سی نصیحت زرتشت

آنچه را گذشته است فراموش کن و بدانچه نرسیده است رنج و اندوه مبر

 قبل از جواب دادن فکر کن

 هیچکس را تمسخر مکن

 نه به راست و نه به دروغ قسم مخور

 خود برای خود، زن انتخاب کن

به ضرر و دشمنی کسی راضی مش

 تا حدی که می توانی، از مال خود داد و دهش نما

 کسی را فریب مده تا دردمند نشوی

 از هرکس و هرچیز مطمئن مباش

 فرمان خوب ده تا بهره خوب یابی

 بیگناه باش تا بیم نداشته باشی

 سپاس دار باش تا لایق نیکی باشی

 با مردم یگانه باش تا محرم و مشهور شوی

 راستگو باش تا استقامت داشته باشی

 متواضع باش تا دوست بسیار داشته باشی

 دوست بسیار داشته باش تا معروف باشی

 معروف باش تا زندگانی به نیکی گذرانی

 دوستدار دین باش تا پاک و راست گردی

 مطابق وجدان خود رفتار کن که بهشتی شوی

 سخی و جوانمرد باش تا آسمانی باشی

 روح خود را به خشم و کین آلوده مساز

 هرگز ترشرو و بدخو مباش

 در انجمن نزد مرد نادان منشین که تو را نادان ندانند

 اگر خواهی از کسی دشنام نشنوی کسی را دشنام مده

 دورو و سخن چین مباش و نزدیک دروغگو منشین

 چالاک باش تا هوشیار باشی

 سحر خیز باش تا کار خود را به نیکی به انجام رسانی

 اگرچه افسون مار خوب بدانی ولی دست به مار مزن تا تو را نگزد و نمیری

 با هیچکس و هیچ آیینی پیمان شکنی مکن که به تو آسیب نرسد

 مغرور و خودپسند مباش، زیرا انسان چون مشک پرباد است و اگر باد آن خالی شود چیزی باقی نمی ماند
 

ناشنوایم دلیل ناتوانیم نیست چشمانم شنواست دستانم پرتوان

فرا رسیدن هفته جهانی ناشنوایان مبارک

مشاوره

یکی از دوستان مشکلاتش برام ارسال کرد لطفا راهنماییش کنید ممنون 

من 23 سال دارم و مشکلم اینه که وقتی تو جمعی حاظر میشم و اطرافیان با من و یا با هم صحبت میکنند صداهاشون رو میشنوم ولی نمیفهمم که چی میگن یعنی صداهایی شبیه به گفتو گو هستند ولی درکی از صداها ندارم و این هم همیشه نیست گاهی اوقات اتفاق می افته.هم شنوایی سنجی رفتم و هم دکتر مغز و اعصاب و گفتن هیچ مشکلی نداری.مادرم هم میگه تو دقت نمیکنی ولی بنظرم به دقت ربطی نداره چون حتی وقتی 2 3 بار هم تکرار میکنند متوجه نمی شوم

===

بنظرم به دکتر دیگر مراجعه کنید پیشنهاد میکنم دکتر شباهنگ محمدی شماره تلفن 88784903 چون خودم مشکل (فشار گوش) را داشتم به ایشان مراجعه کردم البته به مرور زمان طولانی خوب شدم  حدودا سه سال طول کشید امیدوارم هر چه زودتر مشکلت برطرف شوید. فقط ناامید نشو .

سوالات

دوستان عزیز سلام 

خانمی برایم ایمیل فرستاد خواهش کرد که سوالاتش وبلاگم را بگذارم لطفا شما هم به ایشان کمک کنید باتشکر - (بنظرم پروژه بسیار عالی و مفید است ) البته به ایشان جواب دادم شما هم لطف می فرمایید.

من برای پروژه م نیاز دارم با ناشنواها صحبت کنم. موضوع پروژه م ترسیم صدا برای ناشنوایان (با استفاده از عناصر بصری مثل خط ؛ رنگ ، فرم .....) 

