گفتگو (بهزیستی)

گفتگو با نوشین عسگری مددچوی ناشنوا و موفق سازمان

گرافیک که شنیدنی نیست!

منبع : روزنامه مهرنو شماره ۶۶

خبر

 
 

اجتماعی

ناشنوا بايد با چشم خود بشنود

امروزه زبان با چهار ركن اصلي: شنيدن، گفتن، نوشتن و خواندن، كامل ترين وضعيت ارتباطي را پيدا كرده است. ولي انسانها آرزو دارند روزي برسد كه درك فكر افراد راحت تر صورت گيرد، مثلاً بتوان در يك چشم به هم زدن انبوه اطلاعات و اخبار را به ديگران منتقل كرد و يا بدون حرف زدن ديگران و بدون مداخله گوش در شنيدن و بدون اندام گفتاري در سخن گفتن و نوشتار بتوانيم از نيات ديگران آگاه شويم و به افكار آنان دست يابيم.
علم تله پاتي و هيپنوتيزم در جهت دستيابي به اين آرزوي انسان حركت مي كند و موفقيت هاي چشمگيري نيز عايد انسان گرديده است. هر يك از شما از طريق وسايل ارتباط جمعي به اين نكات برخورد كرده ايد كه:
* يك مرتاض هندي با قدرت نگاه خود قطاري را از حركت باز داشت!!
* زني در شوروي قادر است از طريق نگاه، از پشت ديوار با خبر شود!!
* مردي كه تكنيسين هواپيما بود و بر اثر سقوط از روي بال هواپيما دچار به هم ريختگي عصبي گرديده است قادر است با نگاه كردن به افراد از گذشته و آينده آنها باخبر شود!!
* فردي كه قدرت بينايي خارق العاده اي دارد بدون استفاده از هيچ دستگاه پزشكي قادر است سنگ مثانه و سنگ كليه را در داخل بدن انسان تشخيص دهد!! و...
چشم، يكي از اعضاي بسيار حساس موجود زنده از جمله انسان است، در دايره يادگيري انسان بيشترين سهم آموخته ها از طريق قوه باصره يا بينايي است. روانشناسان يادگيري، سهم بينايي را در بين حواس پنجگانه انسان در دايره يادگيري ۸۱% ذكر كرده اند كه در مقابل ۱۳% سهم شنوايي و ۵/۳% قوه بويايي و ۵/۱% قوه چشايي بسيار بالاست. افراد ناشنوا كه قدرت شنيداري ندارند، چشم را جايگزين گوش مي كنند به نحوي كه با تمركز بر روي لب خواني و گفتارخواني قادرند حتي از نيمرخ صحبت ديگران را بفهمند. نظر به اين كه بيش از يك سوم از حروف فارسي، حلقوي و حنجره اي است و از نظر و ديد يك ناشنوا پنهان و ناپيداست حدس زدن جايگاه حروف در موقع اداي جملات كاري بس دشوار و توان فرساست، ولي ناشنوايان به دليل نياز، به آن پرداخته  و مسلط مي شوند. ناشنوايان با به كارگيري مداوم چشم بيش از افراد عادي و شنوا از نظر بينايي مهارت پيدا مي كنند و قادر به انجام امور حساس و ظريفي كه به مهارت چشم نياز دارد، خواهند شد. به همين سبب ناشنوايان از عهده انجام كارهاي عملي كه به هماهنگي ديد و دست نياز دارد به خوبي برمي آيند.
«كامران رحيمي» مؤلف كتاب «آدمهاي سنگي» كه خود ناشنواست از قدرت بينايي فوق العاده  خود تعجب مي كند و مي گويد: «وقتي كه كمبود خواب نداشتم و در حالت عادي بودم مي توانستم با يك نگاه فكر ديگران را بخوانم و به آنها فرمان دهم و هر طور كه بخواهم آنها را جابه جا كنم.»
مردم مي گويند: «پشت ديوار سكوت چه خبر است؟»
«راه خاموش موفقيت چگونه است؟ چه هياهويي در دنياي سكوت وجود دارد.»
«گراهام بل» يكي از پيشكسوتان آموزش ناشنوايان در جهان معتقد بود كه: «ناشنوا بايد با چشم خود بشنود.» بنابر اين در تعليم و تربيت و زندگي يك ناشنوا، چشم مركز يادگيري و نگاه؛ محل فرهنگ، و سكوت، همه حرف است. اين راز نگاه و اين پيچيدگي ارتباط و اين فن مرموز مراوده است كه شاعر بزرگي چون «غلامعلي رعدي آذرخشي» را واداشته كه پرده از اسرار نگاه برادر كر و لالش بردارد و قصيده اي زيبا بسرايد.

اي كه از گوش و زبان ناشنوا بودي و گنگ
زندگي نو كن و بستان ز گذشته ناتوان

پريسا كريمي مقدم «كارشناس كودكان استثنايي» 

ثمينه باغچه‌بان لالايي‌هاي كودكان را با كمك مينياتورهاي ايراني مصور كرد.

