نگاهی به تاریخ
ويليام شكسپير درگذشت (مصادف با 3 ارديبهشت ماه 1388)
393 سال پيش در روز 23 آوريل سال 1616 ميلادي ويليام شكسپير برجسته ترين نمايشنامه نويس انگلستان و شايد جهان درگذشت. اين غول ادبيات شخصيت هايي را به بشريت شناساند كه اكنون جنبه واقعي آنها بيش از جنبه تخيلي آنها است: هملت ، اتللو ، لير شاه يا رومئو و ژوليت.ويليام شكسپير در يك خانواده بازرگان مرفه در شهر استراتفورد متولد شده بود.براساس سنت آن زمان ، او در روز 26 آوريل سال 1554 ميلادي در كليساي سنت ترينيتي غسل تعميد داده شد و نامگذاري اش صورت گرفت.شكسپير در همين شهر استراتفورد در سن 18 سالگي با آن هاتاوي كه 8 سال از او مسنتر بود ، ازدواج كرد كه ثمره اين ازدواج 3 فرزند بود.5 سال بعد ، ويليام به لندن رفت و نخستين اثر خود ونوس و آدونيس را خلق كرد.گروه هنري شكسپير ابتدا در تئاتر جديد گلوب در ساحل راست رودخانه تايمز و سپس از سال 1608 در سالن تئاتر بلاك فرايرس نمايشنامه هاي جاودانه او را روي صحنه اجرا مي كردند.به اين ترتيب ، در روز 23 آوريل سال 1616 ميلادي ويليام شكسپير برجسته ترين شاعر و نمايشنامه نويس انگلستان و يكي از مشهورترين نمايشنامه نويسان جهان درگذشت.او در حالي كه غرق افتخار بود در شهر زادگاهش استراتفورد در سن 52 سالگي دار فاني را وداع گفت.
ميكل آنژ،نابغه عصر رنسانس درگذشت (مصادف با 30 بهمن ماه 1387)
445 سال پيش در روز 18 فوريه سال 1564 ميلادي ميكله آنجلو بوئوناروتي ، نابغه عصر رنسانس كه بيشتر به نام ميكل آنژ شهرت دارد در سن 89 سالگي در شهر رم درگذشت.ميكل آنژ نقاش ، مجسمه ساز ، آرشيتكت ، مهندس و شاعر برجسته ترين هنرمند دوره رنسانس محسوب مي شود.او در طول حيات خود ، زندگي پرافتخاري را سپري كرد و با تمام پاپ هاي عصر رنسانس همكاري داشت.ميكله آنجلو بوئوناروتي ( ميكل آنژ ) در روز 6 مارس سال 1475 ميلادي در منطقه كاپرزه در نزديكي شهر آرزو متولد شد.او در شهر فلورانس و در دربار لوران دومديچي نبوغ هنري خود را آشكار كرد.پس از سرنگوني خاندان مديچي ، ميكل آنژ به شهر رم و به نزد پاپ ژوليوس دوم پناه برد.در سال 1508 ، ژوليوس دوم از ميكل آنژ خواست تزيين كليساي سيكستين را به عهده بگيرد.ميكل آنژ مدت 4 سال به اين كار پرداخت و 800 متر مربع ديوارهاي نقاشي شده كه امروز شاهكاري محسوب مي شود را از خود بر جا گذاشت.در سال 1527 ميلادي پاپ پل سوم از ميكل آنژ دعوت كرد طراحي ميدان كاپيتول مقر سناي شهر رم را به عهده بگيرد و ميكل آنژ طرحي را پياده كرد كه امروز شاهد هارموني و توازن فوق العاده آن هستيم.در سال 1546 ميلادي ميكل آنژ به درخواست پاپ پل سوم احداث كليساي سن پيترو كه عمليات اجرايي آن 32 سال پيش از اين تاريخ با مرگ برامانته ، آرشيتكت اوليه آن متوقف شده بود را عهده دار شد و گنبد فوق العاده آن به ارتفاع 136 متر را طراحي كرد.از ميكل آنژ آثار بسياري باقي مانده است كه نشانه نبوغ فوق العاده اين هنرمند بي نظير است.به اين ترتيب در روز 18 فوريه سال 1564 ميلادي ميكل آنژ نابغه عصر رنسانس در سن 89 سالگي درگذشت.اما در طول حياتش به اندازه اي آثار باارزش از خود برجا گذاشت كه امروز پس از گذشت 445 سال از آن تاريخ ، نام او زنده و جاودان باقي مانده است.
