گفتگو (بهزیستی)
منبع : روزنامه مهرنو شماره ۶۶
منبع : روزنامه مهرنو شماره ۶۶
ناشنوا بايد با چشم خود بشنود
اي كه از گوش و زبان ناشنوا بودي و گنگ
زندگي نو كن و بستان ز گذشته ناتوان
پريسا كريمي مقدم «كارشناس كودكان استثنايي»
ثمينه باغچهبان لالاييهاي كودكان را با كمك مينياتورهاي ايراني مصور كرد.
باغچهبان در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، عنوان كرد: متأسفانه نه تنها بچهها، بلكه بزرگسالان هم نسبت به مينياتور، اين هنر ايراني، بيتوجهاند. اين در حالي است كه در هر صفحهي مينياتور، اجزاي بسيار به هم پيچيدهاي وجود دارد كه هريك به تنهايي داراي معنا و عمق زيادي هستند؛ اگرچه در نهايت، مجموعهي به هم پيوستهاي را به وجود ميآورند.
او در ادامه افزود: با توجه به اين باور كه ميتوان با بزرگ و برجسته كردن اجزاي اين هنر ايراني، توجه عموم را به آن جلب كرد، با مينياتورهاي برگزيدهاي كه متناسب با برخي از لالاييها و متلهاست، كتابي را تهيه كردهام كه از تركيب مينياتور و متلها فراهم شده است.
ثمينه باغچهبان افزود: مثلا براي لالايي "برو لولوي صحرايي، تو از بچهام چه ميخواهي، كه اين بچه پدر داره، دو شمشير بر كمر داره"، صحنهاي از آثار كلاسيك مينياتور را كه با اين لالايي همسويي داشته باشد، انتخاب و با نوارهاي طلايي، مخمل و پارچههاي قديمي تزيين كردهام.
او هنوز دربارهي مؤسسهي انتشاراتي اين كتاب كه در تهيهي آن از نزديك به 12 جلد كتاب مينياتور قديمي و كلاسيك استفاده شده، تصميمي نگرفته است.
ثمينه باغچهبان هماكنون نيز كتابي را با عنوان "يكي بود، يكي نبود" ويژهي كودكان و نوجوانان توسط نشر نظر زير چاپ دارد. اين كتاب كه مجموعهاي از متلهاست، قرار است با تصويرگري فرشيد شفيعي وارد بازار كتاب شود.
اين نويسنده پيش از اين، متأثر از فعاليتهاي پدرش - جبار باغچهبان -، كتاب "مهمان ناخوانده" و مجموعهي شعرهاي جبار باغچهبان را به نام "جوجه جوجه، طلايي" به زبان اشاره ويژهي كودكان ناشنوا منتشر كرده است.
همچنين كتاب "دويدم و دويدم" او با زبان اشاره همراه با لوح فشردهي آموزشي به انضمام "حقوق كودك" به زبان اشاره از سوي يونيسف منتشر شده است.
منبع : توحدی
===
هنريتا سوان ليويت ستاره شناس آمريكايي بود.
خانم سوان لیویت که ناشنوا بود ابتدا توسط یکی فيزيكدانان دانشگاه هاروارد در رصدخانه هاروارد استخدام شد تا کار خسته کنندهٔ نورسنجي ستارگان را روی حجم عظیم عکسهای رصدخانه انجام دهد.
در سال1902 هنریتا به سمت رییس بخش نورسنجی از طریق عکاسی منصوب شد. آن زمان لیویت حدود ۲۴۰۰ ستاره متغير کشف کرده بود. این تعداد نصف تمام متغیرهای شناخته شده در زمان او بود. پژوهشهای گسترده لیویت روی متغیرها به رابطه دوره – درخشندگي انجامید.
متغیرهای قیفاووسی و نمودار دوره-درخشندگی در حدود ۱۰۰ سال پیش به دنبال کارهای خانم «هنریتا سوان لویت» به جهان اخترشناسی معرفی شدند.