باغچه‌بان در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، عنوان كرد: متأسفانه نه تنها بچه‌ها، بلكه بزرگسالان هم نسبت به مينياتور، اين هنر ايراني، بي‌توجه‌اند. اين در حالي است كه در هر صفحه‌ي مينياتور، اجزاي بسيار به هم پيچيده‌اي وجود دارد كه هريك به تنهايي داراي معنا و عمق زيادي هستند؛ اگرچه در نهايت، مجموعه‌ي به هم پيوسته‌اي را به وجود مي‌آورند.

او در ادامه افزود: با توجه به اين باور كه مي‌توان با بزرگ و برجسته‌ كردن اجزاي اين هنر ايراني، توجه عموم را به آن جلب كرد، با مينياتورهاي برگزيده‌اي كه متناسب با برخي از لالايي‌ها و متل‌هاست، كتابي را تهيه كرده‌ام كه از تركيب مينياتور و متل‌ها فراهم شده است.

ثمينه باغچه‌بان افزود: مثلا براي لالايي "برو لولوي صحرايي، تو از بچه‌ا‌م چه مي‌خواهي، كه اين بچه پدر داره، دو شمشير بر كمر داره"، صحنه‌اي از آثار كلاسيك مينياتور را كه با اين لالايي همسويي داشته باشد، انتخاب و با نوارهاي طلايي، مخمل و پارچه‌هاي قديمي تزيين كرده‌ام.

او هنوز درباره‌ي مؤسسه‌ي انتشاراتي اين كتاب كه در تهيه‌ي آن از نزديك به 12 جلد كتاب مينياتور قديمي و كلاسيك استفاده شده، تصميمي نگرفته است.

ثمينه باغچه‌بان هم‌اكنون نيز كتابي را با عنوان "يكي بود، يكي نبود" ويژه‌ي كودكان و نوجوانان توسط نشر نظر زير چاپ دارد. اين كتاب كه مجموعه‌اي‌ از متل‌هاست، قرار است با تصويرگري فرشيد شفيعي وارد بازار كتاب شود.

اين نويسنده پيش از اين، متأثر از فعاليت‌هاي پدرش - جبار باغچه‌بان -، كتاب‌ "مهمان ناخوانده" و مجموعه‌ي شعرهاي جبار باغچه‌بان را به نام "جوجه جوجه، طلايي" به زبان اشاره ويژه‌ي كودكان ناشنوا منتشر كرده است.

همچنين كتاب "دويدم و دويدم" او با زبان اشاره همراه با لوح فشرده‌ي آموزشي به انضمام "حقوق كودك" به زبان اشاره از سوي يونيسف منتشر شده است.

منبع : توحدی

===

 جغرافیا   و گالری

ناشنوا موفقی

توسط هنرمند ناشنوا فرش عشق و صلح در رودسر بافته شد

به گزارش خبرگزاري فارس، اين فرش با يك ميليون و500هزار گره و با رنگ هايي غيرقابل تغيير در 3هزار ساعت خلق شد.
محمد محمدي دعويسرايي بافنده اين فرش در رابطه با اثر خود گفت: در اين فرش مفاهيمي از آيات قرآني، اشعار و تصاويري كه نشان دهنده چگونگي دستيابي به صلح است بافته شد.
وي اظهار داشت: فرش عشق و صلح داراي دو رو است كه در يك طرف آن دستيابي به صلح در 5قاره نشان داده شده و در طرف ديگر آن راه رسيدن به عشق كه سرچشمه خوبي هاست به تصوير درآمده است.
اين هنرمند ناشنواي رودسري هدف از بافت اين فرش را معرفي عشق، دوستي و صلح به دنيا عنوان كرد.
فرش عشق و صلح در همايش مالكيت هاي معنوي در تهران رسما پرده برداري شد.

ناشنوا موفقی

هنريتا سوان ليويت ستاره شناس آمريكايي بود.

 خانم سوان لیویت که ناشنوا بود ابتدا توسط یکی فيزيكدانان دانشگاه هاروارد در رصدخانه هاروارد استخدام شد تا کار خسته کنندهٔ نورسنجي ستارگان را روی حجم عظیم عکسهای رصدخانه انجام دهد.

در سال1902 هنریتا به سمت رییس بخش نورسنجی از طریق عکاسی منصوب شد. آن زمان لیویت حدود ۲۴۰۰ ستاره متغير کشف کرده بود. این تعداد نصف تمام متغیرهای شناخته شده در زمان او بود. پژوهش‌های گسترده لیویت روی متغیرها به رابطه دوره – درخشندگي انجامید.

متغیرهای قیفاووسی و نمودار دوره-درخشندگی در حدود ۱۰۰ سال پیش به دنبال کارهای خانم «هنریتا سوان لویت» به جهان اخترشناسی معرفی شدند.

در سال 1912 با بررسی ۲۵ ستاره‌ متغیر قیفاووسی در كهكشان ايرما‍لاني كوچك نوشتاری ارائه کرد و در این نوشتار او دوره تناوب این ستاره‌ها را تعیین کرده بود. در سال 1918 دو دانشمند به نامهای هارلو شيلي و اينار هرتسيرونگ رابطهٔ دوره-درخشندگی را برحسب قدر مطلق ستاره‌ها بیان کردند که این رابطه به معیاری برای تعیین فاصلهٔ كهكشانها تبدیل شد.

 منبع : دانشنامه

بدون شرح

جملات خبری

راننده ناشنوا است

در تاکسی نوشته شده بود ، راننده ناشنوا است ، هنگامی که خواستید پیاده شوید ، قبلش با دست اشاره کنید .