درگذشت موتزارت (مصادف با 15 آذر ماه 1387)
217 سال پيش در روز 5 دسامبر سال 1791 ميلادي ولفگانگ آمادئوس موتزارت، موسيقيدان برجسته اتريشي در سن 35 سالگي در عنفوان جواني درگذشت.جسد موتزارت در يک گور بي نام و نشان در گورستان سن مارک در چند کيلومتري شهر وين به خاک سپرده شد.هنگامي که بعدها براي ساختن مقبره اي که شايسته نام و نبوغ اين هنرمند باشد به جستجوي گور او پرداختند ، موفق به کشف محل آن نشدند.از موتزارت بيش از 600 اثر موسيقي در تمام زمينه ها ، اپراها ، سونات ها ، کنسرتوها ، سمفوني ها و کواتورها به يادگار مانده اند.چند روز قبل از مرگ موتزارت يک زن سياهپوش به او سفارش يک «رکوئيم» را داد اما موتزارت مجال به پايان رساندن آن را نيافت و يکي از شاگردانش براساس آخرين توصيه هاي استاد آن را به پايان رساند.به اين ترتيب ، در روز 5 دسامبر سال 1791 ميلادي ولفگانگ آمادئوس موتزارت ، موسيقيدان برجسته اتريشي در عنفوان جواني درگذشت.مردم اتريش و اروپا در زمان حيات موتزارت نبوغ او را نشناختند و موتزارت در فقر درگذشت.اپراي «فلوت سحرآميز» پس از مرگ موتزارت به نمايش درآمد و با استقبال فراواني روبه رو شد اما هنرمند ديگر زنده نبود تا شاهد اين موفقيت باشد.
آغاز كشتار ارامنه در عثماني (مصادف با 4 ارديبهشت ماه 1388)
94 سال پيش در روز 24 آوريل سال 1915 ميلادي در شهر استانبول ، پايتخت امپراتوري عثماني 600 نفر از ارامنه صاحب نام شهر به دستور دولت غيرمذهبي و افراطي ترك هاي جوان به قتل مي رسند.اين آغاز كشتار ارامنه توسط دولت ملي گرا و سكولار ترك هاي جوان بود كه حدود 1.2 ميليون نفر از جامعه ارمني امپراتوري عثماني در جريان آن جان خود را از دست مي دهند.در دوره حکومت سلاطين عثماني ، جوامع ارمني و يوناني در امپراتوري عثماني به آسودگي زندگي مي كردند و اغلب آنها نقش مهمي در بازرگاني و در دستگاه اداري حكومت عثماني داشتند.تا اينكه در سال 1909 ميلادي سلطان عبدالحميد دوم توسط جنبش ملي گراي «ترك هاي جوان» به رهبري انور پاشا دستش از قدرت كوتاه مي شود.جنبش ترك هاي جوان پان تورانيسم يا اتحاد همه اقوام ترك زبان از سواحل اژه تا مرزهاي چين را تبليغ مي كردند.در زمان سلطنت محمد پنجم ،سلطان جديد عثماني كه مقامش بيشتر تشريفاتي بود ، عثماني به آلمان نزديك مي شود.در نوامبر سال 1914 ميلادي اين كشور در كنار قدرت هاي محور امپراتوري هاي آلمان و اتريش عليه روسيه و كشورهاي غربي وارد جنگ بزرگ جهاني اول مي شود.ارتش روسيه نيروهاي عثماني را شكست داده و وارد خاك عثماني مي گردد.ارتش عثماني كه توسط ترك هاي جوان هدايت مي شد هنگام عقب نشيني فجايع زيادي را عليه ارامنه ساكن سرزمين هايي كه از آن عبور مي كرد ، مرتكب شد.در همين زمان ، فرانسوي ها و بريتانيايي ها آماده مي شدند تا با پياده كردن قواي خود در تنگه داردانل شهر استانبول ، پايتخت عثماني را تصرف كنند.