در سال 1912 با بررسی ۲۵ ستاره متغیر قیفاووسی در كهكشان ايرمالاني كوچك نوشتاری ارائه کرد و در این نوشتار او دوره تناوب این ستارهها را تعیین کرده بود. در سال 1918 دو دانشمند به نامهای هارلو شيلي و اينار هرتسيرونگ رابطهٔ دوره-درخشندگی را برحسب قدر مطلق ستارهها بیان کردند که این رابطه به معیاری برای تعیین فاصلهٔ كهكشانها تبدیل شد.
منبع : دانشنامه
راننده ناشنوا است
در تاکسی نوشته شده بود ، راننده ناشنوا است ، هنگامی که خواستید پیاده شوید ، قبلش با دست اشاره کنید .
اصول كلي
شنوايي سنجي و آزمون هاي شنوايي با يك دياپازون (آزمون رينه ) براي تشخيص اختلالات شنوايي . با كمك اين بررسي ها مي توان شدت و الگوي هرگونه مشكل شنوايي و نوع ناشنوايي (انتقالي يا حسي ـ عصبي ) را تعيين كرد.
با انجام كارهاي نسبتاً ساده مثل در آوردن موم گوش يا ترميم پارگي پرده گوش ممكن است مشكل شنوايي برطرف شود.
اگر ناشنوايي به داروها مربوط باشد، تغيير در دوزاژ با قطع مصرف دارو ممكن است كمك كننده باشد.
گاهي جراحي براي ناشنوايي از نوع انتقالي اگر ناشنوايي دايمي يا ناتوان كننده باشد:
زبان علامتي با دست و مهارت هاي لب خواني را فرا بگيريد.
در صورت توصيه ، از سمعك استفاده كنيد و كار با آن را ياد بگيريد.
در صورت لزوم ، گفتار درماني و بازتواني گفتاري
در صورت امكان ، از وسايل مخصوص براي تلفن خود استفاده كنيد.
وسوسه گوشه گيري اجتماعي به خاطر مشكل شنوايي را از خود دور كنيد. انزوا باعث بيشتر شدن مشكلات ارتباطي و سَرخوردگي مي شود، و سازگاري را نيز مشكل تر مي كند.
داروها
آنتي بيوتيك ها، اگر عفونت وجود داشته باشد.
داروهاي دكونژستان براي ساير عفونت هاي گوش
درمان استروييد براي ناشنوايي حسي ـ عصبي ناگهاني و بدون علت مشخص
فعاليت
محدوديتي براي آن وجود ندارد.
رژيم غذايي
رژيم خاصي توصيه نمي شود.
در اين شرايط به پزشك خود مراجعه نماييد
اگر احتمال مي دهيد كه دچار مشكل در شنوايي شده ايد، خصوصاً اگر تازگي ها مجبور شده ايد مرتباً از ديگران بخواهيد كه گفته هاي خود را تكرار كنند يا اعضاي خانواده تان مرتباً از شما مي پرسند كه آيا خوب مي شويد يا خير.
اگر يكي از اعضاي خانواده تان علايم ناشنوايي را پيدا كرده باشد.
پـزشـکی, گـوش حـلـق بـیـنـی.
گفتگو با مسوول کانون ناشنوايان
به بهانه 8 مهر روز جهاني ناشنوايان سري به کانون ناشنوايان زديم. سکوت همه جا را احاطه کرده بود.گاهي صداي خنده و اغلب صداي لبهايي که محکم بر هم ميخورد و رقص دستها توجه هر تازهواردي را جلب ميکرد. هر يک از آنها به محض ديدن ما دستشان را در کنار صورت برده و با لبخندي سلام ميکردند. گيج و سرگردان شده بودم. دلم ميخواست با آنها صحبت کنم. از بچههاي کوچک تا پيرمرد و جوان گرد هم جمع شده بودند. چشمانمان در هم گره ميخورد. سراغ آقاي تهرانيزاده را گرفتم، شايد آن دختر کوچک 9 ساله بود که متوجه حرفم شد و دستم را گرفت و نزد ايشان برد. آقاي تهرانيزاده هم نيمه شنوا بود اما به آساني صحبتهاي هم را متوجه ميشديم. در اتاق ايشان يک خانم شنوا که معلم بودند، به همراه همسر ناشنوايشان و يک آقاي جوان نيز حضور داشتند. اجازه خواستم آنها هم بمانند و اين دختر کوچک هم به جمع ما اضافه شود.