علمی

ناشنوایی و اختلال در شنوایی (برای آگاهی از دلایل ناشنوایی)
 
ناشنوايي و اختلال در شنوايي عبارت است از كاهش توانايي يا ناتواني كامل در شنيدن . ناشنوايي مي تواند به علت مشكل در استخوان هاي كوچك موجود در گوش مياني كه صدا را انتقال مي دهند يا مشكل در شاخه هاي عصب هشتم مغزي كه صدا را به مغز انتقال مي دهند باشد. بنابراين دو نوع ناشنوايي وجود دارد:
ناشنوايي انتقالي ، كه در آن استخوان هاي كوچك موجود در گوش مياني تخريب مي نوشند و صدا را انتقال نمي دهند (اتواسكلروز).
ناشنوايي حسي ـ عصبي ، كه در آن عصب هشتم مغزي (عصب شنوايي ) اغلب به دلايل ناشناخته آسيب مي بينيد. ناشنوايي مختلط ، شامل هر دو نوع ناشنوايي انتقالي و حسي ـ عصبي
علايم شايع
در شيرخوار:
پاسخ ندادن به صداهاي محيط ، خصوصاً صداهايي كه قاعدتاً بايد شيرخوار را از جا بپرانند.
در افراد مسن :
مشكل داشتن در افتراق (گوش دادن انتخابي به ) صداهاي محيط اطراف
وزوز گوش ، سرگيجه ، درد
بلند كردن صداي راديو يا تلويزيون
علل
مادرزادي در اثر توارث ژنتيكي غالب يا مغلوب
عفونت هاي مزمن گوش مياني يا گسترش عفونت به گوش داخلي
توليد موم گوش به مقدار زياد
اختلالات رگ هاي خوني ، از جمله بالا بودن فشارخون
صدمه به سر
تومور
لخته هاي خوني كه به رگ هاي كوچك تغذيه كننده عصب شنوايي مي روند.
مولتيپل اسكلروز (ام .اس )
سيفليس
اختلالات انعقاد خون
عفونت ويروسي مثل اوريون
قرار گرفتن طولاني مدت در معرض صداهاي 85 دسي بل يا قوي تر
بالا رفتن سن . اكثر افراد بالاي 65 سال در شنيدن صداهاي زير (با فركانس بالا) مشكل دارند.
عوامل افزايش دهنده خطر
سابقه خانوادگي ناشنوايي مادرزادي يا اكتسابي
مصرف داروهايي مثل ضد التهاب هاي غيراستروييدي ، سيس پلاتين ، اريترومايسين ها، جنتامايسين ، استرپتومايسين ، توبرامايسين ، كينين ، فوروسمايد، اسيد اتاكرينيك ، يا دوزهاي بالاي آسپيرين ، و ساير داروها
افرادي كه در مشاغلي مشغول به كار هستند يا تفريحاتي دارند كه سطح صدا در آنها بالا است ، مثل نواختن موسيقي هاي سنگين يا كارگراني كه با مته هاي بادي قوي آسفالت خيابان را مي كنند.
پيشگيري
از مصرف طولاني مدت يا مصرف مقادير بالاتر از دوزهاي طبيعي داروهايي كه باعث ناشنوايي مي شوند خودداري كنيد.
در صورت وجود بيماري هاي زمينه ساز ناشنوايي ، خصوصاً عفونت هاي گوش و مشكلات آلرژيك و تنفسي ، به پزشك مراجعه كنيد.
از قرار گرفتن طولاني مدت در معرض صداي بلند خودداري كنيد. اگر چاره اي نيست ، از محافظ هاي مناسب گوش استفاده نماييد.
عواقب مورد انتظار
بعضي از موارد ناشنوايي انتقالي را مي توان با جراحي درمان كرد. ناشنوايي ناشي از قرار گرفتن طولاني مدت در معرض صداي بلند نيز گاهي با حذف صدا برطرف مي شود. اما ساير انواع ناشنوايي معمولاً دايمي هستند.
عوارض احتمالي
ناشنوايي دايمي
تأخير در كسب توانايي ها و مهارت هاي زباني در كودكان
تأثيرات عاطفي ناشنوايي
درمان