نظرتان در مورد موضوع پروژه م چیه؟ 

بنظرتان  کلا شدنیه؟ یعنی میشه روی این کار کرد؟

شما از ابتدای تولد ناشنوا بودید یا نه؟

میتونید برام بگویید برداشت شما از صدا چیه؟ یعنی میخوام بدونم ناشنوا توی ذهنش چه تعریفی از صدا داره.

کسی که از ابتدای تولد صدایی نشنیده در مورد صدا چی فکر میکنه؟

اصلا واقعا چقدر برای یه ناشنوا مهمه که بیشتر در مورد صدا بدونه؟

اجتماعی

ملكه سيلويا همسر پادشاه کارل گوستاو شانزدهم  (سوئد)

متولد ۱۹۴۳ و آلمان مي باشد به يك خانواده دورگه تعلق دارد كه پدرش آلماني و مادرش برزيلي است.او سه سال از شوهرش يعني پادشاه سوئد بزرگتر است. ملكه سيلويا در زمان جنگ جهاني دوم متولد شد و پس از پايان جنگ، خانواده او به شهر سائوپائولو در برزيل كوچ كردند و او ده سال مابين سالهاي ۱۹۴۷ تا ۱۹۵۷ ميلادي در آنجا زندگي كرد و بعد به همراه خانواده اش مجددا به آلمان بازگشتند. ملكه سوئد در واقع سه مليت دارد.آلماني،برزيلي و سوئدي!
او قبل از ازدواج با پادشاه، در كنسولگري آرژانتين در شهر مونيخ كار مي كرد و بعدها يك مفسر تحصيلكرده مسابقات ورزشي شد.او به شش زبان زنده دنيا تسلط دارد : سوئدي - آلماني(زبان مادري اش) - پرتغالي -فرانسوي -اسپانيايي و انگليسي.

همچنين تسلط كاملي به زبان علامت(Sign Language)براي ناشنوايان دارد.

تقریبا دو سال پیش کنفرانس ناشنوایان در سوئد برگزار شد یکی از دوستانم در آنجا بود روز افتتاح کنفرانس ملکه سوئد برای خوش آمدگویی در مراسم شرکت نمود و با زبان اشاره سخنرانی می کرد

تبادل نظر

تشکر می کنم که نظر دادید

به نظر شما حقوق معلولان چیست؟

از نظر شما نگاه به معلولین چیست؟

به نظر شما در محیط زندگی خود تا چه حد حقوق معلولین در نظر گرفته می شود؟

بعضی ها قبول ندارند که خود را جزو معلولین بدانند. ؟!

==

هنوز نتونستم درباره حقوق معلولان را بفهمم آیا برای ما مفید است یا نه؟

بعنوان نمونه: سهمیه سه درصد استخدام معلولین اجرا نمیشود و غیره ...

برایم فرق ندارد که جزو معلولین باشم یا نباشم (ناراحت نیستم).  متاسفانه خیلی ها اصلا قبول ندارند که خود جزو معلولین بدانند بعضی ها سکوت ترجیح دادند از گفتن حقیقت فرار میکنند

پایان فصل

به پايان آمد اين وبلاگ حکايت همچنان باقي است

مدتی تصميم داشتم به دلیل گرفتار شخصی اين وبلاگ را خاتمه دهم

اما هر بار احساس و یک بهانه مانع از اين کار مي شد .

در اين مدت دوستان بسیار را پيدا کردم و به همه آنها درود مي فرستم .

از دوستان عزيز به وبلاگم لينک دادند سپاسگزارم

از کسانی به دیدن وبلاگم آمدند و نظر دادند تشکر میکنم.

شخصيتي واقعي بودم که به هيچ وجه از اسم مستعار استفاده نکردم

قبل از خداحافظی، یکی از خاطرات درباره وبلاگم را خواهم نوشت.

شاید دوباره اینجا نوشتم ، هر چه خدا بخواهد

۸۸/۵/۴

خبر

زیرنویس :

سینما برای همه

اكران ويژه فيلم درباره الي براي ناشنوايان (  24 تیر ماه)

خبر

فيلم و سريال‌هاي سيماي پايتخت هم‌چنان براي ناشنوايان زيرنويس مي‌شود

شبكه‌ي تلويزيوني تهران، روند زيرنويس فارسي فيلم‌ها و سريال‌هاي اين شبكه را ادامه مي‌دهد.