سلامت : آقاي حبيب تهرانيزاده، کانون ناشنوايان چه خدماتي براي افراد ناشنوا دارد؟
از همان بدو تاسيس يعني سال 1339 که در يک اتاق کوچک و با حضور هفت، هشت نفر ناشنوا در حسنآباد تهران به وجود آمده تا حالا که قرار است از مرکز فعلي (ابتداي ستارخان) به ساختمان شهرک غرب برويم (اين ساختمان به وسيله کمکهاي خيريه ساخته شده) يک خدمت و هدف مدنظر بوده و آن هم برقراري ارتباط با اين عزيزان است. ناشنوا با اينکه معلول است اما معلوليتي جز نشنيدن ندارد. او سالم است مانند شما ولي تنها نکتهاي که متمايزش ميکند، اين است که نه کسي حرفش را ميفهمد و نه او ميتواند صداي کسي را بشنود. يعني براي هر کاري مانند رفتن به ادارهها و غيره رابط ميخواهد. ما معرفينامه ميدهيم براي نظام وظيفه يا اداره کار، براي رابطي که با او به شهرداري يا دادگاهها برود و پل کلامي را برقرار سازد، اقدام ميکنيم. البته از سال 58 که سازمان بهزيستي روي کار آمد نه تنها کانون ما بلکه کانون نابينايان و ديگر معلولان براي امور خود بايد به آنجا مراجعه کنند.
سلامت : اين عزيزان ناشنوا که به اينجا آمدهاند و با هم صحبت ميکنند، کار خاصي دارند؟
خير. با هم درددل ميکنند، شطرنج بازي ميکنند، چاي ميخورند و غمهايشان را با هم تقسيم ميکنند. دلسوزتر از ناشنوا کسي براي خودمان نيست. به جاي اينکه بروند در پارک و مکانهاي عمومي که با آنها بيگانه است، به خانه دومشان يعني کانون ميآيند. تمام هيات مديره کانون ناشنوا هستند و براي همين اساسنامه و قوانيني که در نظر ميگيرند، مناسب است. البته دبيرکل که کارهاي علمي انجام ميدهند، آقاي دکتر گيتي شنوا هستند. باتوجه به جمعيت 6/1 جامعه که ناشنوا هستند، امکاناتي که براي ناشنوايان از جانب دولت در نظر گرفته شده، اجرا نميشود.
سلامت : چه امکاناتي داريد؟
مراکز آموزشي و تفريحي که دولتي هستند، براي ناشنوايان رايگان و مراکز خصوصي نيم بها است. از درصدي تخفيف براي هواپيما و قطار بهرهمنديم. مانند ديگر معلولان بايد طبق قانون کار در مراکز کاري از درصدي که مختص معلولان (7 درصد) است استفاده شود ولي متاسفانه از پذيرفتن ناشنوايان با اينکه معلوليت جسمي حرکتي که جدي باشد ندارند، در برخي مراکز براي کار امتناع ميکنند. هنوز سهميه دانشگاه يا جذب کار وجود ندارد.
سلامت : مهمترين مشکل شما چيست؟
عدم برقراري ارتباط، اين عزيزان را گوشهگير ميکند. سازمان بهزيستي تلاش خود را ميکند اما چون گرفتاريها و مسووليتهاي زيادي دارد، توانايي رسيدگي به همه امور را ندارد و همين جا از تلاشهاي زياد آنها سپاسگزاريم. به هر حال نداشتن شغل يعني نداشتن پول، مشکل در ازدواج و زندگي. من فکر نميکنم جوان ناشنوا فرقي با جوانان ديگر داشته باشد. اين مشکل به دنبال کار بودن و نداشتن مسکن و پيامدهاي آن اپيدمي است. مشکل برقراري ارتباط و درک نکردن ناشنوا مزيد بر علت براي جوان ناشنواست.