جنبش ملي گراي ترك هاي جوان كه موقعيت خود را در خطر مي ديد تصميم گرفت با اعمال خشونت عليه ارامنه توجه افكار عمومي را منحرف كند.طلعت پاشا ، وزير كشور امپراتوري عثماني و يكي از رهبران اين جنبش سكولار دستور كشتار ارامنه شهر استانبول و سپس ارامنه اي كه در ارتش عثماني خدمت مي كردند را صادر كرد.در تلگرافي كه از سوي وزارت كشور به سلول هاي جنبش ترك هاي جوان مخابره مي شود چنين نوشته شده بود: « دولت تصميم به نابودي كليه ارامنه ساكن عثماني گرفته است.بايد به موجوديت آنها خاتمه داد حتي اگر قرار باشد به خشن ترين شيوه ها متوسل شد.نه سن و نه جنسيت آنها نبايد مورد ملاحظه قرار گيرد.در اين كار اصول اخلاقي و وجدان جايي ندارند.در 7 ايالت شرقي عثماني ، ارامنه در محل توسط ارتش تحت فرماندهي جنبش سكولار ترك هاي جوان قتل عام شده يا در كاروان هاي انبوه گردآوري شده و به مناطق جنوبي تبعيد شدند.تقريبا كليه آنها از بي آبي و بي غذايي يا بر اثر حمله اقوام مختلف كه توسط جنبش افراطي ترك هاي جوان تحريك شده بودند در راه جان خود را از دست دادند.پس از ايالت هاي شرقي نوبت به ارامنه ساکن سراسر امپراتوري عثماني رسيد تا به دستور ملي گرايان غير مذهبي جنبش ترك هاي جوان قتل عام شوند.به اين ترتيب ، در روز شنبه 24 آوريل سال 1915 ميلادي در شهر استانبول 600 نفر از ارامنه صاحب نام شهر به دستور دولت غيرمذهبي ترك هاي جوان به قتل مي رسند. اين آغاز كشتار دهشتناك ارامنه توسط جنبش ملي گراي افراطي ترك هاي جوان بود.در آن زمان امپراتوري عثماني داراي 2 ميليون تبعه ارمني بود كه در مجموع دو سوم آنها در جريان اين كشتار جمعي جان خود را از دست دادند.
نسل کشي قوم توتسي در رواندا (مصادف با 18 فروردين ماه 1388)
15 سال پيش در روز 7 آوريل سال 1994 ميلادي نسل کشي قوم توتسي ها در رواندا ، يكي از وحشتناكترين وقايع قرن بيستم آغاز شد. در روز قبل از آغاز قتل عام هواپيماي حامل ژوونال هابياريمانا رييس جمهور رواندا از قوم هوتو در شرايط مرموزي بر فراز كيگالي سرنگون مي شود.در همان شب راديوهاي افراطي قوم هوتو كه اكثريت مردم رواندا را تشكيل مي دهند، فرياد انتقام از توتسي ها را سر داده و از فرداي آن روز قتل عام سازماندهي شده قوم توتسي با وحشيگري و سبعيت آغاز مي شود.ظرف 3 ماه 800 هزار نفر كه اغلب آنها توتسي بودند به فجيع ترين وضعي قتل عام مي شوند.قتل عام 800 هزار زن و كودك و مرد در ميان بي تفاوتي جامعه بين المللي صورت مي گيرد در واقع ، رقابت فرانسه و آمريكا عامل اصلي اين جنايت گسترده بشري در اين كشور كوچك آفريقايي بود.نزديك به يك دهم جمعيت رواندا فقط در جريان 3 ماه كشته مي شوند.هوتوهاي افراطي كودكان نوزاد را با زدن ضربه چماق به سرشان مي كشتند و زنان و مردان را با داس قطعه قطعه مي كردند.آنها توتسي ها را در داخل منازلشان زنده زنده به آتش مي كشيدند.