به گزارش سرويس تلويزيون ايسنا، سيماي پايتخت از چندي پيش به منظور سهولت ناشنوايان و كم شنوايان در فهم سريال‌ها وفيلم‌هاي سينمايي اقدام به زير نويس متن اين برنامه‌ها كرده است.

مجيد رجبي معمار در ابتداي تابستان 88 اعلام كرد كه زيرنويس سريال‌ها و فيلم‌ها را در اين شبكه ادامه مي‌دهند.

مدير سيماي پايتخت گفته بود: در اين مدت بازخوردهاي خوبي از سوي نهادها و خانواده‌ها داشتيم. ما بررسي كرديم كه رابط ناشنوايان به هيچ وجه نمي‌تواند كار زيرنويس را انجام دهد و از آن‌جا كه ناشنوايان بايد دايره لغاتشان گسترش يابد، اين كار را ادامه مي‌دهيم. البته زيرنويس تنها براي ناشنوايان نيست بلكه براي نوسوادان هم هست. ضمن اين كه با توجه به اين‌كه برنامه‌هاي شبكه تهران روي ماهواره است و بسياري از ايرانيان خارج از كشور مي‌توانند از اين برنامه‌ها استفاده كنند، استفاده از زيرنويس فارسي براي اين عده از مخاطبان هم مفيد خواهد بود.

روابط عمومي اين شبكه نيز در سايت خود آورده است: اين اقدام شبكه باعث رضايت بينندگان شد، در اين ميان عده كثيري از مخاطبان با واحد ارتباط مردمي تماس گرفتند واز اين شيوه تشكر كردند، به دنبال استمرار اين حركت «ليلا اعتماد» رييس هيات مديره انجمن خانواده ناشنوايان ايران طي نامه اي ازمدير شبكه تهران در خصوص اقدام ارزشمند شبكه تهران در زيرنويس كردن فيلم و سريال‌ها تشكر كرد و خواستار ادامه اين روند و هم‌چنين ادامه همكاري رابط ناشنوايان (ويژه بيسوادان و كودكان ) شد.

انتهاي پيام- ایسنا

خبر

واقعه غم انگیز درگذشت ادموند بارسقیان (یکی از اولین شاگرد استاد جبار باغچه بان) مرا بسیار متاسف ساخت.

 ايشان مرد مهربان و دوست داشتني بود و پس از گذشت سال‌ها، همچنان چهره آرام و متبسم ایشان به خاطرم مانده است و از ایشان خاطره بسیار خوب دارم، بسیار غمگینم و دلگرفته...

 

خبر

برنامه شبكه 5 همراه بازيرنويسي فارسي 

چهارشنبه ها تکرار فیلم سینمایی ساعت 10 یا 10.20 یا 11 شب

 پنج شنبه ها تکرار سریال خارجی کبری 11 ساعت 7 شب

 شنبه ها تکرار اسم سریال ایرانی(لطفا" دور نزنیم) ساعت 7 شب

آموزش مصرف آب

آموزش مصرف بهينه آب با زبان گوياي هنر به كودكان ناشنواي باغچه بان

 دانش آموزان ناشنواي مجتمع باغچه بان به همت گروه مروجان فرهنگ مصرف بهينه آبفای منطقه 3 با شيوه هاي صحيح استفاده از آب آشنا شدند.
به گزارش روابط عمومي آبفاي منطقه 3 ، طي مراسمي كه روز چهارشنبه23 ارديبهشت ماه در مجمع ناشنوايان باغچه بان واقع در محله سيد جمال الدين اسد آبادي بر پاشد ، مروجان آبفاي منطقه 3 با اجراي نمايش شاد و عروسكي قطرۀ آب و اهداي هدايا و بهره گيري از زبان گویاي هنر نمايشي ، اهميت حفظ و پاسداري از منابع محدود آب و شيوه هاي صحيح مصرف را به دانش آموزان ناشنوا آموزش دادند.
بر اساس اين گزارش از ابتداي سال جاري تا كنون گروه مروجان فرهنگ مصرف بهينه آبفاي منطقه 3 با مراجعه به مدارس تحت پوشش مناطق2 ، 5 و 6،اقدام به بر پايي نزديك به 25 جلسه پرسش و پاسخ ، اجراي 20 نمايش ، ارائه بروشورها و بسته هاي آموزشي و انجام طرح جذب و آموزش مستمر بيش از يك هزار و چهار صد نفر از حاميان آب کرده و به اطلاع رساني نسل كودك و نوجوان به منظور فراگيري روشهاي مؤثر استفاده از آب،در سال اصلاح الگوي مصرف مبادرت ورزیدند.
گفتني است،مروجان مصرف بهينه آب، گروهي فرهنگي و تحت نظارت روابط عمومي شركت آب و فاضلاب شهر تهران هستند و نزدیک به هشت سال است كه به صورت هدفمند و كارشناسانه با همكاري روابط عمومي آب و فاضلاب مناطق ششگانه شهر تهران اقدام به فعاليتهاي متنوعي با مشاركت و همكاري سازمان هاي متولي فرهنگي و آموزشي با موضوع مصرف بهينه آب مي كنند .