سلامت : کنکور و آموزش در اين گروه چگونه است؟
ناشنواي جواني که خود را معرفي نکردند اما مهندس آرشيتکت از دانشگاهي دولتي داشتند گفتند: «خوشبختانه مدارس استثنايي در تهران هست اما براي کنکور هيچ امتياز مثبتي قايل نيستند. به نابيناها رابط ميدهند، به ما و معلولان جسمي حرکتي، وقت اضافي. در دانشگاه هم رابطي نداريم. من سعي ميکردم کتاب و جزوه بخوانم. به هر سختي که بود بعد از فارغالتحصيلي در شهرداري يکسري نقشهکشي را به عهده گرفتم. حال که سه ماه است ازدواج کردم، براي تامين مخارج ميخواهم مجوز يک مغازه نان ماشيني بگيرم تا عصرها در آنجا باشم بلکه چرخ زندگيام بچرخد. حتي يک رابط ندارم و براي گرفتن مجوز آرد و غيره دردسر دارم.»
سلامت : چرا از نوشتن استفاده نميکنيد؟
شما که شنوا هستيد، به ادارهها که ميرويد، امروز برو فردا بيا ميگويند. آيا حاضرند براي من بنويسند و نوشتههاي مرا بخوانند و با هم ارتباط برقرار کنيم.
سلامت : استفاده از سمعک چطور؟ آيا دولت آن را به آساني در اختيارتان ميگذارد؟
همسر آن خانم معلم که شغل آزاد داشتند گفتند: «من که وضع ماليام بهتر است نميتوانم سمعک خوب بخرم. مجبورم از همين سمعکهاي درجه 3 که کارايي کمي دارند، استفاده کنم چه رسد به اين جوانها. سمعک هزينه دارد اما 15 تا 20 درصد تخفيف ميدهند. اگر هم وسايل يدکي براي تعميرش بخواهيم، بهزيستي ميگويد نداريم. مراکز دولتي هم همينطور. عمر مفيد اين سمعکها شش ماه تا يک سال است و زود بايد تعمير شود.» مهندس جوان گفت: «هزينههاي توانبخشي را چرا نميگوييد. براي گفتاردرماني يا آزمايشهاي گوش، ساعتي 6 تا 10 هزار تومان بايد بپردازيم. وقتي به سختي کار پيدا ميکنيم، چطور از عهده اين هزينهها برآييم. معلولان جسمي لااقل زبان دارند تا حرف بزنند اما ناشنوايي مانند من زبان ندارد تا دردش را بگويد.»
سلامت : آيا مدارس استثنايي از عهده امکانات آموزشي برميآيند؟ لطفا شما پاسخگو باشيد که معلم هستيد؟
من معلم بچههاي شنوا هستم و در مدرسه عادي درس ميدهم. مدرسههاي باغچهبان و استثنايي مفيد هستند. با تبليغات ناصحيح و بدون بررسي کارشناسانه متاسفانه به تازگي برخي والدين را تشويق ميکنند، بچههايشان را به مدارس عادي بفرستند تا بدون استفاده از دستها، حرف بزنند و با لبخواني متوجه شوند. ميگويند در بيشتر کشورهاي پيشرفته براي ناشنوايان اين گونه عمل ميشود. در حالي که حتي يک رابط در کلاس عادي نيست و برخي معلمان از روي ترحم تنها به دانشآموز ناشنواي کلاس نمره ميدهند. والدين هم فکر ميکنند بيکلاسي است که فرزندشان به مدرسه استثنايي برود.