حتي هوتوهاي ميانه رو نيز از آتش غضب دژخيمان در امان نماندند.سازمان ملل متحد قبل و در جريان قتل عام يك نيروي حافظ صلح را در رواندا مستقر كرده بودند اما آنها قادر به جلوگيري از قتل عام نبودند.با اينكه رومئو دالر، ژنرال كانادايي ، فرمانده نيروهاي كلاه آبي درخواست نيروي بيشتري براي جلوگيري از كشتار كرد ، اما سازمان ملل متحد تعداد نيروها را كاهش داد.تا اينكه سرانجام در روز 4 ژوييه سال 1994 ميلادي شهر كيگالي توسط حبهه ميهني رواندا كه از توتسي ها تشكيل شده بود ، تصرف مي شود و قتل عام خاتمه مي پذيرد.به اين ترتيب ، در روز 7 آوريل سال 1994 ميلادي قتل عام توتسي هاي رواندا توسط هوتوها آغاز مي شود.يك قتل عام سازماندهي شده كه توسط هوتوهاي افراطي با توسل به وحشيانه ترين روش ها صورت گرفت.كشتار وحشتناكي كه عامل اصلي آن رقابت فرانسه و آمريكا در اين كشور كوچك مركز آفريقا بود.علاوه بر 800 هزار كشته اين قتل عام بيش از 5/1 ميليون نفر آواره مي شوند.امروز افرادي هستند كه همه اعضاي خانواده خود را در اين قتل عام از دست داده اند و در اين جهان پهناور تنها مانده اند.نسل کشي رواندا يكي از سياهترين صفحات تاريخ جهان در قرن بيستم و شايد در تمام تاريخ بشريت محسوب مي شود.
جنگ داخلي اسپانيا ، فاجعه گوئرنيكا (مصادف با 6 ارديبهشت ماه 1388)
72 سال پيش در روز 26 آوريل سال 1937 ميلادي شهر كوچك گوئرنيكا در ايالت باسك اسپانيا و زماني كه روز بازار هفتگي اين شهر كوچك بود توسط هواپيماهاي لژيون كندور آلمان بمباران شد. در اين بمباران بي دليل و غافلگيركننده 248 مرد و زن و كودك بي گناه كشته شدند. اين نخستين بار در تاريخ مدرن بود كه يك جمعيت غيرنظامي بي گناه خونسردانه در يك بمباران هوايي قتل عام مي شدند. دستور اين كشتار را آدولف هيتلر رهبر آلمان نازي صادر كرده بود.هيتلر كه متحد ژنرال فرانكو در جنگ داخلي اسپانيا بود مي خواست با اين كشتار بي رحمانه مردم غيرنظامي را به وحشت انداخته و مرعوب كند.انتخاب شهر كوچك گوئرنيكا به عنوان هدف به دليل نقش افسانه اي و تقريبا مقدس اين شهر در تاريخ سرزمين باسك بود.در همان سال ، پابلو پيكاسو با خلق تابلوي گوئرنيكا ، اين فاجعه را جاودان كرد.اين تابلو غم انگيزترين اثر پيكاسو در جريان حيات طولاني حرفه اي او محسوب مي شود.به اين ترتيب ، در روز 26 آوريل سال 1937 ميلادي شهر كوچك گوئرنيكا در ايالت باسك اسپانيا و مردم بي گناه و از همه جا بي خبر آن توسط هواپيماهاي آلماني لژيون كندور بمباران شد.در اين بمباران 248 مرد و زن و كودك بي گناه كشته شده و صدها نفر ديگر مجروح شدند.پابلو پيكاسو با خلق تابلو گوئرنيكا ، اين فاجعه كه به دستور هيتلر انجام شده بود را جاودان كرد.امروز تابلوي گوئرنيكا که در سالن شوراي امنيت سازمان ملل متحد نصب شده ، نماد زشتي ها و بلاياي جنگ است.
