اولين گردهمايي به مناسبت زنده نگهداشتن يادوخاطره معلمان و شاگردان مدرسه باغچه بان
در سالروز تولد شادروان جبار باغچه بان

مدتي در اين فكر بودم كه معلمان قديمي ام را ببينم. اما كجا وچطور؟ كم كم به اين فكر افتادم كه معلمان و شاگردان قديمي را يك روز دورهم جمع كنم آخر اسفند ماه بود پيدا كردن معلمان بعداز 25 سال آن هم بدون هيچ آدرس و تلفني كار سختي بود. به كمك 2 تا از معلمان قديمي ام توانستم بقيه معلمان را پيدا كرده و با آنها تماس بگيرم تعدادي را پيدا نكردم و چند نفر متاسفانه فوت كرده بودند. با پيدا كردن اين تعداد از معلمان اميدوار شدم. بعداز چند روز فكر كردن و تحقيق به اين نتيجه رسيدم كه 19 ارديبهشت روز تولد جبار باغچه بان روز خوبي مي تواند باشد. بعداز تعطيلات فروردين كار اصلي را شروع كردم به كمك برادرم كارت طراحي كرديم و آن را چاپ كردم و براي معلمان ، دوستان ناشنوا و ديگران فرستادم حدود 120 نفر را كه شامل معلمان، دوستان ناشنوا ، ساير مهمانان، چند نفر مقامات آموزش و پرورش و جناب آقای دکتر کمالی را دعوت كردم. خوشبختانه سركار خانم ثمينه باغچه بان نيز در آن تاريخ به ايران سفري داشتند كه بسيار برايم حضور ايشان خوشايند بود.
با موافقت جناب آقاي باقري مدير روابط عمومي سازمان آموزش و پرورش استثنايي براي معلمان لوح تقدير آماده شد چند روزي پيگير هدايا شدم و از وزارت ... تعدادي ديوان حافظ براي هديه گرفتم، كيك را سفارش دادم و تدارك پذيرايي مراسم را ديدم. حدود يكماه شديدا" دنبال اين كارها بودم و براي مراسم شوق و ذوق داشتم به معلم ها هم كه زنگ مي زديم خيلي خوشحال مي شدند و من تشويق ميشدم.
احساس من این بود كه بايد دين خود را به استاد جبار باغچه بان كه همه خانواده ام از جمله پدرم، مادرم ، خواهرم، همسرخواهرم، خودم ، همسرم ، برادرم و زن برادرم به نوعي شاگرد ايشان بوده ايم، ادا كنم. استاد جبار باغچه بان حق بزرگي به گردن همه ما دارند.
بلاخره روز 19 ارديبهشت رسيد از ساعت 4 كم كم دوستان و معلمان مي آمدند با شوق و ذوق همديگر را مي بوسيدند و بعضي ها چند دقيقه اي طول مي كشيد تا همديگر را بشناسند و به خاطر بياورند، خاطرات همه زنده شده بود و همه با خوشحالي از احوال هم مي پرسيدند. تماشا مي كردم واقعا" از ديدنشان بسيار لذت بردم. (متاسفانه چند نفر معلمان به علت بيماري و گرفتاري در مراسم نيامدند و عذرخواهي كردند.)
بعد از يك ساعت برنامه به طور رسمي شروع شد.
برنامه با تلاوت قرآن توسط آقاي كمال سهيلي از شهر اصفهان تشريف آوردند و نيز سرود جمهوري اسلامي توسط گروه پژواك سكوت شروع شد. بعد من به مهمانان خير مقدم گفتم سخنراني كردن برايم سخت بود چون تا بحال سخنراني نكرده بودم و كمي هم ذوق زده بودم بايد از لطف و كمك آقاي رضا محمودي براي راهنمائيهايشان تشكر كنم كه منو آرام و شروع به سخنراني كردم.
جناب آقاي دكتر كمالي معاونت محترم پيشين توانبخشي بهزيستي و استاد دانشكده علوم توانبخشي با تشريف فرمايي و سخنان خود ما را خوشحال و سرافراز كردند.
پدرم ، آقاي شهيدي ناظم درمدرسه باغچه بان بودند از خاطرات خود گفتند.
چند سرود مختلف توسط گروه پژواك سكوت اجرا شد
در بين برنامه سركار خانم ثمينه باغچه بان تشريف آوردند و بازهمه خوشحال شروع به سلام و احوالپرسي كردند .
من به ايشان خير مقدم و همچنين عرض تسليت و تاسف از بابت فوت آقاي ثمين باغچه بان گفتم و براي گرامي داشتن ياد ايشان همه يك دقيقه سكوت كردند.
سركار خانم ثمينه باغچه بان هم براي ما سخنراني كردند و كيكي كه به مناسبت سالروز تولد استاد جبار باغچه بان تهيه كرده بودم را بريدند.
هدايا و لوح هاي تقدير به معلمان اهدا شد.
جناب آقاي باقري مدير روابط عمومي سازمان آموزش و پرورش استثنايي با تشريف فرمايي خود ما را خوشحال و براي ما سخنراني كردند.
بعد از برنامه و پذيرايي از مهمانان همه در حياط مدرسه باغچه بان شروع كردند به صحبت كردن و عكس دسته جمعي گرفتن حدود يك ساعتي همه در حياط بودند. تا ساعت 20:30 بعدازظهر اين برنامه با خوشي و شاد به پايان رسيد.
مي خواستم از همه كساني كه مرا براي تهيه اين برنامه ياري كردند تشكر كنم. برنامه من وابسته به هيچ سازمان و نهاد يا گروهي نبود ايده خودم و مسئوليت بر عهده ام بود.
عكسهاي به زودي مي زارم اينجا