سلامت : يعني يک رابط وجود ندارد که براي جمعي از ناشنوايان مطالب درسي را در آن واحد ترجمه کند مانند اخبار تلويزيون؟
به طور مثال، يک خانم يا آقاي رابط بايد در طول روز پنج مدرسه را پوشش دهد. قطعا به اين چند مدرسه نخواهد رسيد. تازه اگر هم تقسيم وقت کند، يک ساعت از کلاس درس را پوشش ميدهد نه همه درسها را. بهترين کار، بردن بچهها به مدارس استثنايي است. آقاي تهرانيزاده گفت: «البته شايان ذکر است که تعداد اين مدارس در تهران کم است (27 مدرسه) و شما مجبوريد در محل خود، از همان مدرسه عادي براي فرزندتان استفاده کنيد. اگر قرار است مطابق اطلاعات روز دنيا به آموزش و پرورش ناشنوايان برسند يا بايد بررسي کنند که بچهها نيمه شنوا باشند و به مدرسه عادي بروند و يا ببينند او در چه سني ناشنوا شده است. خلاصه اينکه بايد کارشناسي شود و بدون امکانات نميشود.»
سلامت : کانون ناشنوايان در شهرستانها هم هست؟
بله. 80 شعبه در شهرستانها هست.
منبع : الهه رضائيان سلامتیران
اغلب ناشنوایان و کمشنوایان با زبان اشاره با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند. شناخت ما از زبان اشاره شاید محدود شود به خاطراتی از اخبار ناشنوایان تلویزیون و حرکاتی از مجری که شاید برای بسیاری از ما بیمعنا به نظر برسد اما کوچکترین اشارهشان، مفهومی را میرساند.
به طور
روزمره ما بیش از اینها با زبان اشاره سر و کار داریم و گاهی آنقدر با آن
عجین شدهایم که چندان به نظرمان نمیرسد. بارها حرکت دست پلیس راهنمایی و
رانندگی را به چشم دیدهایم که به نشانه «ایست» اتومبیلها را متوقف
میکند یا شاید آشناترین تصاویری که از عکسهای زمان جنگ به خاطر
میآوریم، انگشتانی V شکل است که Victory یا «پیروزی» را به رخ میکشند.
بگذریم از زبانهای اشارهای که مختص ارتباط میان «خلبان»ها و کارگزاران
بورسهای مشهور و پرکار جهان است.
به بهانه روز ناشنوایان به سراغ
آشناترین چهرههایی رفتیم که سالها اخبار ناشنوایان تلویزیون ایران را
اجرا کردهاند و با آقایان «پیروزی» و «تهرانیزاده» که خود ناشنوا هستند،
به گفتوگو نشستیم.
- زبانهای اشاره در شهرهای مختلف ایران چه فرقی میکند؟
تهرانی زاده -
در شهرهای ایران که گویشهای مختلفی وجود دارد، ناشنوایان به زبانهای
اشاره بومی با هم ارتباط برقرار میکنند. گروه ما شروع به تحقیقات کرد تا
بتوانیم در سطح گسترده به یک زبان واحد با هم صحبت کنند. برای همین به
شهرستانها می رفتیم و اشارات مختلف را یادداشت میکردیم. سعی داشتیم
سادهترین و گویاترین اشارات را انتخاب کنیم تا به صورت کتاب، فیلم و
محصولات دیگر در دسترس کارشناسان، مددکاران، ناشنوایان و والدینشان قرار
دهیم.
- سالهاست که تلویزیون ایران، اخبار یا برخی از
سریالها و فیلمها را با استفاده از یک «رابط» یا «نشانگر» برای
ناشنوایان قابل درک میسازد. چرا استفاده از «زیرنویس» در این برنامهها
رایج نیست و جایگزین رابط نمیشود؟
ت- سال ۶۴ تنها اخبار
مخصوص ناشنوایان بود که تولید میشد. اما این کافی نبود. ناشنوایان باید
از برنامههای علمی و سرگرمی تلویزیون هم استفاده میکردند بنابراین پخش
اخبار به صورت هفتگی کافی نبود. ما بسیار پیگیری کردیم و در نهایت
پیشنهادی را به نهاد ریاست جمهوری ارائه کردیم که تصویب شد. بر اساس این
طرح برنامههای دیگر هم برای ناشنوایان قابل استفاده بودند. در طرح ما
پیشنهاد شده بود که هم «رابط» و هم «زیرنویس» در برنامهها وجود داشته
باشد. متأسفانه تلویزیون تنها استفاده از زبان اشاره را در دستور کار قرار
داد و از زیرنویس خبری نشد. در مواردی چون فیلمهای سینمایی و مستند،
ناشنوا قادر نیست که هم تصاویر فیلم را پیگیری کند و هم به «رابط» و
اشارههایش توجه داشته باشد. این روش عملاً قابل استفاده نخواهد بود. رابط
در مواردی چون اخبار یا میزگرد قابل استفاده است اما این روش در فیلمها
مفید نخواهد بود.