اصول كلي
شنوايي سنجي و آزمون هاي شنوايي با يك دياپازون (آزمون رينه ) براي تشخيص اختلالات شنوايي . با كمك اين بررسي ها مي توان شدت و الگوي هرگونه مشكل شنوايي و نوع ناشنوايي (انتقالي يا حسي ـ عصبي ) را تعيين كرد.
با انجام كارهاي نسبتاً ساده مثل در آوردن موم گوش يا ترميم پارگي پرده گوش ممكن است مشكل شنوايي برطرف شود.
اگر ناشنوايي به داروها مربوط باشد، تغيير در دوزاژ با قطع مصرف دارو ممكن است كمك كننده باشد.
گاهي جراحي براي ناشنوايي از نوع انتقالي اگر ناشنوايي دايمي يا ناتوان كننده باشد:
زبان علامتي با دست و مهارت هاي لب خواني را فرا بگيريد.
در صورت توصيه ، از سمعك استفاده كنيد و كار با آن را ياد بگيريد.
در صورت لزوم ، گفتار درماني و بازتواني گفتاري
در صورت امكان ، از وسايل مخصوص براي تلفن خود استفاده كنيد.
وسوسه گوشه گيري اجتماعي به خاطر مشكل شنوايي را از خود دور كنيد. انزوا باعث بيشتر شدن مشكلات ارتباطي و سَرخوردگي مي شود، و سازگاري را نيز مشكل تر مي كند.
داروها
آنتي بيوتيك ها، اگر عفونت وجود داشته باشد.
داروهاي دكونژستان براي ساير عفونت هاي گوش
درمان استروييد براي ناشنوايي حسي ـ عصبي ناگهاني و بدون علت مشخص
فعاليت
محدوديتي براي آن وجود ندارد.
رژيم غذايي
رژيم خاصي توصيه نمي شود.
در اين شرايط به پزشك خود مراجعه نماييد
اگر احتمال مي دهيد كه دچار مشكل در شنوايي شده ايد، خصوصاً اگر تازگي ها مجبور شده ايد مرتباً از ديگران بخواهيد كه گفته هاي خود را تكرار كنند يا اعضاي خانواده تان مرتباً از شما مي پرسند كه آيا خوب مي شويد يا خير.
اگر يكي از اعضاي خانواده تان علايم ناشنوايي را پيدا كرده باشد.

پـزشـکی, گـوش حـلـق بـیـنـی.