 دفتر خدمات مديريت و فناوري اطلاعات

خبر

با تاسف مطلع شديم كه دوست خوب ايمان طباطبايي براثر ابتلا به بيماري سرطان  در بيمارستان مشهد درگذشت.

 اين مصيبت را بر خانواده محترم تسليت مي گوييم و از خداوند متعال علوّ درجات آن مرحوم و صبر و اجر براي خانواده محترم  مسألت مينماييم.

سال گذشته

یک سال گذشت

يكسال گذشته ، آن روز  19 اردیبهشت ماه براي من استثنايي ، سرشار از هیجان و دیدار دوباره با ...   بود .

اولين گردهمايي به مناسبت زنده نگهداشتن يادوخاطره معلمان و شاگردان مدرسه باغچه بان

 در سالروز تولد شادروان جبار باغچه بان


یک سال گذشت ، مرحوم مهندس محمد سعيدي 

امّا هر چه هست گذشت یکسال،  یعنی یک روز عمر آدمی، عمری که فرصت اندکی است که به امانت نزد خداوند برگشت. 

علمی

برگزاری کنسرت برای ناشنوایان (ارسال لادن صحرایی)

محققان با استفاده از صندلی مخصوص لمسی قصد دارند کنسرت موسیقی را در تورنتو کانادا مخصوصا افراد ناشنوا برگزار کنند. به گزارش خبرگزاری مهر، صندلی هایی که به افراد ناشنوا توانایی شنیدن موسیقی را خواهد داد در کنسرت موسیقی که مخصوص افراد ناشنوا برپا خواهد شد، مورد استفاده قرار خواهد گرفت.صندلی "اموتی" ابداعی است که سه سال پیش در دانشگاه ریرسون اختراع شده و برخی از دانشمندانی که در تولید آن شرکت داشته اند نیز در گروه نوازندگان کنسرتی که برای ناشنوایان برگزار خواهد شد شرکت دارند.یکی از انواع این صندلی ها به 16 بلندگو که در قسمت پشتی و بازوها جاسازی شده اند مجهز است که این بلندگوها توانایی تحریک حس لامسه فرد را دارند. نمونه دیگر به 14 بلندگو مجهز است که از ارتعاشات حرکتی بیشتری برخوردار بوده و زمانی که موسیقی یا ساز خاصی شروع به نواختن می کند فعال خواهد شد.در گذشته تنها راهی که به واسطه آن افراد ناشنوا توانایی شنیدن موسیقی را داشتند عبور امواج صوتی و حس این امواج بود اما صندلی های اموتی با شکستن فرکانسهای صوت امکان حس انواع نواختهای سازهای مختلف را از میان بلندگوهای مختلف به فرد خواهد داد. همچنین این صندلی ها می توانند فرکانسهای بالای صدا را به امواجی که توسط گوش ناشنوایان قابل ردیابی است، تبدیل کنند.پوست انسان توانایی تمیز دادن اصوات با طول موج پایین و بالا را تا سطح هزار هرتز داشته و می تواند فرکانسهای بالای 2 هزار هرتز را نیز ردیابی کند اما امکان تمیز دادن اصواتی در فاصله هزار و 500 تا 2 هزار هرتز امری است که تاکنون به اثبات نرسیده است.
خوشبختانه اکثر سازهای موسیقی به گونه ای نواخته می شوند که در دامنه ردیابی صوتی پوست قرار می گیرد. برای مثال پوست انسان توانایی ردیابی سه بخش از اصوات ناشی از پیانو را دارد. محققان نیز بر همین اساس ابداع این صندلی را پایه گذاری کردند.محققان دریافتند می توان فرکانسهای اصوات بلند را فشرده ساخته و فرکانس اصوات کم را افزایش داد و با جا دادن تمامی اصوات در دامنه ردیابی پوست، امکان احساس این امواج را برای افراد ناشنوا به وجود آورد.آزمایش بر روی افراد ناشنوا نشان می دهد که با استفاده از این صندلی افراد توانایی حس کردن موسیقی را داشته و حتی در زمانی که موسیقی کلاسیک برای آنها پخش شد افراد به رهبری گروه فرضی نوازندگان آن می پرداختند.کنسرت موسیقی که با استفاده از صندلی های اموتی برگزار خواهد شد به سیستم دیگری به نام میوزیک ویز نیز مجهز است که با نمایش بصری موسیقی به صورت انیمیشن و اشکال گرافیکی می تواند تاثیر گذاری صندلی ها را افزایش دهد. رنگهایی که توسط این نرم افزار نمایش داده خواهد شد با نت های در حال نواخته شدن در ارتباط است که با اشکال متفاوت در غلظتهای متفاوت نمایش داده می شود.بر اساس گزارش سی بی اس، در این صورت تجربه شنیدن موسیقی برای افراد ناشنوا تنها یک تجربه لمسی نخواهد بود بلکه با تلفیق تصویر می تواند تاثیر قابل توجهی بر روی فرد گذاشته و درک وی را از موسیقی افزایش دهد.