- علت آنکه مسؤولان از زیرنویس استفاده نمیکنند چیست؟
ت-
علتش را هزینه بالای زیرنویس کردن اعلام میکنند. اما فیلمهای بسیاری که
در حال حاضر موجود هستند، زیرنویس دارند. پس امکاناتش موجود است.
ما با چنین روشهایی هم موافق نیستیم. ناشنوا جز «ارتباط» هیچ مشکل دیگری ندارد و ما تلاش خواهیم کرد تا این ارتباط را تسهیل و فاصلهها را کم کنیم.
منبع : نیما اکبرپور (زیگزاگ)
داستان كوتاه
من يك كودك استثنايي ام از دست هايم به جاي گوش استفاده مي كنم و از پاهايم به جاي دست از چشمانم به جاي صدا استفاده مي كنم و از صدايم به جاي چشمانم چون من يك كودك استثنايي ام.
خداوند انسان ها را آفريد و نيز كودكاني را كه نمي توانند بشنوند ، حرف بزنند، نمي توانند ببيند ، راه بروند و با دستهايشان كاري انجام دهند. خدايا، تو به انسان تمام چيزي را كهنياز دارد داده اي مثل روح جسم ، چشم دست ، پا ، حس بويايي ، شنوايي، لامسه ... و هم چيزي كه انسان را كامل كند ولي بعضي از اين افراد ناقص هستند درست نمي شنوند ولي مي توانند حرف بزنند تو به جاي شنوايي به او چيزي ديگري دادي كه در انسان هايي ديگر شايد كمتر پيدا شده.
تو به بچه هاي نابينا يك دنياي سياه دادي ولي آنها معتقدند اين دنيا سياه نيست آنها نمي بينند ولي مي توانند لمس كند مي توانند بشنوند اگر از بچه هاي نابينا حس شنوايي را بگيري دنياي اين بچه هاي استثنايي چه مي شود؟
وقتي دو ناشنوا باهم تشكيل يك زندگي را مي دهند ثمره آن را در وجود يك بچه سالم و شنوا مي بينند ديگر عضه هاي پدر و مادر تمام مي شود ديگر اون سكوتي كه هميشه در يك خونه بود مي شكند با صداي گريه كردن، خنديدن يك كودك شنوا، وقتي كودك به مراتب بزرگ مي شود و پدر ومادر به جاي صداي خودشان از وي استفاده مي كند به جاي او حرف مي زنند ديگر پدر و مادر اون ناراحتي كه قبلاً داشتند ندارند. خوشحالند كه صدا دارند درست است كه نمي شنوند ولي صدا دارند.
يك دسته ي ديگر از بچه هاي استثنايي بچه هايي عقب مانده ذهني هستند درست مانند يك انسان كامل نميباشند ولي كارهايي انجام ميدهند كه از بعضي افراد شايد برنيايد.
پس خداوند به هركسي يك نوع استعداد خارق العاده داده است خدايا ممنونم و خوشحالم چون ديدم و ياد گرفتم كه كودكان استثنايي هيچ فرقي با كودكان سالم ندارند شايد برتر از كودكان سالم هم باشند كودكان سالم از دستهايش براي كار و از چشمايش براي ديدن طبيعت و كنيه دوزي و كارهاي اشتباه و از گوش هايشان براي شنيده حرفها ، سخنرانيهاي بيهوده ودروغ استفاده مي كنند
ولي شعار كودك استثنايي اين نيست او يك كودك معمولي نيست او يك فرد استثنايي است به خاطر اينكه برتر و بهتر از كودكان سالم هست.
منبع : شكست سكوت