|
|
|
|
|
مصاحبه با یک چهره موفق استثنایی مینیاتوریست ناشنوا (آقای مهرداد صدری - استان اصفهان) لطفا خودتان را معرفی کنید و مختصری در مورد چگونگی آشنا شدنتان با هنر نقاشی توضیح دهید: مهرداد صدری شهرضایی متولد سال 1342 دارای مدرک لیسانس در رشته نقاشی عمومی از دانشگاه آزاد اسلامی ، در حال حاضر ضمن کار در رشته نقاشی ایرانی مشغول تدریس هنرهای زیبای اصفهان میباشم. در مورد آشنایی ام با نقاشی ، باید بگویم پس از پایان دوره ابتدایی در آموزشگاه ناشنوایان گلبیدی در 12 سالگی به علت اینکه مدرسه راهنمایی برای ناشنوایان وجود نداشت ترک تحصیل کردم. و به واسطه آشنایی پدرم با استاد رستم شیرازی با ایشان آشنا شدم در آن زمان من به نقاشی علاقه وافری داشتم، به توصیه پدرم و التفات استاد رستم شیرازی نزد این استاد بزرگ به کسوت شاگردی درآمدم البته به پیشنهاد استاد برای پیگیری نقاشی ایرانی در هنرستان هنرهای زیبا شروع به کار در این زمینه نمودم پس از بازنشستگی استاد رستم شیرازی کار را زیر نظر استاد مصری پور ادامه دادم. پس از چند سال ترک تحصیل مجدداً با عزمی راسخ تحصیل را در مدارس عادی ادامه دادم و اگرچه به جهت ناشنوای مطلق بیانات معلمین را متوجه نمی شدم اما با تلاش و پشتکار سالهای تحصیل را با موفقیت پشت سر گذاشتم. پس از اخذ دیپلم در سال 68 وارد دانشگاه شدم و در رشته نقاشی عمومی فارغ التحصیل شدم. مشوق اصلی شما برای هنر نقاشی چه کسی بود؟ در درجه اول پدرم و همچنین استاد رستم شیرازی شما با توجه به اینکه ناشنوا هستید و از نظر ادای کلام هم دچار مشکل میباشید، چگونه با هنرجویان ارتباط برقرار می کنید؟ چون نقاشی در واقع یک رشته عملی است و من با استفاده از تصویر و کلا کار به صورت عملی تدریس می کنم مشکل چندانی در این زمینه ندارم. نظرتان در مورد نقاشی ایرانی (مینیاتور) چیست؟ نقاشی به عنوان شاخه ای از هنر که در واقع مخلوق انسان محسوب میشود در چنبه های کامل شده و کمال آن رسیدن به تلاقی الگوهای منظم طبیعی که در جهان مشهود هنرمند است و زمینه های منبعث از ذهن هنرمند و الهامات نشات گرفته از ضمیر مستعد اوست در مورد نقاشی ایرانی نیز عوامل پیدایش و پیشرفت آنرا میتوان نقاشیهای دیواری در دوره ساسانی تاحدی مذهب مانوی تاثیری کلیسای مسیحی شرق در عراق و اثر ناچیزی از بعضی عناصر هنر چین دانست هنر نقاشی ایرانی به لحاظ برداشت از دنیای اطراف در قالب ساده و معمولا هندسی در حال گسستن از جهان پیرامون و راه یافتن به دنیای خارج و درون است بهرحال درمورد نقاشی خودمان باید به نوآوریها دست زد و با حفظ اصالتهای نقاشی سنتی ایران آنرا دگرگون و متحول ساخت. شما تاکنون چند اثر برجسته داشته اید و در چند نمایشگاه حضور پیدا کرده اید؟ نمایشگاههای جمعی زیادی شرکت کرده ام از جمله : اولین نمایشگاه دو سالانه نگارگری ایرانی اسلامی در موزه هنرهای معاصر تهران اولین نمایشگاه آثار برگزیده صنایع دستی کشور های آسیا و اقیانوسیه در فرهنگسرای بهمن تهران پنجمین نمایشگاه فعالیتهای هنری معلولین کشور در باغ نور اصفهان سومین نمایشگاه سراسری و بزرگ صنایع دستی کشور در محل دائمی نمایشگاه بین المللی آذربایجان موزه هنرهای معاصر در اصفهان دومین نمایشگاه دوسالانه نگارگری ایرانی و اسلامی در موزه هنرهای معاصر تهران و غیره چه توصیه ای برای هنرمندان و جوانان ناشنوا دارید؟ مسلما مطالعات هنرمندان ایرانی در آثار هنری اصیل گذشته می تواند منشا تحول جدید در هنر شود و نقاشی معاصر با راهنمایی این میراث فرهنگ و هنر می تواند پس از چهار قرن سردرگمی راه خود را بازیابد. توصیه ام به جوانان اینست که در کارهایشان پشتکار داشته باشند و ناشنوایان عزیز هم باید سعی کنند به کاری که علاقه دارند مشغول شوند و به توصیه پدر و مادرشان عمل کنند . با تشکر از مسئولین اداره آموزش و پرورش استثنایی استان اصفهان که مقدمات این مصاحبه را فراهم کردند. |
||
|
|
|
|
|
ديدار
با كريم رئيسي نيا، قهرمان خاموش المپیک سوت
يعني تختي
|
||
|
|
|
|
|
گفتگو با جناب آقای علیرضا نجف پور (تاسیس انجمن ناشنوایان صدا بی صدا)۲
ناشنوايان كشور مي توانند به دانشگاه علمي و كاربردي راه بيابند. با توجه به آمار بهداشت جهاني 5/1 درصد از كل جمعيت كشورهاي در حال توسعه داراي كمبود شنواي متوسط تا شديد ميباشند كه اين قشر از جامعه نيازمند آموزشهاي خاص و توجهات ويژه ميباشند، آخرين آمار معلولان شنوايي در كشور كه به صورت تخمين اعلام شده است حدود 600000 نفر ميباشد كه تا مقطع تحصيلي ديپلم به دو روش تلفيقي (در كنار شنوايان) و غيرتلفيقي (مدارس مخصوص ناشنوايان) تحصيل مي كنند لذا مركز آموزش علمي و كاربردي يدك رسال كاوه در يك طرح ابتكاري اقدام به پذيرش دانشجوي ناشنوا در رشته كارداني پودماني ماشين افزار نموده است. اين برنامه براي اولين بار در كشور و با ارائه طرح نوين و ابتكاري در نحوه تدريس و تفهيم مطالب براي دانشجويان ناشنوا با نظارت و پشتيباني وزارت رفاه و سازمان بهزيستي انجام مي پذيرد. هدف از اين دوره آموزشي براي دانشجويان ناشنوا، نهادينه سازي امر آموزشي عالي معلولان ناشنواي كشور ، تحقق عدالت و آموزش براي همه افراد جامعه ، احياء و تقويت روحيه كار آفريني ، اعتماد به نفس و خود اتكائي ناشنوايان از طريق ارائه آموزش هاي عالي علمي كاربردي كشف و بهره گيري از استعدادهاي ويژه بالقوه و خدا دادي ناشنوايان در رشته هاي مهارتي خاص، فراهم آوردن زمينه اشتغال و جلوگيري از انزواي ناشنوايان ، احياء يك حركت ملي و جهاني جهت ادامه تحصيل ناشنوايان در مقاطع دانشگاهي و فراهم آوردن زمينه تحصيلي در مقاطع دانشگاهي براي افراد ناشنوايي كه امكان ادامه تحصيلي آنها در دانشگاه هاي عادي ميسر نميباشد. عنوان شده است. مركز آموزش علمي كاربردي يدك رسال كاوه روشي نوين و ابتكارات جهت انتقال مفاهيم براي ناشنوايان بصورت لب خواني توام با اشاره و زيرنويس و به سبك نرم افار و انيمشن طراحي نموده و به طوري كه كلام مدرس از طريق سيستم نرم افزاري تبديل به لب خواني توام با اشاره و زير نويس خواهد شد و دانشجوي ناشنوا با نگاه كردن به تصوير تلويزيوني جلوي خود متوجه سخن مدرس خواهد شد اين شيوه تدريس داراي محاسن مثل انتقال راحت مفاهيم به دانشچويان ناشنوا ، صرفه جويي در وقت و هزينه آموزش، جذاب بودن آموزش ، تدريس به زبان خارجي در صورت جذب دانشجويان ناشنوا از كشورهاي خارجي ، امكان استفاده دوباره از CD آموزشي محتواي درسي و ... است.