خبر

گزارشى از شرايط تحصيلى و ورزشى ناشنوايان (قسمت اول)

 

اجتماعی

ناشنوا بايد با چشم خود بشنود

امروزه زبان با چهار ركن اصلي: شنيدن، گفتن، نوشتن و خواندن، كامل ترين وضعيت ارتباطي را پيدا كرده است. ولي انسانها آرزو دارند روزي برسد كه درك فكر افراد راحت تر صورت گيرد، مثلاً بتوان در يك چشم به هم زدن انبوه اطلاعات و اخبار را به ديگران منتقل كرد و يا بدون حرف زدن ديگران و بدون مداخله گوش در شنيدن و بدون اندام گفتاري در سخن گفتن و نوشتار بتوانيم از نيات ديگران آگاه شويم و به افكار آنان دست يابيم.
علم تله پاتي و هيپنوتيزم در جهت دستيابي به اين آرزوي انسان حركت مي كند و موفقيت هاي چشمگيري نيز عايد انسان گرديده است. هر يك از شما از طريق وسايل ارتباط جمعي به اين نكات برخورد كرده ايد كه:
* يك مرتاض هندي با قدرت نگاه خود قطاري را از حركت باز داشت!!
* زني در شوروي قادر است از طريق نگاه، از پشت ديوار با خبر شود!!
* مردي كه تكنيسين هواپيما بود و بر اثر سقوط از روي بال هواپيما دچار به هم ريختگي عصبي گرديده است قادر است با نگاه كردن به افراد از گذشته و آينده آنها باخبر شود!!
* فردي كه قدرت بينايي خارق العاده اي دارد بدون استفاده از هيچ دستگاه پزشكي قادر است سنگ مثانه و سنگ كليه را در داخل بدن انسان تشخيص دهد!! و...
چشم، يكي از اعضاي بسيار حساس موجود زنده از جمله انسان است، در دايره يادگيري انسان بيشترين سهم آموخته ها از طريق قوه باصره يا بينايي است. روانشناسان يادگيري، سهم بينايي را در بين حواس پنجگانه انسان در دايره يادگيري ۸۱% ذكر كرده اند كه در مقابل ۱۳% سهم شنوايي و ۵/۳% قوه بويايي و ۵/۱% قوه چشايي بسيار بالاست. افراد ناشنوا كه قدرت شنيداري ندارند، چشم را جايگزين گوش مي كنند به نحوي كه با تمركز بر روي لب خواني و گفتارخواني قادرند حتي از نيمرخ صحبت ديگران را بفهمند. نظر به اين كه بيش از يك سوم از حروف فارسي، حلقوي و حنجره اي است و از نظر و ديد يك ناشنوا پنهان و ناپيداست حدس زدن جايگاه حروف در موقع اداي جملات كاري بس دشوار و توان فرساست، ولي ناشنوايان به دليل نياز، به آن پرداخته  و مسلط مي شوند. ناشنوايان با به كارگيري مداوم چشم بيش از افراد عادي و شنوا از نظر بينايي مهارت پيدا مي كنند و قادر به انجام امور حساس و ظريفي كه به مهارت چشم نياز دارد، خواهند شد. به همين سبب ناشنوايان از عهده انجام كارهاي عملي كه به هماهنگي ديد و دست نياز دارد به خوبي برمي آيند.