گفتگو

گفتگو با مسوول کانون ناشنوايان

به بهانه 8 مهر روز جهاني ناشنوايان سري به کانون ناشنوايان زديم. سکوت همه جا را احاطه کرده بود.گاهي صداي خنده و اغلب صداي لب‌هايي که محکم بر هم مي‌خورد و رقص دست‌ها توجه هر تازه‌واردي را جلب مي‌کرد. هر يک از آنها به محض ديدن ما دست‌شان را در کنار صورت برده و با لبخندي سلام مي‌کردند. گيج و سرگردان شده بودم. دلم مي‌خواست با آنها صحبت کنم. از بچه‌هاي کوچک تا پيرمرد و جوان گرد هم جمع شده بودند. چشمانمان در هم گره مي‌خورد. سراغ آقاي تهراني‌زاده را گرفتم، شايد آن دختر کوچک 9 ساله بود که متوجه حرفم شد و دستم را گرفت و نزد ايشان برد. آقاي تهراني‌زاده هم نيمه شنوا بود اما به آساني صحبت‌هاي هم را متوجه مي‌شديم. در اتاق ايشان يک خانم شنوا که معلم بودند، به همراه همسر ناشنوايشان و يک آقاي جوان نيز حضور داشتند. اجازه خواستم آنها هم بمانند و اين دختر کوچک هم به جمع ما اضافه شود.
سلامت : آقاي حبيب تهراني‌زاده، کانون ناشنوايان چه خدماتي براي افراد ناشنوا دارد؟
از همان بدو تاسيس يعني سال 1339 که در يک اتاق کوچک و با حضور هفت، هشت نفر ناشنوا در حسن‌آباد تهران به وجود آمده تا حالا که قرار است از مرکز فعلي (ابتداي ستارخان) به ساختمان شهرک غرب برويم (اين ساختمان به وسيله کمک‌هاي خيريه ساخته شده) يک خدمت و هدف مدنظر بوده و آن هم برقراري ارتباط با اين عزيزان است. ناشنوا با اينکه معلول است اما معلوليتي جز نشنيدن ندارد. او سالم است مانند شما ولي تنها نکته‌اي که متمايزش مي‌کند، اين است که نه کسي حرفش را مي‌فهمد و نه او مي‌تواند صداي کسي را بشنود. يعني براي هر کاري مانند رفتن به اداره‌ها و غيره رابط مي‌خواهد. ما معرفي‌نامه مي‌دهيم براي نظام وظيفه يا اداره کار، براي رابطي که با او به شهرداري يا دادگاه‌ها برود و پل کلامي را برقرار سازد، اقدام مي‌کنيم. البته از سال 58 که سازمان بهزيستي روي کار آمد نه تنها کانون ما بلکه کانون نابينايان و ديگر معلولان براي امور خود بايد به آنجا مراجعه کنند.
سلامت : اين عزيزان ناشنوا که به اينجا آمده‌اند و با هم صحبت مي‌کنند، کار خاصي دارند؟
خير. با هم درددل مي‌کنند، شطرنج بازي مي‌کنند، چاي مي‌خورند و غم‌هايشان را با هم تقسيم مي‌کنند. دلسوزتر از ناشنوا کسي براي خودمان نيست. به جاي اينکه بروند در پارک و مکان‌هاي عمومي که با آنها بيگانه است، به خانه دوم‌شان يعني کانون مي‌آيند. تمام هيات مديره کانون ناشنوا هستند و براي همين اساسنامه و قوانيني که در نظر مي‌گيرند، مناسب است. البته دبيرکل که کارهاي علمي انجام مي‌دهند، آقاي دکتر گيتي شنوا هستند. باتوجه به جمعيت 6/1 جامعه که ناشنوا هستند، امکاناتي که براي ناشنوايان از جانب دولت در نظر گرفته شده، اجرا نمي‌شود.
سلامت : چه امکاناتي داريد؟
مراکز آموزشي و تفريحي که دولتي هستند، براي ناشنوايان رايگان و مراکز خصوصي نيم بها است. از درصدي تخفيف براي هواپيما و قطار بهره‌منديم. مانند ديگر معلولان بايد طبق قانون کار در مراکز کاري از درصدي که مختص معلولان (7 درصد) است استفاده شود ولي متاسفانه از پذيرفتن ناشنوايان با اينکه معلوليت جسمي حرکتي که جدي باشد ندارند، در برخي مراکز براي کار امتناع مي‌کنند. هنوز سهميه دانشگاه يا جذب کار وجود ندارد.
سلامت : مهم‌ترين مشکل شما چيست؟
عدم برقراري ارتباط، اين عزيزان را گوشه‌گير مي‌کند. سازمان بهزيستي تلاش خود را مي‌کند اما چون گرفتاري‌ها و مسووليت‌هاي زيادي دارد، توانايي رسيدگي به همه امور را ندارد و همين جا از تلاش‌هاي زياد آنها سپاس‌گزاريم. به هر حال نداشتن شغل يعني نداشتن پول، مشکل در ازدواج و زندگي. من فکر نمي‌کنم جوان ناشنوا فرقي با جوانان ديگر داشته باشد. اين مشکل به دنبال کار بودن و نداشتن مسکن و پيامدهاي آن اپيدمي است. مشکل برقراري ارتباط و درک نکردن ناشنوا مزيد بر علت براي جوان ناشنواست.
سلامت : کنکور و آموزش در اين گروه چگونه است؟
ناشنواي جواني که خود را معرفي نکردند اما مهندس آرشيتکت از دانشگاهي دولتي داشتند گفتند: «خوشبختانه مدارس استثنايي در تهران هست اما براي کنکور هيچ امتياز مثبتي قايل نيستند. به نابيناها رابط مي‌دهند، به ما و معلولان جسمي حرکتي، وقت اضافي. در دانشگاه هم رابطي نداريم. من سعي مي‌کردم کتاب و جزوه بخوانم. به هر سختي که بود بعد از فارغ‌التحصيلي در شهرداري يکسري نقشه‌کشي را به عهده گرفتم. حال که سه ماه است ازدواج کردم، براي تامين مخارج مي‌خواهم مجوز يک مغازه نان ماشيني بگيرم تا عصرها در آنجا باشم بلکه چرخ زندگي‌ام بچرخد. حتي يک رابط ندارم و براي گرفتن مجوز آرد و غيره دردسر دارم.»
سلامت : چرا از نوشتن استفاده نمي‌کنيد؟
شما که شنوا هستيد، به اداره‌ها که مي‌رويد، امروز برو فردا بيا مي‌گويند. آيا حاضرند براي من بنويسند و نوشته‌هاي مرا بخوانند و با هم ارتباط برقرار کنيم.
سلامت : استفاده از سمعک چطور؟ آيا دولت آن را به آساني در اختيارتان مي‌گذارد؟
همسر آن خانم معلم که شغل آزاد داشتند گفتند: «من که وضع مالي‌ام بهتر است نمي‌توانم سمعک خوب بخرم. مجبورم از همين سمعک‌هاي درجه 3 که کارايي کمي دارند، استفاده کنم چه رسد به اين جوان‌ها. سمعک هزينه دارد اما 15 تا 20 درصد تخفيف مي‌دهند. اگر هم وسايل يدکي براي تعميرش بخواهيم، بهزيستي مي‌گويد نداريم. مراکز دولتي هم همين‌طور. عمر مفيد اين سمعک‌ها شش ماه تا يک سال است و زود بايد تعمير شود.» مهندس جوان گفت: «هزينه‌هاي توان‌بخشي را چرا نمي‌گوييد. براي گفتاردرماني يا آزمايش‌هاي گوش، ساعتي 6 تا 10 هزار تومان بايد بپردازيم. وقتي به سختي کار پيدا مي‌کنيم، چطور از عهده اين هزينه‌ها برآييم. معلولان جسمي لااقل زبان دارند تا حرف بزنند اما ناشنوايي مانند من زبان ندارد تا دردش را بگويد.»
سلامت : آيا مدارس استثنايي از عهده امکانات آموزشي برمي‌آيند؟ لطفا شما پاسخگو باشيد که معلم هستيد؟
من معلم بچه‌هاي شنوا هستم و در مدرسه عادي درس مي‌دهم. مدرسه‌هاي باغچه‌بان و استثنايي مفيد هستند. با تبليغات ناصحيح و بدون بررسي کارشناسانه متاسفانه به تازگي برخي والدين را تشويق مي‌کنند، بچه‌هايشان را به مدارس عادي بفرستند تا بدون استفاده از دست‌ها، حرف بزنند و با لب‌خواني متوجه شوند. مي‌گويند در بيشتر کشورهاي پيشرفته براي ناشنوايان اين گونه عمل مي‌شود. در حالي که حتي يک رابط در کلاس عادي نيست و برخي معلمان از روي ترحم تنها به دانش‌آموز ناشنواي کلاس نمره مي‌دهند. والدين هم فکر مي‌کنند بي‌کلاسي است که فرزندشان به مدرسه استثنايي برود.
سلامت : يعني يک رابط وجود ندارد که براي جمعي از ناشنوايان مطالب درسي را در آن واحد ترجمه کند مانند اخبار تلويزيون؟
به طور مثال، يک خانم يا آقاي رابط بايد در طول روز پنج مدرسه را پوشش دهد. قطعا به اين چند مدرسه نخواهد رسيد. تازه اگر هم تقسيم وقت کند، يک ساعت از کلاس درس را پوشش مي‌دهد نه همه درس‌ها را. بهترين کار، بردن بچه‌ها به مدارس استثنايي است. آقاي تهراني‌زاده گفت: «البته شايان ذکر است که تعداد اين مدارس در تهران کم است (27 مدرسه) و شما مجبوريد در محل خود، از همان مدرسه عادي براي فرزندتان استفاده کنيد. اگر قرار است مطابق اطلاعات روز دنيا به آموزش و پرورش ناشنوايان برسند يا بايد بررسي کنند که بچه‌ها نيمه شنوا باشند و به مدرسه عادي بروند و يا ببينند او در چه سني ناشنوا شده است. خلاصه اينکه بايد کارشناسي شود و بدون امکانات نمي‌شود.»
سلامت : کانون ناشنوايان در شهرستان‌ها هم هست؟
بله. 80 شعبه در شهرستان‌ها هست.
منبع : الهه رضائيان سلامتیران

