ورزشی

گزارش اختصاصی شیرزنان از ورزشکاران زن ناشنوا در ایران

شیرزنان-شبنم شکوریان: سفر مرا به سرزمین های استوایی برد و زیر سایه آن "بانبان"سبز تنومند چه خوب یادم هست عبارتی که به ییلاق ذهن وارد شد: وسیع باش، و تنها، و سر به زیر، و سخت. به اینجا که می رسی انگار به دنیای دیگری وارد شده ای. دنیای خالی از غر زدن های معمول هر روزه، دنیای ساده نوجوونی که پر است از آرزوها و رویاهای بسیار، صورت های شاد و چشمان سرشار از محبت و شیطنت، خالی از حسادت، دورویی و حرص! به اینجا که می رسی انگار وارد عالم دیگری می شوی به نام دنیای ساده نوجوانان ورزشکار ناشنوا.

وقتی صحبت می کنند صدایشان گنگ است از تکرار حرف های بی هجا و کشدار اما به چشمانشان که خیره می شوی، تلاششان را می بینی که چطور با کمترین امکانات مصمم به ورزش کردن هستند. آن وقت زندگی برایت رنگ دیگری پیدا می کند و رنگی که با ورود به ورزشگاه ناشنوایان در خیابان دماوند می توان آن را دید. محسن حمیدی پدر فاطمه حمیدی شناگر 12 ساله می گوید: "ورزشكاران ناشنوا نیازمند توجه بیشتر مسؤولان سازمان تربیت بدنی هستند." فاطمه از 5 سالگی به دلیل بیماری، شنوایی اش را از دست داده، شناگر خوبی است و می خواهد در آینده ای نزیک خودش را به تیم ملی برساند. او که در کنار پدر ایستاده با حرکات دست چیزی می گوید و پدر اینطور برایمان ترجمه می کند: تنها آرزویم این است که یک روزی ورزشکار بزرگی شوم. من می خواهم یک روز مانند سایر ورزشکاران در مسابقات کشوری شرکت کنم......

ادامه مطلب

ادامه نوشته

رسانه

- ناشنوایان با مشاهده و دیدن زیرنویس و رابط در تلویزیون رشد مهارتهای زبانی و نوشتاریشان بالا میرود

- برای وقایع و اتفاقات و اطلاعات مهم روزانه که در کشور رخ می دهد وجود رابط و زیرنویس در تلویزیون لازم است

- ناشنوایان با دیدن زیرنویس در تلویزیون کلمات ، مفاهیم و جملات را بیشتر درک می کند.

- ناشنوایان بامشاهده و دیدن رابط و زیرنویس در تلویزیون دیگر نیاز به تفسیر و مترجم اعضای خانواده ندارند.

- با مشاهده زیر نویس انگیزه بیشتر برای مطالعه مطبوعات دارند

- با مشاهده زیرنویس از جریان فیلم های و سریال و برنامه زنده تصویر زندگی معلومات اضافه بشود

نظرخواهی

مصاحبه با خانواده که فرزند ناشنوا دارند.

در این زمینه تلویزیون باید رابط و زیرنویس باشد یا برنامه های ویژه ناشنوایان را پخش کند که مشکلات خانواده هم اضافه نشوند بیشتر افراد ناشنوا به یکی از افراد خانواده متوسل شده تاجزئیات برنامه از او جویا شوند و این از صبر و حوصله بیشتر اعضای خانواده ها خارج است و در نتیجه آرامش خانواده ها ازبین برود و بدنبال آن برخورد های منفی و پرخاشگر بین خانواده بوجود می آورند.

آمار نشان میدهد تهیه و اجرا برنامه های مخصوص ناشنوایان (رابط و زیرنویس) تاحد امکان زیاد می تواند ۸۰ درصد در رفع مشکلات مختلف برطرف خواهد شد.