ادامه دارد... |
||
|
|
|
|
|
گفتگو با جناب آقای علیرضا نجف پور (تاسیس انجمن ناشنوایان صدا بی صدا)۱
باسلام و عرض ادب خدمت سركار خانم شهيدي و با تشكر از دعوت شركت صداي بي صدا بخشي از فعاليتهاي شركت و دانشگاه را مختضرا" به عرض ميرسانيم. همانگونه كه ميدانيد ، اين شركت با همت و تلاش يك خانواده ناشنوا بر پايه نيازهاي پايه اي ناشنوايان ايجاد شد وجرقه آن از نياز به ادامه تحصيل در دانشگاه ايجاد شد. سال 80 درخواستي به دانشگاه علوم بهزيستي داده شد مبني براينكه ، ناشنوايان توان تحصيل در رشته هاي مبتني توانمنديهايشان را دارند. اما مديريت وقت با اين طرح موافقت نكرد و آنرا عملي ندانست و آنرا را رد كرد. اما ما اعتقادي ديگر داشتيم. در سال 83 شركت صداي بي صدا را تاسيس كرديم. سه اصل را هدف قرار داديم. 1- ارتقاء علمي 2- اشتغال 3- ارتقاء هنري در بخش علمي با دعوت از جناب آقاي مهندس راهداري و با در اختيار گذاشتن فضاي شركت و حضور بيش از 55 نفر ناشنوا، تحقيق و آسيب شناسي و نياز سنجي را آغاز و با پيگيري مستمر دانشگاه علمي كاربردي پارسال يعني سال 86 اين حركت آغاز و انشاا... چشم انداز موفقيت آميزي را در زندگي ناشنوايان متصور هستيم. اما اين آغاز راه است و در همين حركت چنانچه كارشناسي مستمر انجام نشود قطعا" نتيجه مطلوب بدست نخواهد آمد و در واقع زحمات كشيده شده بهمراه انرژي كه در طي سالها صرف خواهد شد بعلاوه هزينه ملي كه صرف ميشود به هدر خواهد رفت. لذا تقاضا داريم توجه ويژه به اين موضوع صورت گيرد. در موضوع اشتغال هم عملا" بر پايه تحقيقات و بررسي كه انجام شد نتيجه گرفتيم ، چنانچه ناشنوايان ما در فضاي متمركز به همراه شنواياني كه درك ارتباط با آنان را دارند، باشند بسيار موفق خواهند بود لذا بر اين پايه اولين بازارچه ناشنوايان طراحي گرديد تا دانشجويان و غير دانشجويان ناشنوا بتوانند در حال تحصيل و فعاليت شغلي از توانمنديهاي ذاتي كه توسط سازمان بهزيستي پرورده شده استفاده و هنرمندي و توان ارزشمندي خود را عرضه نمايند. لازم ميدانم از همه سروران و مديراني كه ما را ياري كردند تشكر نمايم.
ادامه دارد... |
||
|
|
|
|
|
او آخرين فرد ناشنوا در ايران است كه موفق به كسب مقام و مدال در مسابقات كشتي در سطح جهان شده است. حدود ۳۲ سال است كه همكاري خود را با شركت آب و فاضلاب استان تهران اغاز كرده است ، خودش مي گويد 15 سالش كه بوده (سال 1346) براي كار از همدان به تهران آمده است و ابتدا به مدت يك سال در شركت دخانيات ايران مشغول به كار بوده است كه روزي رئيس فدراسيون كشتي به وي پيشنهاد كار در شركت آب منطقه اي تهران را مي كند كه وي نيز در دم مي پذيرد و به استخدام شركت در مي آيد. و به صورت حرفه اي جوشكاري ميكند به نحوي كه به جوشكار حرفه اي معروف است . 20 سال تمام كشتي گير بوده است و اين افتخارات حاصل آن روزهاست و از آن پس نيز در كسوت مربي تيم ملي ناشنوايان فعاليت در رشته ورزشي خود را ادامه داده است و اكنون نيز به عنوان مربي كودكان و نوجوانان و البته بزرگسالان ناشنوا به روي تشك ميرود. در رشته كشتي به كسب عناوين قهرماني : مقام اول در بازيهاي المپيك سال 1981 در كشور آلمان غربي در رشته آزاد مقام دوم در بازيهاي المپيك سال 1981 در كشور آلمان غربي در رشته فرنگي مقام اول در بازيهاي المپيك سال 1977 در كشور روماني در رشته آزاد مقام سوم در بازيهاي المپيك سال 1977 در كشور روماني در رشته فرنگي مقام اول دربازيهاي المپيك سال 1989 در كشور نيوزيلند در رشته فرنگي مقام دوم در بازيهاي المپيك سال 1993 در كشور بلغارستان در رشته فرنگي اين كشتي گير از نظر مهارت فني و سرعت ستاره مسابقات كشتي آزاد شناخته شد و جايزه مخصوصي (فوق ستاره ) دريافت كرد. و به عنوان بهترين كشتي گير مدال طلا گرفت.