گفتگو

باید دوباره تازه شد توی هوای رابطه -گفت‌وگو با گویندگان اخبار ناشنوایان

اغلب ناشنوایان و کم‌شنوایان با زبان اشاره با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند. شناخت ما از زبان اشاره شاید محدود شود به خاطراتی از اخبار ناشنوایان تلویزیون و حرکاتی از مجری که شاید برای بسیاری از ما بی‌معنا به نظر برسد اما کوچک‌ترین اشاره‌شان، مفهومی را می‌رساند.

به طور روزمره ما بیش از اینها با زبان اشاره سر و کار داریم و گاهی آن‌قدر با آن عجین شده‌ایم که چندان به نظرمان نمی‌رسد. بارها حرکت دست پلیس راهنمایی و رانندگی را به چشم دیده‌ایم که به نشانه «ایست» اتومبیل‌ها را متوقف می‌کند یا شاید آشناترین تصاویری که از عکس‌های زمان جنگ به خاطر می‌آوریم، انگشتانی V شکل است که Victory یا «پیروزی» را به رخ می‌کشند. بگذریم از زبان‌های اشاره‌ای که مختص ارتباط میان «خلبان»ها و کارگزاران بورس‌های مشهور و پرکار جهان است.

به بهانه روز ناشنوایان به سراغ آشناترین چهره‌هایی رفتیم که سال‌ها اخبار ناشنوایان تلویزیون ایران را اجرا کرده‌اند و با آقایان «پیروزی» و «تهرانی‌زاده» که خود ناشنوا هستند، به گفت‌وگو نشستیم.

- زبان‌های اشاره در شهرهای مختلف ایران چه فرقی می‌کند؟

تهرانی زاده - در شهرهای ایران که گویش‌های مختلفی وجود دارد، ناشنوایان به زبان‌های اشاره بومی با هم ارتباط برقرار می‌کنند. گروه ما شروع به تحقیقات کرد تا بتوانیم در سطح گسترده به یک زبان واحد با هم صحبت کنند. برای همین به شهرستان‌ها می رفتیم و اشارات مختلف را یادداشت می‌کردیم. سعی داشتیم ساده‌ترین و گویاترین اشارات را انتخاب کنیم تا به صورت کتاب، فیلم و محصولات دیگر در دسترس کارشناسان، مددکاران، ناشنوایان و والدینشان قرار دهیم.

- سال‌هاست که تلویزیون ایران، اخبار یا برخی از سریال‌ها و فیلم‌ها را با استفاده از یک «رابط» یا «نشانگر» برای ناشنوایان قابل درک می‌سازد. چرا استفاده از «زیرنویس» در این برنامه‌ها رایج نیست و جایگزین رابط نمی‌شود؟

ت- سال ۶۴ تنها اخبار مخصوص ناشنوایان بود که تولید می‌شد. اما این کافی نبود. ناشنوایان باید از برنامه‌های علمی و سرگرمی تلویزیون هم استفاده می‌کردند بنابراین پخش اخبار به صورت هفتگی کافی نبود. ما بسیار پیگیری کردیم و در نهایت پیشنهادی را به نهاد ریاست جمهوری ارائه کردیم که تصویب شد. بر اساس این طرح برنامه‌های دیگر هم برای ناشنوایان قابل استفاده بودند. در طرح ما پیشنهاد شده بود که هم «رابط» و هم «زیرنویس» در برنامه‌ها وجود داشته باشد. متأسفانه تلویزیون تنها استفاده از زبان اشاره را در دستور کار قرار داد و از زیرنویس خبری نشد. در مواردی چون فیلم‌های سینمایی و مستند، ناشنوا قادر نیست که هم تصاویر فیلم را پیگیری کند و هم به «رابط» و اشاره‌هایش توجه داشته باشد. این روش عملاً قابل استفاده نخواهد بود. رابط در مواردی چون اخبار یا میزگرد قابل استفاده است اما این روش در فیلم‌ها مفید نخواهد بود.