رسانه

نیازهای بینندگان ناشنوا

نماینده دبیرخانه اروپایی فدراسیون جهانی ناشنوایان (اقای استین وپوز)

- ناشنوایان می خواهند برنامه های تلویزیونی را بفهمند

 -ناشنوایان می خواهند برنامه ای مخصوص خود داشته باشند.

- ناشنوایان می خواهند غیر از تصویر ، کلام ، موسیقی برنامه های تلویزیونی را درک کنند و همانند افراد شنوا از برنامه های تلویزیونی لذت ببرند. این مشکل با گذاشتن زیرنویس و رابط حل خواهد شد و انجام اقداماتی در رابطه با استفاده از تلویزیون باعث نخواهد شد که آنها همیشه فرق بین شنوا و ناشنوا را حس نمایند. با تهیه برنامه خاص (زیرنویس و رابط) برای افراد دارای نقص شنوایی در تلویزیون سبب خواهد شد که آنها فرق بین شنوا بودن و ناشنوا بودن را حس نکنند.

رسانه

فرهنگ ناشنوایان

زبان اشاره در فرهنگ ناشنوایان از جایگاه مخصوص برخوردار است. زبان اشاره همانند پرچم هر کشوری است که اهمیت آن برابر با فرهنگ ناشنوایان است. ناشنوایان برای رفع نیازهای ارتباطی خود ، از زبان اشاره که همان زبان و فرهنگ دیداری ناشنوایان است استفاده می کنند....

منبع محفوظ

ورزشکار

ديدار با كريم رئيسي نيا، قهرمان خاموش المپیک

 

سوت يعني تختي

 