|
||
|
|
|
|
|
گفتگو با آقاي عليرضا ميرزا رضايي (هنرمند نقاشي ناشنوا) فوق ليسانس نقاشي 1379 – مدرك دوره عالي در انجمن خوشنويسان 1376 اينجانب عليرضا ميرزا رضايي متولد سال 1350 ، زادگاهم يزد و شغل هنرآموز هستم. در سن 6 سالگي در دبستان نيمروز كه مخصوص ناشنوايان بود ثبت نام نمودم و دوره دبستان را در آنجا گذارندم. دوره دبستان علاقه بخصوصي به نقاشي پيدا كردم و اين علاقه با ديدن تصاوير بر پرده هاي سينما و كتابهاي داستان كودكان و نيز فيلمهاي انيميشن تلويزيون در من تشديد مي شد. هر جا عكس يا تصويري را مي ديدم در ذهنم آنها را مي پروراندم ومدلهاي گوناگوني از آن را مي كشيدم. كم كم علاقه ام به نقاشي بيشتر شد، بخصوص كه براي فردي ناشنوا مثل من كه هيچ هم صبحتي نداشتم، نقاشي اوقات بيكاري ام را پر مي كردم و هم از لحاظ رواني مرا تسكين مي داد. سال پنجم ابتدايي و اول و دوم دوره راهنمايي را در مدرسه باغچه بان گذراندم. در سال سوم راهنمايي به واسطه جنگ در مدرسه استثنايي اميد شهرستان يزد مشغول به تحصيل شدم و بعد سال اول و دوم هنرستان را در يزد و سوم و چهارم را در هنرستان هنرهاي تجسمي تهران (عادي) گذراندم و سرانجام در خرداد ماه 1370 از هنرستان هنرهاي تجسمي موفق به اخذ ديپلم با درجه عالي شدم و بعد در سال 71 به دانشگاه راه يافتم. از دانشگاه آزاد در رشته نقاشي فوق ليسانس 79 گرفتم. در كنار نقاشي به خطاطي نيز علاقه داشتم و در دروه خوشنويسي تا سطح دوره عالي از انجمن خوشنويسان مدرك گرفتم. چندين نمايشگاه انفرادي و گروهي برگزار كرده ام. و جوايز متعددي را از فرهنگسراي نياوران و موزه هنرهاي معاصر ايران دريافت كردم .