- علت آن‌که مسؤولان از زیرنویس استفاده نمی‌کنند چیست؟
ت- علتش را هزینه بالای زیرنویس کردن اعلام می‌کنند. اما فیلم‌های بسیاری که در حال حاضر موجود هستند، زیرنویس دارند. پس امکاناتش موجود است.

پیروزی - علت دیگری که اعلام می‌کنند این است که همه ناشنوایان سواد ندارند تا از زیرنویس استفاده و آن را درک کنند. در حالی که سواد با اشارات هم رابطه مستقیم دارد. ناشنوا اگر سواد نداشته باشد، بسیاری از کلمات زبان اشاره را هم متوجه نمی‌شود. برای ناشنوای باسواد زیرنویس بهتر است. به جمله‌بندی‌ها هم دقت می‌کند و سطح آگاهی‌اش بالاتر می‌رود. من به مسؤولان هم گفته ام که حاضرم اخبار ناشنوایان به کل تعطیل شود اما به جایش از زیرنویس استفاده شود. اما قبول نکردند. در یک فیلم سینمایی که افراد مختلفی حرف می‌زنند، اصلاً مشخص نمی‌شود که رابط به جای کدام‌یک با اشاره حرف می‌زند.

ت – در حالی‌که در زیرنویس می‌توان صحبت‌های بازیگران را با رنگ‌های مختلف یا علایم دیگر مشخص و این مشکلات را حل کرد. کاری که در کشورهای اروپایی می‌کنند. ما نمونه‌هایی از کارهای انجام شده در کشورهای دیگر را نشانشان دادیم.

پ – من رفتم دانمارک. خوش به حال ناشنوایان آن‌جا. فیلم‌ها کلاً زیرنویس دارند و بدون دوبله نشان داده می‌شوند. هم مردم به این وضعیت عادت کرده‌اند و هم ناشنوایان همه فیلم‌ها را درک می‌کنند. ناشنوا با دیدن مداوم این زیرنویس‌ها قادر است که جمله‌سازی بهتری داشته باشد و به زبان جامعه صحبت کند.

- احساسات، چگونه با زبان اشاره بیان می شود؟

پ- در این مورد ناشنوا هیچ فرقی با شنوا ندارد. شما هم موقع بیان احساسات حالت صورتتان غمگین یا شاد می‌شود. زبان اشاره فقط محدود به دست نیست. با تغییر چهره، احساسات هم منتقل می‌شود.

- تکنولوژی پیشرفت می‌کند و کلمات و اصطلاحات جدیدی مانند «اینترنت» و «وب‌سایت» وارد زبان می‌شوند. آیا مانند فرهنگستان زبان فارسی مجمعی دارید تا اشارات جدید را برای کلمات جدید تصویب کنید؟

پ- ناشنوایان معمولاً زود یاد می‌گیرند. اشاره‌ها به صورت طبیعی درست می‌شوند. تعدادی را از طریق کتاب‌های فرهنگ زبان اشاره که ما از کشورهای دیگر می‌آوریم یاد می‌گیریم و البته تعداد زیادی را هم خودمان درست می‌کنیم اما مجمعی برای تصویب اشاره‌ها نداریم.
ت- ناشنوا نمی‌تواند با دو دست کلمات زیادی بسازد. بسیاری از اشارات به طور طبیعی ساخته می‌شوند. مثلاً برای کلمه‌ای مانند «اصفهان» یک دست را به طور عمود بر کف دست دیگر فرود می‌آوریم. در این حرکت، کف دست نشان‌دهنده جهان است و دستی که عمود می‌آید نشان‌دهنده نصف کردن است. در مجموع مفهوم «نصف جهان» به ذهن می‌آید. این حرکت طبیعی است چون در فرهنگ و زبان فارسی ما «اصفهان» نصف جهان است. بقیه واژه‌ها را هم به صورت الفبا و حرف به حرف نشان می‌دهیم.

- زبان اشاره فارسی با زبان اشاره کشورهای دیگر چقدر فرق دارد؟

ت - هر کشوری به زبان و فرهنگ خودش اشاره می‌کند. برای مثال اشاره‌ای که در ژاپن برای «قاشق» وجود دارد با اشاره ما برای این کلمه فرق می‌کند چون آنها از وسیله دیگری برای خوردن استفاده می‌کنند. ما برای نشان دادن «خانم» از حرکتی استفاده می‌کنیم که نشان‌دهنده «روسری» است اما در یک کشور اروپایی «خانم» به شکل دیگری نشان داده می‌شود و در برخی موارد هم مثل «تلفن» یا «توپ» البته اشاره‌ها مشابه هستند.

- زبان اشاره بین‌المللی هم وجود دارد؟

ت- برای ارتباطات بین‌المللی دیگر «لب‌خوانی» وجود ندارد و همه چیز به صورت اشاره رد و بدل می‌شود. کتاب‌هایی هم در این زمینه منتشر شده که از زبان‌های مختلف دنیا اشارات را گردآوری کرده‌اند اما بیشتر اشاره‌ها به طور طبیعی انجام می‌شود. خانم «جویا صمیمی» که اصالتاً آمریکایی بود در دهه 1350 یک بار شروع کرد برای آن‌که اشاره های آمریکایی را در ایران جا بیندازد اما ما زیر بار نرفتیم چون ما فرهنگ خودمان و اشارات خودمان را داشتیم. ایشان هم بعد از مدتی قانع شد و دیگر اصرار نکرد. ما هم روش‌های او را ادامه دادیم اما با زبان ایرانی.