«كامران رحيمي» مؤلف كتاب «آدمهاي سنگي» كه خود ناشنواست از قدرت بينايي فوق العاده  خود تعجب مي كند و مي گويد: «وقتي كه كمبود خواب نداشتم و در حالت عادي بودم مي توانستم با يك نگاه فكر ديگران را بخوانم و به آنها فرمان دهم و هر طور كه بخواهم آنها را جابه جا كنم.»
مردم مي گويند: «پشت ديوار سكوت چه خبر است؟»
«راه خاموش موفقيت چگونه است؟ چه هياهويي در دنياي سكوت وجود دارد.»
«گراهام بل» يكي از پيشكسوتان آموزش ناشنوايان در جهان معتقد بود كه: «ناشنوا بايد با چشم خود بشنود.» بنابر اين در تعليم و تربيت و زندگي يك ناشنوا، چشم مركز يادگيري و نگاه؛ محل فرهنگ، و سكوت، همه حرف است. اين راز نگاه و اين پيچيدگي ارتباط و اين فن مرموز مراوده است كه شاعر بزرگي چون «غلامعلي رعدي آذرخشي» را واداشته كه پرده از اسرار نگاه برادر كر و لالش بردارد و قصيده اي زيبا بسرايد.

اي كه از گوش و زبان ناشنوا بودي و گنگ
زندگي نو كن و بستان ز گذشته ناتوان

پريسا كريمي مقدم «كارشناس كودكان استثنايي» 

ثمينه باغچه‌بان لالايي‌هاي كودكان را با كمك مينياتورهاي ايراني مصور كرد.

باغچه‌بان در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، عنوان كرد: متأسفانه نه تنها بچه‌ها، بلكه بزرگسالان هم نسبت به مينياتور، اين هنر ايراني، بي‌توجه‌اند. اين در حالي است كه در هر صفحه‌ي مينياتور، اجزاي بسيار به هم پيچيده‌اي وجود دارد كه هريك به تنهايي داراي معنا و عمق زيادي هستند؛ اگرچه در نهايت، مجموعه‌ي به هم پيوسته‌اي را به وجود مي‌آورند.

او در ادامه افزود: با توجه به اين باور كه مي‌توان با بزرگ و برجسته‌ كردن اجزاي اين هنر ايراني، توجه عموم را به آن جلب كرد، با مينياتورهاي برگزيده‌اي كه متناسب با برخي از لالايي‌ها و متل‌هاست، كتابي را تهيه كرده‌ام كه از تركيب مينياتور و متل‌ها فراهم شده است.

ثمينه باغچه‌بان افزود: مثلا براي لالايي "برو لولوي صحرايي، تو از بچه‌ا‌م چه مي‌خواهي، كه اين بچه پدر داره، دو شمشير بر كمر داره"، صحنه‌اي از آثار كلاسيك مينياتور را كه با اين لالايي همسويي داشته باشد، انتخاب و با نوارهاي طلايي، مخمل و پارچه‌هاي قديمي تزيين كرده‌ام.

او هنوز درباره‌ي مؤسسه‌ي انتشاراتي اين كتاب كه در تهيه‌ي آن از نزديك به 12 جلد كتاب مينياتور قديمي و كلاسيك استفاده شده، تصميمي نگرفته است.