بردگي در فرانسه ملغي شد (مصادف با 7 ارديبهشت ماه 1388)
161 سال پيش در روز 27 آوريل سال 1848 ميلادي حكومت جمهوري فرانسه قانون لغو فوري بردگي در مستعمرات فرانسه را تصويب كرد.در دوران انقلاب فرانسه ، نمايندگان كنوانسيون قانون لغو بردگي را تصويب كرده بودند.اما پس از به قدرت رسيدن ناپلئون بناپارت به عنوان كنسول اول فرانسه ، او در20 مه سال 1802 ميلادي اين قانون را ملغي كرد و دوباره برده داري در مستعمرات فرانسه رايج گرديد.در سال 1833 ميلادي دولت بريتانيا به طور قطعي برده داري را در تمام مستعمراتش را الغا كرد.در فرانسه به لطف تلاش هاي ويكتور شوئلشر يك جمهوري خواه ليبرال پانزده سال بعد و در دوران جمهوري دوم فرانسه بار ديگر اما براي هميشه قانون لغو بردگي در مستعمرات فرانسه به تصويب رسيد.پس از سرنگوني سلطنت لويي فيليپ اول و استقرار جمهوري دوم فرانسه ، ويكتور شوئلشر از موقعيت خود به عنوان معاون وزير درياداري استفاده كرد و دست به تلاش گسترده اي براي آزادي بردگان زد.چند ماه بعد مجلس فرانسه قانون لغو بردگي را براي هميشه تصويب كرد.به اين ترتيب در روز 27 آوريل سال 1848 ميلادي قانون لغو فوري بردگي در مستعرات فرانسه توسط حكومت جمهوري فرانسه تصويب شد.به لطف تلاش هاي ويكتور شوئلشر انسان دوست 250 هزار برده سياهپوست يا دورگه كه در مستعمرات فرانسه به استثمار كشيده شده بودند براي هميشه از رنج بردگي نجات يافتند.
آغاز احداث راه آهن ترانس سيبري (مصادف با 29 ارديبهشت ماه 1388)
118 سال پيش در روز 19 مه سال 1891ميلادي به دستور تزار الكساندر سوم امپراتور روسيه، احداث راه آهن افسانه اي ترانس سيبري كه شهر مسكو را به شهر ولادي وستك در ساحل اقيانوس آرام متصل مي كرد،آغاز شد.با اجراي طرح احداث راه آهن ترانس سيبري دسترسي مسكو به سرزمين هاي دوردست سيبري و استفاده از ذخاير عظيم و باارزش زيرزميني اين سرزمين ها فراهم مي شد.احداث راه آهن ترانس سيبري توسط هزاران كارگر، دهقانان فقير ، زندانيان و تبعيديان سياسي انجام گرفت. شرايط كار وحشتناك بود زمستان هاي بسيار سرد و پشه هاي مالاريا در تابستان جان هزاران نفر از افرادي كه در ساختن راه آهن ترانس سيبري فعاليت مي كردند را گرفتند.براي اجراي اين طرح بايد صدها پل ها ، تونل ها احداث مي شدند ، مرداب هاي بسياري را بايد خشك مي كردند و براي ساختن تراورس ها ميليون اصله درخت را قطع مي نمودند...
هر سال احداث حدود 600 كيلومتر از اين راه آهن به اتمام مي رسيد، بخشي از اين راه آهن از سال 1904 ميلادي آغاز به كار كرد و در سال 1916 ميلادي احداث كامل راه آهن ترانس سيبري خاتمه پذيرفت.به اين ترتيب در روز 19 مه سال 1891 ميلادي عمليات احداث راه آهن ترانس سيبري آغاز شد. سرانجام پس از 25 سال و مرگ هزاران كارگر كه اغلب به بيگاري گرفته شده بودند، راه آهن ترانس سيبري به طول 9298 كيلومتر مسكو را به بندر ولادي وستك در ساحل اقيانوس آرام متصل كرد.