انگشت اشاره و كوچك خود را بلند مي كند و دوتاي وسط را خم؛ چيزي مثل سوت زدن، سوت يعني تختي ، كريم خود اولين ناشنواي ايراني است كه گواهينامه رانندگي دريافت كرد. همه ماشين و زمين و مجوز باشگاه گرفتند، اما ما يك حق را براي ناشنوايان گرفتيم
وقتي به دنيا آمد هيچكس فكرش را نمي كرد كه اين كودك كم شنواست. وقتي هم كه بزرگ شد ديگر كار از كار گذشته بود. توي محله شاهپور زندگي مي كرد. خانه پدري اش چند خانه با خانه پهلوان تختي فاصله داشت. او يك سال از تختي بزرگتر بود اما خودش مي گويد كه او از من قويتر بود. كريم و غلامرضا و اكبر بزن بهادر محل بودند و به قول خودش هيچكس جرات قلدري نداشت. هر سه با هم رفتند زورخانه و بعد كشيده شدند روي تشك كشتي. غلامرضا تختي از همان موقع هم سرآمد جوانان محل بود و هيچكس نمي توانست پشتش را به خاك بمالد حتي كريم. غلامرضا دست كريم را هم گرفت و هر دو شدند قهرمان؛ كريم روي وزن 68 كيلو و غلامرضا روي وزن 86 كيلو. اولين اردوي تيم ملي هم كه در تركيه بود با هم بودند.
كريم از 52 كيلوگرم شروع كرد و بعد وزنش زد بالا. او حالا هم كه به سن 74 سالگي رسيده هنوز وزنش را روي 68 كيلوگرم نگه داشته است. كريم رئيسي تا وقتي كه ساكت است ابهت يك كشتي گير قدر از وجناتش پيدا است و هر چه گشتيم نتوانستيم هيچ الماني از ناشنوايي اين قهرمان خسته كشتي آزاد و فرنگي پيدا كنيم. وقتي دست هايش را براي اداي تعداد مدال هايش به هوا برد و لب هايش را براي كمك به دست هايش جنباند عدد 8۴، و 4 را شناختم. ۸ مدال در اين ورزش برده بود كه 4 تاي آن طلا و 4 تاي آن نقره و برنز هستند.
بلند شد و به سمت بوفه شيشه اي گوشه خانه كوچك و نقلي اش رفت و با دست اشاره كرد تا همراهش شويم. تمام مدال هاي زرين، گل سينه هاي رنگارنگ، جام هاي قهرماني و قاب عكس هاي قديمي را در اين بوفه كوچك شيشه اي به طرز بسيار خوش سليقه چيده بود. از همه جلوتر سه مدال طلايي رنگي كه روي آن دو كشتي گير حك شده بود به چشم مي خورد. از برق و درخشش آنها پيدا بود كه لااقل هفته اي يكبار رنگ و جلا مي خورند.
انگشت ها را به هوا بلند كرد و آنها را به طرف مدال ها گرفت. مي خواست كه بگويد 5 تا از مدال هايش يك شب كه در خانه خوابيده بود و در منزل نيز غفلتا باز بود به سرقت رفته است.
خاطرات پوشيده شده بريده هاي روزنامه هاي قديمي را آهسته ورق مي زند. لبه هاي روزنامه از كهنگي پودر شده روي ميز مي ريزد. با دست آنها را از روي ميز پاك مي كند. شايد آنقدر اين ورقه هاي نازك و كهنه بپوسد كه نام و تصوير آقاي كريم رئيسي نيا كه آن موقع تيتر يك روزنامه هاي ورزشي آن دوره شده بود نيز آهسته آهسته خورده و محو شوند، مثل خودش كه از خاطره دنياي ورزش محو شده است.
نام روزنامه يادم نيست اما يك روزنامه ورزشي تمام عيار رنگي بود. با خطوط درشت سياه رنگ روي زمينه نخودي صفحه نوشته شده بود: سال 1309 در تهران به دنيا آمد. از كودكي شيفته ورزش بود و از 10 سالگي به ورزش كشتي روي آورد. در همان هنگام در چاپخانه بانك ملي ايران مشغول به كار شد و قبل از تشكيل فدراسيون ورزش كرولال ها در مسابقات كشتي به مقام قهرماني كشور رسيد. بعد از تشكيل فدراسيون كرولال ها، رئيسي اولين قهرماني بود كه براي اولين بار در مسابقات المپيك كرولال ها در ميلان ايتاليا 1957 ميلادي شركت كرد و در رشته كشتي آزاد و فرنگي به كسب دو مدال طلا نايل آمد. در سال 1961 ميلادي در مسابقات المپيك كرولال ها كه در فنلاند برگزار شد باز هم موفق به اخذ دو مدال طلا شد. كريم رئيسي نيا در سال 1965 در مسابقات المپيك كرو لال ها كه در آمريكا برگزار شد به علت ضرب ديدگي نتوانست مسابقه را به پايان ببرد. وي پس از مراجعت از آمريكا در كلاس داوري فدراسيون كشتي ايران شركت كرده و با موفقيت كلاس فوق را به پايان رساند و موفق به اخذ گواهينامه داوري و مربيگري شد. وقتي سطور گزارش در اينجا به پايان رسيد هنوز عمر اين روزنامه به بسياري از افتخارات كريم قد نداده بود.كريم در سال 1970 ميلادي مدرك مربيگري را نيز از روسيه گرفت و تا زمان 1979 به عنوان مربي تيم ملي ناشنواها به كار خود ادامه داد اما بعد از آن كريم رئيسي نيا را هم از رياست فدراسيون بركنار كردند و هم او را از جمع داوران و مربيان تيم كنار گذاشتند.كريم با مرارت اشاره مي كند: بعد از تغيير تركيب شوراي رياست فدراسيون حتي يك ناشنوا در تركيب جديد قرار نگرفت و اگر حتي يك ناشنوا بود مرا از كار بركنار نمي كردند.سه سال قبل بود كه براي المپيك ناشنوايان سيدني 20 نفر از پيشكسوتان ورزش كشتي را به همراه كاروان ورزشي ايران فرستادند كه حتي يك ناشنوا در ميان آنها نبود. خودش مي گويد كه اول اسم من در ليست اين پيشكسوتان بود اما بعدا از ليست خارج شد.