نمايشگاه هاي انفرادي: نمايشگاه هاي گروهي: |
||
|
|
|
|
|
گفتگو با استاد حسن تقوی (هنرمند مینیاتور ناشنوا) اينجانب حسن تقوي متولد سال 1312 و زادگاهم زنجان ناشنوا هستم. سال 1317 از زنجان به همراه مادرم به تهران آمدم و در مدرسه باغچه بان مشغول به تحصيل شدم ومدرك ششم ابتدائي را گرفتم معلمين من در مدرسه ناشنوايان باغچه بان زحمات زيادي برايم كشيدند. نقاشي را از ابتدا از مادرم اموختم مادرم در تمام مراحل مشوق اصليم براي آموختن و كشيدن نقاشي بود و بر اثر تشويق هاي او به يادگيري مينياتور علاقه مند شدم و از سن 18 سالگي شروع به آموختن مينياتور زير نظر استاتيدي : استاد زاويه، استاد كريمي ، استاد محمد تجويدي ، استاد بهزاد و استاد اسلاميان كردم. از سال 1330 رسما" كارم را در اداره هنرهاي زيبا شروع كردم و در كنار مينياتور به انجام فعاليتهاي هنري ديگري از قبيل تذهيب، معرق، مينا و سفالگري سراميك و نقاشي روي سفال را نيز مشغول بودم از سال 1334 به بعد نمايشگاههاي متعددي در ايران و آسيا و اروپا داشته ام از طريق خود اداره هنرهاي زيبا و در سال 1359 بازنشسته شدم و بعد از آن از تاريخ 1367 بصورت آزاد با سازمان ميراث فرهنگي همكاري ام را مجددا" شروع كردم و در زمينه سفال و نقاشي روي سفال تاكنون با اين سازمان همكاري ام ادامه دارد. تاكنون جوايز زيادي دريافت كرده ام و سال 1370 در نمايشگاه دو سالانه سفالگري در موزه هنرهاي معاصر شركت نمودم و در مجلات متعددي نام و آثار اينجانب به چاپ رسيده است. در تمامي سالهاي زندگي حرفه اي خود سعي در اين داشته ام كه حاصل دانسته ها و علم خود را به ديگران و جوانان كه مشتاق آموختن هستند انتقال بدهم زيرا اين اعتقاد من كه زكات علم آموختن آن است هنرمند موجودي برتر است زيرا از طرف خداوند برگزيده گرديده كه مبتكر و ابداع كننده باشد و نوعي خالقي در نوع خود، اين مزيت بدست نخواهد آمد مگر اين لطف از جانب خالق اصلي به صورت انوارالهي القا ء گردد و از نتيجه اين فرد حساس تر و شكننده تر از ديگر موجودات زميني ميگردد. پيشنهاد من در چگونگي حفظ و اشاعه هنر ، دعوت به كار كردن هنرمندان قديمي و پيشكسوت به صورت قراردادي با امتيازات خاص تامين زندگي آنها از نظر مادي – آموزش دادن جوانان و شيفتگان هنر بوسيله اين نخبگان است. استاد حسن تقوي ساليان سال است در چندين نمايشگاه كارهايشان را به نمايش عموم گذاشته اند و در نمايشگاه بروكسل هم شركت داشته اند و داراي جوايز و تجليل هاي بسياري هستند و به تازگي در اول خرداد 1385 از سازمان ميراث فرهنگي كشور مقام استاد درجه يك را همراه باتجليل گرفته اند.
|
||
|
|
|
|
|
بتهوون ، نابغه اي ناشنوا ! وفتي نام ، بتهوون برده مي شود. همه بي اختيار به ياد دو چيز مي افتند: موسيقي و ناشنوايي ! چرا كه لودويگ فان بتهوون. آهنگساز برجسته آلماني 20 سال دچار مشكل شنوايي بود و به تدريج شنوايي خود را از دست داد. اولين بار در 27 سالگي بود كه او متوجه شد صداهاي خيلي زير را درست نمي شنود. در اين زمان بتهوون تازه اولين سمفوني خود را نوشته بود. وضع شنوايي او به تدريج بدتر شد و در 30 سالگي در نامه اي به دكتر وگلر در شهر بن نوشت: "وضع شنوايي ام اصلا خوب نيست خيلي دچار مشكل شده ام در سالن تئاتر مجبورم در رديف اول بنشينم و به جلو و به طرف صحنه خم شوم تا بتوانم بشنوم كه بازيگران چه مي گويند به علاوه هيچ يك از نت هاي بالا را نمي توانم بشنوم به عبارت بهتر خيلي چيزها را مي شنوم اما نمي توانم به درستي تشخيص بدهم" او درباره مشكل شنوايي با هيچ كس حرف نمي زد. هر چه باشد او يك آهنگساز بود و مي ترسيد مردم به محض پي بردن به مشكل