سر تمرين بروم و وقتي سر كلاس شان رفتم علاقه مند شدم كه من هم شروع كنم. از چه كسي دف زدن را ياد گرفتي؟ يكي از استادان بزرگ بيجار به نام غلام سيفي زاده اولين استاد من بود. راحت قبول كرد كه سركلاسشش بروي؟ روز اول كه رفتم برايم مشكل بود چون بچه هاي عادي آموزش مي ديدند و چون من ناشنوا بودم زياد در جريان كلاس قرار نمي گرفتم و سعي مي كردم با احساس دروني ام ياد بگيرم. 12 جلسه پيش استاد سيفي زاده رفتم و بعد از آن 7 – 8 سال است كه خودم تمرين مي كنم و ادامه مي دهم در حال حاضر هم شاگرد استاد سعدالله نصيري هستم و آموزش مي بينم. در حال حاضر چه كار مي كني؟ الان در اداره ارشاد بيجار به 6 جوان ناشنوا دف زدن را آموزش مي دهم، علاوه بر اين در گروه موسيقي استاد نصيري هم هستم و هر جا كنسرت داشته باشند چون نمي توانم با گروه هماهنگ شوم، در پايان برنامه شان تكنوازي دف دارم. غير از دف به هنر د يگري هم علاقه داري؟ من زيرزمين منزلمان را شبيه به هنركده كرده ام، همان جا دف مي زنم ، معرق كاري مي كنم، گروه تئاتر دارم كه باهم تمرين مي كنيم. علاوه بر اينها سرپرست گروه سرود ناشنوايان بيجار هم هستم و سال گذشته هم مقام دوم تنيس روي ميز ناشنوايان كشور را به دست آورده ام. ناشنواي مطلق هستي؟ به كمك سمعك صداهاي خيلي ضعيفي مي شنوم . من براي دف زدن به گوشم نياز ندارم چون صداي دف را با قلبم مي شنوم . من يك دنيا عاشق دف هستم. بچه هاي ناشنوا علاوه بر تحصيل چه مشكلات ديگري دارند؟ نه تنها بچه هاي ناشنوا بلكه همه معلولان چون در اقليت هستند كمتر ديده مي شوند. مثلا قانون استخدام 3 درصد معلولان در ادارات دولتي در هيچ كجا اجرا نمي شود و ما با مشكل اشتغال مواجه هستيم. من به خوبي با كامپيوتر آشنا هستم و ديپلم تاسيسات دارم اما تا مي بينند ناشنوا هستم دست به سرم مي كنند تا استخدام نشوم. بهترين خاطره ات از دوراني كه موسيقي كار كرده اي چيست؟ اولين بار كه اجرا كردم ، همه مردم روي پا بلند شدند و تشويقم كردند. آن لحظه بيشتر از هر لحظه عمرم خوشحال بودم. امسال هم كه در جشنواره موسيقي معلولان مقام اول را به دست آوردم از بهترين لحظه هاي عمرم بود. انسيه شهرستانكي |
||
|
|
|
|
|
اخبار کوتاه فرهنگی
407 دانشآموز استثنايي امسال به دانشگاهها و مراكز آموزش عالي راه يافتند |
||
|
|
|
|
|
درباره مشکلات فرهنگیان و مدرسه بوسیله تلفیقی با خانم مرضیه آقاخانی معاون شورای فرهنگیان گفتگو کردیم |
||
|
|
|
|
|
مراسم عزاداری تاسوعا و عاشورای حسینی 17 و 18 دی ماه از ساعت 8 تا 14 بعدازظهر در محل هیئت عزاداران حسینی ناشنوایان استان تهران برگزار می شود.
ادرس : نياوران - میدان شهید باهنر - خیابان پور ابتهاج - خيابان شهيد زينلي - پلاك11 موسسه فرهنگي مذهبي هيئت عزاداران حسيني ناشنوايان استان تهران |
||
|
|
|
|
|
خانه ناشنوایان اعظم به مناسبت تقدیر و سپاس مراسم تجلیل از پیشکسوتان جامعه ناشنوا توسط خانم اعظم شفیعی در روز پنج شنبه 5 دی ماه با حضور دوستان ناشنوا و سایر در سالن خانه ناشنوا اعظم برگزار شد. اهدا از طرف سرکار خانم اعظم شفیعی 1 |
||
|
|
|
|
|
|
||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
اسامی هنرمندان که در این مراسم لوح تقدیر دریافت نمودند سومین دوسالانه هنرهای تجسمی هنرمندان ناشنوا
محل برگزاری : بنیاد آفرینشهای هنری نیاوران برگزار کننده : موسسه فرهنگی هنری فرجام جام جم (دبیر نمایشگاه : بهزاد اشتری) |
||
|
|
|
|
|
فرهنگسراي نياوران ( اولين نمايشگاه آثار هنري فرهنگي ناشنوايان كشور) 1381 فرهنگسراي نياوران ( دومين نمايشگاه آثار هنري فرهنگي ناشنوايان كشور) 1382 سومین نمایشگاه آثار هنری و فرهنگی ناشنوایان کشور ۱۳۸۷ مراسم افتتاحیه نمایشگاه سومین دوسالانه هنرهای تجسمی و صنایع دستی هنرمندان ناشنوای کشور با حضور چندین مقام ، هنرمندان ومهمانان روز سهشنبه 26 آذر ساعت 4 بعدازظهر در نگارخانه اصلی فرهنگسرای نیاوران برگزار شد. همچنین در این برنامه با اهدا لوح سپاس و اهدا هديه از زحمات اين هنرمندان ناشنوا برجسته تقدير و تشكر بعمل آمد. در این دوسالانه 90 اثر نقاشی، حجم، معرق، کاریکاتور، عکس و مینیاتور 21 هنرمند ناشنوا به تماشا گذاشته و نـمایشگاه تا دوم دیماه دایر بود.
دبیر نمایشگاه : آقای بهزاد اشتری رئيس كميسيون فرهنگي، اجتماعي شوراي اسلامي شهر تهران : آقای مسجد جامعی هنرمند میناتور : آقای حسن تقوی اسامی هنرمندان که در این مراسم لوح تقدیر دریافت نمودند |
||