اولين مجوز رانندگي ناشنوايان كريم وقتي در سال 1957 مدال طلاي المپيك ايتاليا را برد در جمع هيات ورزشي ايران از مسوولان وقت خواست كه مجوز رانندگي به كرولال ها داده شود.
كريم رانندگي را خيلي دوست داشت و آن زمان با فولكس هاي قديمي در محله عزيز شاهپور گشتي مي زد. تقاضاي او را نپذيرفتند، اما در سال 1961 كه مدال طلا را از آن خود كرد باز هم اين تقاضا را كرد كه سرانجام به تصويب رسيد و كريم خود اولين ناشنواي ايراني است كه گواهينامه رانندگي دريافت كرد. همه ماشين و زمين و مجوز باشگاه گرفتند، اما ما يك حق را براي ناشنوايان گرفتيم. اما كريم بعدها فهميد كه گرفتن حق چندان هم آسان و هميشه هم موفقيت آميز نيست. او اين را زماني فهميد كه: به ناحق از شوراي رياست فدراسيون كشتي ناشنوايان بركنارم كردند.تختی و عكس ها را روي ميز مي چيند. گواهينامه مربيگري از اتحاد جماهير شوروي و تقديرنامه از هلسينكي. لابه لاي عكس ها چند عكس دوستانه با غلامرضا تختي به چشم مي خورد. عكس ها خيلي قديمي هستند شايد براي سال 36. آن موقع كريم جوان بود و قوي. شباهت چنداني به قامت خميده و چهره تكيده امروزش ندارد. با شوق عكس ها را به هم مي ريزد و بعد از مدتي از لابه لاي آن همه عكس قديمي، عكسي را بيرون مي كشد كه در آن كريم در مقابل صفي از كشتي گيران به عنوان مربي ايستاده و فوت و فن زير يك خم را به آنها ياد مي دهد.و يك عكس ديگر. عكس عروسي كريم با همسرش اكرم؛ عكسي كه معصوميت كودكانه اكرم به خوبي فاصله سني 26 ساله او با همسرش را نشان مي دهد. اكرم كه تا آن زمان ساكت بود و پذيرايي مي كرد روي يك صندلي كنار شوهرش مي نشيند. با اشاره دست و حركت لب ها مي خواهد به ياد شوهرش بياورد كه اوايل چقدر از ازدواجش با او ناراضي بود اما بعدا به اين نتيجه رسيد كه خوب است كه شوهرش مثل خودش ناشنواست.
وقتي كه بيژن را به دنيا آوردند هر دو شدند هم پدر و هم مادر. مثل تمام ناشنوايان ديگر، شب ها يك دست بچه را به ريسمان نرمي مي بستند و سر ديگر ريسمان را به دست خودشان تا وقتي بچه بيدار شد و گريه كرد آنها متوجه شوند.
بيژن كه گويا و شنواست، بلبل زبان تر از بچه هاي همسن وسال خود است.
او 14 سال بيشتر ندارد و عصاي دست پدر و مادر در بيرون از خانه است. زنگ خانه به چراغي متصل است كه در صورت فشار دادن آن، چراغ روشن مي شود. مراجعه به بانك و ادارات هم هميشه با حضور بيژن صورت مي گيرد. بيژن حرف پدر و مادر را بهتر از خودشان مي فهمد. چه خوب است كه او شنواست؛ اين جمله نداي قلبي هميشگي كريم و اكرم است.علامت اختصاري تختي عكس هاي يادگاري با تختي را بيشتر از همه عكس هايش دوست دارد. انگشت اشاره كوچك خود را بلند مي كند و دوتاي وسط را جمع مي كند تا بگويد: تختي، حركتي شبيه سوت زدن. اين علامت اختصاري تختي است و او تختي را اين گونه صدا مي زد: آخر تختي خيلي خوب سوت مي زد. وقتي تختي از دنيا رفت، كريم چند سال بود كه از او بي خبر بود. آن موقع شايع شد كه خودكشي كرده اما بعد همه گفتند كه او را كشته اند.آرزوي تحقق نيافته تكه كاغذ خوشرنگ و آبي را جلويم مي گذارد كه روي آن با طمطراق بسيار نوشته بود: آرزوي جامعه ورزشي تحقق يافت. قهرمانان و مدال آوران المپيك، جهاني و پاراالمپيك از سال 1327 1948 تاكنون 1383 از خردادماه سال جاري برحسب امتياز به ميزان هفت ميليون ريال مستمري دريافت مي كنند.كريم هم مي رود دنبال موضوع، اما كسي در سازمان تربيت بدني اشاره نمي دانست. به او گفتند: برو بعدا بيا. او باز هم رفت و باز هم... خبري نشد.