شنوايي اش در اصالت كارهايش ترديد كنند. در 31 سالگي تينيتوس (شنيدن صداي ويز دائمي بدون منبع خارجي) هم به مشكلات بتهوون اضافه شد سال بعد عليرغم تمامي اين مشكلات بتهوون سمفوني دوم خود را نيز كامل كرد. جالب اينكه هر چه بيماري بتهوون شدت مي گرفت پشتكارش بيشتر و خلاقيتش بارورتر مي شد. بسياري از كارشناسان معتقدند بيماري باعث شد تا او به نوعي تمركز همه جانبه دست پيدا كند و متوجه صداهاي ناب درون شود و از آنها الهام بگيرد به عبارت ديگر بتهوون از ناتواني خود نهايت استفاده را برد تا به نوعي " خلوت موسيقيايي" دست پيدا كند. اي لودويگ مي گويد: " ناشنوايي بتهوون اصلا غم انگيز نبود در واقع موهبتي بود كه بتهوون را از دنياي اغفال كننده بيرون به دنياي هنرمندانه درونش هدايت كرد." البته شايد رگه هايي از اغراق هم در اين گفته ها ديده شود. بالاخره بتهوون دچار معلوليت بود آن هم معلوليتي كه براي موسيقي دان در حد و اندازه هاي او يك فاجعه به حساب مي آمد اما اين حقيقت را نمي شود انكار كرد كه بتهوون در سالهاي اوج بيماري اش آثار بسيار برجسته اي خلق كرد كه همگي آنها امروزه جزوبزرگترين و مشهورترين آثار موسيقي كلاسيك به حساب مي آيند. او در 47 سالگي ديگر صداي هيچ نوع سازي را نمي شنيد و 3 سال بعد هم به طور كامل ناشنوا شد و قادر به تشخيص هيچ صدايي نبود. اما ناشنوايي مطلق هم نتوانست مانع بتهوون شود. او در اين دوره آثاري قابل ستايش و عميقا متفكرانه خلق كرد به علاوه بيشترين ساختار شكني هاي بتهوون نيز مربوط به همين سالهاست سونات پيانوي شماره 9 هامر كلاوير- ميساسولمنيس سمفوني شماره 29- كوارتت هاي زهي 32-20 و سونات هاي پيانو 16-12 همه و همه در زمان ساخته شدند كه بتهووون شنوايي خود را به طور كامل از دست داده بود او در 56 سالگي از دنيا رفت شايد وقتي امروز نام او برده مي شود. خيلي ها بي اختيار به ياد دو چيز بيفتند: اميد و مبارزه |
||
|
|
|
|
|
يك آهنگساز ايراني براي نخستينبار در جهان موفق به اختراع دستگاهي شده كه با استفاده از آن ناشنوايان قادر به درك موسيقي خواهند بود. كامران حميدكردار، آهنگساز و مخترع روشندل در گفتوگو با ايسنا، : با استفاده از اين دستگاه ناشنوايان مادرزادي يا ساير ناشنواياني كه فاقد پرده گوش نيز باشند ميتوانند اصوات موسيقي را از طريق پوست )حس لامسه( درك كنند. اين دستگاه به صورت يك سيستم سختافزاري سبك در يك بند چرمي جاسازي شده و بر روي پيشاني فرد ناشنوا بسته ميشود. اين دستگاه قادر است از طريق سيستمMID و اتصال به كيبورد يا كامپيوتر موسيقي نواخته شده و حتي آهنگهايي با پسوندMID را دريافت كرده و از طريق پوست و اعصاب لامسه به مغز كاربر ناشنوا منتقل كند بدين ترتيب فرد ناشنوا ميتواند به جاي شنيدن موسيقي را لمس كند. نتهاي موسيقي به كار رفته در اين سيستم همان نتهاي متداول است كه براي هر كدام ارتعاشي ويژه در نظر گرفته شده و فرد را قادر به تشخيص موسيقي و ادراك آن ميكند. وي درباره اساس اين روش گفت: در مرحله مطالعاتي اين طرح كه با همكاري پزشكان گوش و حلق و بيني انجام شده با قراردادن عايقهايي روي گوش، به اين نتيجه رسيديم كه قسمت جمجمه و استخوانهاي شانه، حس لامسه قويتر و قابليتهاي شنوايي را دارند و از راه پوست امكان درك موسيقي را براي ناشنوايان فراهم ميكند. نمونه عملي اين دستگاه ساخته شده و براي استفاده ناشنوايان جهان آماده توليد انبوه است. |
||
|
|
|
|
|
هلن كلر ، در 27 ژوئن سال 1880 بدنيا آمد. پدرش آرتور كلر از يك خاندان قديمي سويس بود كه در آغاز دوران مستعمراتي آمريكا باين سرزمين كوچ كرده بود و مادرش كيت آدامز كه همسر دوم آرتور بود .
|
||