ممنونم از شما آقایان اسدی پور و عنبری بابت سئوالهای مهم که طرح کردید به منظور آشنایی بیشتر با تفکرات و فرهنگ ناشنوایان اگرچه یافتن راه چاره بخصوص اجرایی شدن این طرح ساده نیست. چرا که به قول بچه ها این مسائل بس پیچیده و گسترده است.

بنده هم مثل بقیه دوستان کسانی که به همین وبلاگ سر می زند ناشنوا البته با سمعک نیم شنوا هستم. با اجازه تون شغلم دبیر نیست ولی تجربیات کمی در این زمینه دارم .
حالا به سری سئوالهایی توسط آقای اسدی پور نوشته شده رو جواب میدهم البته بعضی شان نه. اگرچه دیدگاه من با بقیه فرق داشته باشه و ممکنه قابل قبول نباشد!

ج 1:به خوبی متوجه نشدم درمورد اختراع توسط افراد ناشنوا ولی اگر منظورتان ناشنوای در هر جائی که باشد مثلا در کشورهای توسعه یافته یا درحال توسعه . چند نفر ناشنوای موفق البته از سال 1880 به بعد یا قرن نوزدهم چیزهائی رو اختراع کردند مثلا اختراع زبان اشاره، تلفن ولی بقیه شان یادم نیست که آدمهای مشهور بودند اگر بخواهی چند تا سایت ها برایت بفرستم به شرطی اینکه به زبان انگیسی تسلط داشته باشید و درمورد کارهای پژوهشی هم میتوانم بگم که در سایت های مختلف فراوان و به خوبی نشان داده شده است ولی بدبختانه مطالبشون بیشتر به زبان انگیسی و زبان های مختلف ترجمه شده است.

ج 2:
این بحث بس مهم و اساسی ولی مفصله نمیشه در اینجا گفت درهر صورت خلاصه میتوانم بگم البته من هم با ایده بچه ها آنچه که درپست های قبلی گفته شده تا حدودی موافقمم. همانطوریکه بهتر میدونید افراد شنوا دنیای اطراف خود رو با چشم وگوش خود می ببیند و بی رنج و زحمت فرا میگیرد و درک میکند درصورتیکه افراد ناشنوا هم دنیای اطراف خود رو میبیند و با چشم خود میشنود و درک میکند بنابراین درک شان با یکدیگر کاملا متفاوت میباشد. بعضی از ناشنوایان در درک کردن هر واژه ای یا مطلبی برایشان نا آشنا و نامفهوم باشدو قادر نیستند که بعضی از معانی آن رو بفهمند و درانتقال اطلاعات به ذهنشون یه خرده مشکل دارند لذا میبایستی شخص با تجربه و ماهر که با روشهای آموزشی تفکر ویژه ناشنوایان آشنایی دیرین داشته باشد که مفهوم شان رو به روش ساده بودن منتقل کنند اگرچه این روش زمان بر است .

علاوه براین ، تصور میکنم که اکثر بچه ها جامعه ما از نوشتن می ترسند و جرائت انشا نوشتن و موارد دیگر ندارند به خاطر همین بعضی شان زیاد کتاب های گوناگون رو مطالعه نمی کنند اگرچه به قول نظرات بچه ها که گفته شده ازلحاظ استعداد ، توانایی و فرا گیری کاملا متفاوت هستند اصلا نباید در این مسائل پافشاری کرد که حتما هرکدام از واژه ها رو اجبارا خوب متوجه شوند ....پیش خودم فکر میکنم که اصلا آموزش آنچه که به بچه ها تدریس میشود کاملا سنتی میباشد همچو زندگی روزمره برای گرفتن نمره خوب باوجود محدودیت زمان جز یاد گرفتن چیزها از روی ذهنی و تفکر تلاش میکنند.
بنابراین بایستی برنامه های مدارس یه روشهایی گنجانده شود که قابلیت شان چه جوری آموختن رو از لحاظ نظم فکری بیاموزند .. مثلا انتقاد آموزشی به بچه ها اینست که بایستی بهشون فرصت داد که آزادانه بیاندیشند و هر چیزی به ذهنشون برسد روی کاغذ بنویسد این روش خیلی ارزش بیشتراز گرفتن نمره هردرسی به خوبی ایفا میکنند ( البته برداشت خودم است). اگرچه اینهم بستگی به ضریب هوشی هر فرد داره تا چه حد برایشان تاثیرگذار است!!