 
روزنامه همشهری

وبلاگ

معرفی وبلاگ

به درخواست دوستان عزیز وبلاگ تبیان به عنوان ارتباطی را درست کردم چونکه سایت تبیان خط اینترانت دارد برای ایشان راحت هستند. امیدوارم که مشکل ایشان برای دیدن وبلاگم برطرف شده باشد.

وبلاگ ارتباطی (تبیان)

سالگرد جولیا سمیعی

مراسم گرامیداشت جولیا سمیعی

مراسم به مناسبت سی امین سال درگذشت جولیا سمیعی (بنیانگذار کمیته پژوهش و توسعه زبان اشاره فارسی) مورخ 87/5/11 در مکانی آرامگاه کاتولیک برپا نمود. در این مراسم تعداد از دوستان ناشنوا , سرکار خانم باغچه بان و غیره حضور داشتند

از طرف کانون ناشنوایان ایران
وبا همکاری بنیاد پژوهشهای ناشنوایان ایران

قبر جولیا سمیعی و دو پسرانشان

دسته جمعی
 

معرفی کتاب

کتاب ناشنوا مثل من (تامس اسپردلی)

داستان مبارزه یک خانواده برای درهم شکستن سد سکوت

 

به همه دوستان عزیز توصیه میکنم حتما کتابش را بخوانید بخصوصا پدرومادر شنوا که فرزند ناشنوا دارند. کتاب بسیار قشنگ و خواندنش واقعا ارزش دارد.

 

قسمتی ازکتاب...

تام و لوئیز،  لین دختر خود تقریبا 4 ساله را مجبور کردند که لبخوانی یاد بگیرد وحرف بزند.

 تا یکروز تام به لوئیز می گوید می خواستم بدونم که دنیای سکوت چیست؟ و به لین چه می گذرد. از لوئیز خواست که جمله ای را بدون صدا بگوید تا من ببینم چگونه میتوانم آن را لبخوانی کنم لوئیز جمله را گفت و تام توانست این کلمات را لبخوانی کند : فردا - لین - بروس - مدرسه

 ولی نتوانست رابطه کلمات را با یکدیگر بفهمد تامفهمومی از آنجه را که لوئیز گفته بود بدست می آورد . دوباره لوئیز همراه با صدای کلمات جمله خود راتکرار کرد:

فردا که بروس به مدرسه رفت من لین را با خودم به خرید می برم.

تام هزاران بار هر یک از کلمات این جمله را روی لبهای لوئیز دیده بود و شنیده بود ومعنی آنها را میدانست ولی با این همه نتوانست تمام انها را از لبخوانی متوجه شود.

 

لوئیز به تام گفت اخبار آخر شب تلویزیون را بدون صدا تماشا کنیم.

اخبار شروع شده نگاهیشان خود را دقیقا روی لبهای گوینده متمرکز گردند شهر - تاخیر - ویتنام - ایستگاه - شیکاگو...