افتتاح کانال سوئز (مصادف با 27 آبان ماه 1387)
139 سال پيش در روز 17 نوامبر سال 1869 ميلادي کانال سوئز با حضور اوژني امپراتريس فرانسه ، همسر ناپلئون سوم و فرانسوا ژوزف امپراتور اتريش - مجارستان افتتاح شد.جيوزپه وردي ، آهنگساز مشهور ايتاليايي براي بزرگداشت اين واقعه اپراي «آيدا» را با اقتباس از يک اثر «آگوست ماريت» مصرشناس فرانسوي خلق کرد و 2 سال بعد در روز 23 دسامبر سال 1871 ميلادي اين شاهکار هنري را در تئاتر قاهره روي صحنه برد.6 قرن قبل از ميلاد ، فرعون نخائو دوم از سلسله بيست وششم فراعنه مصر به فکر اتصال درياي سرخ به درياي مديترانه با احداث يک کانال مصنوعي افتاد.داريوش اول پادشاه هخامنشي ايران پس از فتح مصر دستور احداث ترعه اي را داد که درياي سرخ را به درياي مديترانه متصل مي کرد.اما با گذشت قرن ها ، اين آبراه به دليل عدم نگهداري و لايروبي از بين رفت.در سال 1833 ميلادي ، پروسپر آنفانتن صميم مي گيرد کار افرادي که طرح احداث ترعه اي ميان درياي مديترانه و درياي سرخ را بررسي کرده بودند ، دنبال کند.محمدعلي خديو مصر که به نام سلطان عثماني مصر را اداره مي کرد ، طرح آنفانتن را رد کرد تا اينکه ، فردينان دولسپس ، ديپلمات جوان فرانسوي به مصر اعزام مي شود.اين نائب کنسول 27 ساله فرانسه در اسکندريه به پسر محبوب خديو مصر درس سوارکاري مي داد.او در اسکندريه با آنفانتن آشنا شد و از طرح او براي احداث ترعه آگاه گرديد.چند سال بعد ، محمد سعيد شاگرد سوارکاري دولسپس خديو مصر مي شود.فردينان موفق به جلب رضايت خديو مصر براي احداث ترعه مي گردد.دولسپس با حمايت اوژني امپراتريس فرانسه موفق به جمع آوري منابع مالي لازم براي احداث ترعه مي شود و در روز 25 نوامبر سال 1854 ميلادي قرارداد بهره برداري 99 ساله از اين ترعه را از خديو مصر کسب مي کند.فرديناند دولسپس در 19 مه سال 1855 ميلادي کمپاني سوئز را تاسيس کرد نمود و عمليات احداث کانال آغاز شد.سرانجام ، پس از چند سال کار طاقت فرسا کانال سوئز به طول 162 کيلومتر ، عرض 54 متر و عمق 8 متر درياي مديترانه را به درياي سرخ مرتبط مي کند. با احداث کانال شهرهاي جديدي در بيابان متولد شدند: پورت سعيد در دهانه کانال در ساحل مديترانه ، شهر سوئز در دهانه کانال در ساحل درياي سرخ و شهر اسماعيليه در حد فاصل اين دو شهر.احداث کانال سوئز موجب شد مسير دريايي لندن به بمبئي 8 هزار کيلومتر کاهش يابد زيرا ديگر نيازي به دور زدن قاره آفريقا نبود.بريتانياکه مي خواست اين مسير حياتي را تحت کنترل خود داشته باشد ، مصر که تا آن زمان قلمروي عثماني محسوب مي شد را تحت قيمومت خود درمي آورد.به اين ترتيب ، در روز 17 نوامبر سال 1869 ميلادي کانال سوئز با حضور امپراتريس اوژني همسر ناپلئون سوم امپراتور فرانسه و فرانسوا ژوزف امپراتور اتريش افتتاح شد.بريتانيا به زودي کنترل نظامي و مالي کانال سوئز ، اين مسير دريايي حياتي را به دست مي گيرد و مصر که يک سرزمين امپراتوري عثماني محسوب مي شد را تحت قيمومت خود قرار مي دهد.تا اينکه پس از سرنگوني ملک فاروق و به قدرت رسيدن افسران جوان ، «جمال عبدالناصر» در سال 1956 ميلادي کانال سوئز را ملي اعلام مي کند.
شروع به نوشتن خاطرات بابام ...