- شما به چند زبان اشاره مسلط هستید؟

ت- ما کتاب‌های اشاره به زبان‌های مختلف را داریم اما به زبان‌های مختلف اشاره مسلط نیستیم. هیچ‌کس در ایران نداریم که به چند زبان اشاره مسلط باشد. در مواقعی که در کنفرانس‌های بین‌المللی شرکت می‌کنیم، با خودمان رابط می‌بریم تا برایمان عمل ترجمه را مثلاً از انگلیسی به اشاره فارسی انجام دهد. در ایران تنها یک نفر بود که او هم تحصیل‌کرده آمریکا بود. خانم «بهادری» که دوره‌های مرتبط را گذرانده بود و متأسفانه بعد از بازنشستگی به کانادا مهاجرت کرد.

- چرا افراد دیگری را برای گذراندن چنین دوره‌هایی به خارج از کشور نمی‌فرستند؟

ت- ما طرحش را نوشتیم و ارائه دادیم اما به علت هزینه‌های بالا موفق نشدیم مسؤولان وزارت علوم را قانع کنیم تا دوره‌های طولانی‌مدت این‌چنینی برگزار کنند. تازه قرار هست که کودکان ناشنوا را هم به خاطر هزینه‌های بالا در مدارس جداگانه آموزش ندهند. قرار است تا با شنواها در یک مدرسه درس بخوانند بدون آن‌که معلمان آموزش‌های خاص را دیده باشند. مدارس ناشنوایان یک به یک در حال جمع شدن هستند در حالی‌که معلم تلفیقی برای مدارس عمومی وجود ندارد.

ما با چنین روش‌هایی هم موافق نیستیم. ناشنوا جز «ارتباط» هیچ مشکل دیگری ندارد و ما تلاش خواهیم کرد تا این ارتباط را تسهیل و فاصله‌ها را کم کنیم.

منبع : نیما اکبرپور (زیگزاگ)

داستان

داستان كوتاه

 من يك كودك استثنايي ام از دست هايم به جاي گوش استفاده مي كنم و از پاهايم به جاي دست از چشمانم به جاي صدا استفاده مي كنم و از صدايم به جاي چشمانم چون من يك كودك استثنايي ام.

خداوند انسان ها را آفريد و نيز كودكاني را كه نمي توانند بشنوند ، حرف بزنند، نمي توانند ببيند ، راه بروند و با دستهايشان كاري انجام دهند. خدايا، تو به انسان تمام چيزي را كهنياز دارد داده اي مثل روح جسم ، چشم دست ، پا ، حس بويايي ، شنوايي، لامسه ... و هم چيزي كه انسان را كامل كند ولي بعضي از اين افراد ناقص هستند درست نمي شنوند ولي مي توانند حرف بزنند تو به جاي شنوايي به او چيزي ديگري دادي كه در انسان هايي ديگر شايد كمتر پيدا شده.

تو به بچه هاي نابينا يك دنياي سياه دادي ولي آنها معتقدند اين دنيا سياه نيست آنها نمي بينند ولي مي توانند لمس كند مي توانند بشنوند اگر از بچه هاي نابينا حس شنوايي را بگيري دنياي اين بچه هاي استثنايي چه مي شود؟

وقتي دو ناشنوا باهم تشكيل يك زندگي را مي دهند ثمره آن را در وجود يك بچه سالم و شنوا مي بينند ديگر عضه هاي پدر و مادر تمام مي شود ديگر اون سكوتي كه هميشه در يك خونه بود مي شكند با صداي گريه كردن، خنديدن يك كودك شنوا، وقتي كودك به مراتب بزرگ مي شود و پدر ومادر به جاي صداي خودشان از وي استفاده مي كند به جاي او حرف مي زنند ديگر پدر و مادر اون ناراحتي كه قبلاً داشتند ندارند. خوشحالند كه صدا دارند درست است كه نمي شنوند ولي صدا دارند.

يك دسته ي ديگر از بچه هاي استثنايي بچه هايي عقب مانده ذهني هستند درست مانند يك انسان كامل نميباشند ولي كارهايي انجام ميدهند كه از بعضي افراد شايد برنيايد.

پس خداوند به هركسي يك نوع استعداد خارق العاده داده است خدايا ممنونم و خوشحالم چون ديدم و ياد گرفتم كه كودكان استثنايي هيچ فرقي با كودكان سالم ندارند شايد برتر از كودكان سالم هم باشند كودكان سالم از دستهايش براي كار و از چشمايش براي ديدن طبيعت و كنيه دوزي و كارهاي اشتباه و از گوش هايشان براي شنيده حرفها ، سخنرانيهاي بيهوده ودروغ استفاده مي كنند

ولي شعار كودك استثنايي اين نيست او يك كودك معمولي نيست او يك فرد استثنايي است به خاطر اينكه برتر و بهتر از كودكان سالم هست.

 منبع : شكست سكوت