تام میگفت کاملا" کیج و منگ شده بودم اکثر کلمات روی لبهای گوینده اخبار مشخص نبود و اخبار تمام شد بدون انکه من فهمیده باشم. موضوع چه بود خیلی وحشتناک بود.

لوئیز : تام ، فکرش را بکن لین حتی نمیدانداین کلمات چه هستند وچه معنای دارند لین که گنجینه لغوی ندارد فکرش را بکن مثل این است که کسی در تلویزیون زبان چینی صبحت کند بعد من و توصدای تلویزیون را ببندیم و بعد بخواهیم از حرکات لبهای اوبفهمیم چه میگوید. آیا قبل از اینکه من و تو زبان چینی را بیاموزیم اصلا امکاندارد کهحتی شکل یک کلمه چینی را روی لب گوینده تشخیص  بدهیم؟ به هر صورت لبخوانی تمام کلمات کار هر کسی نیست. واقعا باید شخص یک استعداد فوق طبیعی داشته باشد و من فکر نمیکنم لین بتواند از عهده چنین کار شاقی برآید....

رسانه

انسان موجودی اجتماعی است ، برقراری ارتباط یکی از نیازهای اولیه و اساسی او است و این ارتباط کلامی و غیر کلامی است.

ارتباطات الکترونیکی و گسترش آن جامعه کنونی را چنان از جوامع پیش متمایز ساخته است که برخی عصر نو را عصر ارتباطات و انفجار اطلاعات می خوانند. این زمان نسبت به دوره های قبل، افزایش اطلاعات افراد و تخصصی شدن اطلاعات افراد ، در عرصه های گوناگون علوم و تکنولوژی میباشد.

نکته قابل توجه : معلولان از جمله افراد تازه وارد به حوزه ارتباطات و اطلاعات هستند.

صفت ظاهری و فیزیکی یا روحی و فکری با توجه به توانائیهای خویش از موقعیتهای مناسبی برای دستیابی به دانش و اطلاعات احتیاج به رسانه های دارند.

دریچه های ورود به جهان اطلاعات ، رسانه های همگانی هستند که مهمترین آنها را میتوان رادیو، تلویزیون ، سینما و مطبوعات دانست.

معلولین مانند سایر افراد جامعه باید از امکانات مناسب وبرابرسازی فرصتها و بهره گیری وحتی اداره آنها شریک باشند.

متاسفانه در حالی است که نقش ناشنوایان و نیمه شنوایان در مقایسه با سایر بسیار کمرنگ است همانند بهره مندی ناشنوایان از رسانه های تصویری و غیره هیچ سهمی ندارند.

بطورخلاصه جمع آوری کردم منبع محفوظ

رسانه

ناشنوايي نقصي پنهان است كه متاسفانه كمتر كسي قادر است متوجه آن شود و كمتر افرادي را مي توان يافت كه بدانند ناشنوا در چه دنيايي زندگي مي كند. تا گوشهايي بسته نباشد نمي توان فهميد كه دنياي سكوت يعني چه؟ ناشنوا دوست دارد هر كلمه و هر صدائي كه در اطرافش هست بفهمد.


مقاله

رادیو رسانه عمومی و وسیله ارتباطی ارزانی است و اکثریت معلولان و افراد عادی جامعه از برنامه های آزمونده آن بهره مند میباشند اما این وسیله برای ناشنوایان کاربردی ندارد با توجه به اینکه نقض شنوایی از عوامل مهم در فهم و ادارک برنامه های تلویزیونی میباشد افراد دارای نقص شنوایی به نوبه خود دوست دارند کلام برنامه های تلویزیون را بفهمند در واقع نقش سازنده و تاثیر گذار تلویزیون - سینما در افراد معلول به مراتب بیش از افراد سالم است.

اگر افراد شنوایان سعی کنند که بفهمند ناشنوا بودن یعنی چه؟ آنگاه شاید افراد ناشنوایان سعی کنند که بفهمند شنوا بودن یعنی چه؟