ج 3:بنده از بچگی که در مدرسه و اجتماع عادی بزرگ شدم با آدمها دور بر ، رفتاری نه چندان مناسب و واکنشهای تندی از خود نشون دادند برخورد زیادی داشتم البته آستانه تحملم در حد بالایه که عادت کردم حالا برایم عادی شده.. به نظر من اگر افرادی که به ناشنوایان چیزهائی رو بگن مثلا متلک بیاندازند و چیزهای دیگر که نرمال نباشد خودشون مشکل خاصی دارند چون سالهاست که با افراد عادی سروکار داشتم و دارم ....
ج 4:والا اگر بخواهد دانشگاه مخصوص ناشنوایان در اینجا داشته باشد به ناچار بایستی همه شان زبان مخصوص ناشنوایان یا زبان اشاره رو یاد بگیرند تا به صورت اجباری در بیاد اون وقت بعدا محیط دانشگاه شون به تدریج به صورت محدود در میاد و از اجتماع عادی گریزان میشود در غیر اینصورت اگر در دانشگاه عادی بعضی از دروس ها برای ناشنوایان مشکله بهتر است یه کلاس کاملا مجزا از افراد عادی بروند و نیز در موقعیت عادی مقایسه و حس رقابتی از لحاظ آگاهی و اطلاعات با افراد عادی باعث کاستن فاصله ارتباطی و پرورش یافتن نیروی تفکر ناشنوایان میشود چراکه بنده چند سایت دانشگاه های معروف در آمریکا، جائی که افراد ناشنوا و نیم شنوا رو میپذیرند رو دیدم ..
متاسفانه آنچه که در جامعه واضح دیده میشود همین دید ترحم به ناشنوایان هست که جوری دیگر به ما می نگرند دلیل اینست که شناخت درست و آگاهی از جامعه ما رو ندارند اگرچه جامعه ما نوع زبان ارتباطی و هویت فرهنگ خاصی دارد بایستی به حقوق ما احترام بگذارد و به عنوان دسته ای از جامعه در موقعیتی قرار گرفته مورد قبول واقع شود اما تاکنون این دسته ای در قانون حمایت از معلولین برای تساوی حقوق در جامعه به توافق نرسیده است!! حالا اگر در جامعه ای این نوع فرهنگ و زبان ارتباطی شناخته شود واقعیت رو بگم اکثرا ناشنوایان که از راه بینایی استفاده میکنند که چیزهایی که عملی بودن بدست میآرند از لحاظ عملگرایی بسیار قوی و استعدادشان برجسته است اما در زمینه تئوری به دلیل محروم بودن از راه شنیدن یا مفهوم ،بعضی شان از لحاظ آگاهی و اطلاعات یه خرده مشکل دارند اما باید بپذیرد که این یک مسئله طبیعی است و هرکسی در حد توان خودشون توانایی شان از خود نشون میدهند امیدوارم که یه روزی دیدگاه مردم نسبت به جامعه تغییر ایجاد شود ما شاهد آن باشیم که در جامعه ای حسادت ، ریا کاری و برخوردبد، ظلم کردن .... به خوبی نمایان است البته نباید توقع داشت چراکه همه افراد در زندگی خصوصی مشکل خاصی خودشان دارند به خصوص از لحاظ روحی و روانی. بنده به این که میگم " جامعه روانی" .
بقیه سئوالها رو سر فرصت خواهیم نوشت چون هرکدام از سئوالها یه بحث مفصل داره ولی بنده به پست درمورد کسانی که مشکل شنوایی دارند به مدارس عادی رفتند که در ادراک بعضی از کلمات مشکل دارند توجه کردم علتشون میتوانم بگم که وقتی با بچه ها روبرو میشی چه نوع واکنش از خود نشون می دهند پس واضح هست که مشکل ارتباطی دارند بنابراین باید با همین مشکلات کنار بیایند این مسئله بیشتر با خودشون کلنجار میروند در نتییجه فرصتی بهشون داده نمیشه که آزادانه فکر کنند و درک کنند یا چیزهایی رو خوب فرا بگیرند ولی بعدا به ناچار بایستی در جامعه عادی کار کنند درعوض در آینده از لحاظ ارتباطی به راحتی میسر میشود ، قبول دارید ؟ نظر شما چیست ؟