ثمينه باغچه‌بان هم‌اكنون نيز كتابي را با عنوان "يكي بود، يكي نبود" ويژه‌ي كودكان و نوجوانان توسط نشر نظر زير چاپ دارد. اين كتاب كه مجموعه‌اي‌ از متل‌هاست، قرار است با تصويرگري فرشيد شفيعي وارد بازار كتاب شود.

اين نويسنده پيش از اين، متأثر از فعاليت‌هاي پدرش - جبار باغچه‌بان -، كتاب‌ "مهمان ناخوانده" و مجموعه‌ي شعرهاي جبار باغچه‌بان را به نام "جوجه جوجه، طلايي" به زبان اشاره ويژه‌ي كودكان ناشنوا منتشر كرده است.

همچنين كتاب "دويدم و دويدم" او با زبان اشاره همراه با لوح فشرده‌ي آموزشي به انضمام "حقوق كودك" به زبان اشاره از سوي يونيسف منتشر شده است.

منبع : توحدی

===

 جغرافیا   و گالری

مراسم جشن

خانه ناشنوایان اعظم به مناسبت تقدیر و سپاس  مراسم تجلیل از پیشکسوتان جامعه ناشنوا توسط خانم اعظم شفیعی در روز پنج شنبه 5 دی ماه با حضور دوستان ناشنوا و سایر در سالن خانه ناشنوا اعظم برگزار شد.


سخنرانی سرکار خانم اعظم شفیعی


اهدا از طرف سرکار خانم اعظم شفیعی

1

سخنرانی جناب آقای رضاقلی شهیدی

مهمانان

مهمانان

ارنست پاستور کریستوف

حرف دل

نامه ای یک کودک معلولیت به پدر و مادر

تو بودی بهانه پروازم...

... ... من کودکی ناشنوا بودم. زندگی ام غرق در سکوت و تنهایی بود و از شنیدن قیل و قال حیات که می بایست چون موذنی خوش آهنگ، جنبش و تحرک را در گوش هایم زمزمه کند، بی بهره بودم. اما تو از راه رسیدی و بانگاه پر مهرت، با چشمان نافذت و با دستانی که ناقل گرمای وجودت بود، توجهم را از بیراهه سکوت و تنهایی ، به مسیر زندگی و پیوند با زیبایی های خلقت، معطوف ساختی. ...


سریال ماه رمضان

سلام بازهم ماه مبارک رمضان امد

نماز و روزه شما قبول باشد

بازهم سریالهای تلویزیونی ماه رمضان خود را شروع کرده اند

بازهم عطاران و سیروس مقدم ... و بازهم ماه رمضان

بازهم شکایت و درددل و درددل تمام نشدنی

بهتر بگم هیچ!

چه انتظاری دارید از ما؟

چه ، زل زده به من !!!

اگه شما حرف دارید و بگویید

سعی کنید مفهوم ناشنوایان را درک کنید.

اریک شجنا می گوید:

ما از تماشای زیرنویس تلویزیون و رابط لذت می بریم... بنابراین می توانیم احساس کنیم که بخشی از این جهان هستیم. زیرنویس ها می توانند به بسیاری از مردم کمک کنند و حتی کودکان می توانند بهتر بخوانند یا بهتر خود زبان راهجی کنند. 
 

آموزشی

مشكلات ارتباطي و يادگيري در كودكان ناشنوا

مطلب زير، بخشي از مشكلات دانش‌آموزان داراي ناشنوايي را در زمينه رشد حركتي، برقراري ارتباط و استفاده از زبان گفتاري مورد بررسي قرار مي‌دهد.

اين مطلب از مقاله «ناشنوايي و مشكلات مضاعف» (شماره 75 نشريه آموزش و پرورش استثنايي) برداشت شده است. مقاله مذكور را خانم مريم باشعور لشكري، كارشناس ارشد كودكان استثنايي ترجمه كرده است....

کلیک

رسانه

نظرات کارشناسان درباره برنامه های تلویزیونی

جوان مک کندی می گوید:

برای افراد ناشنوا و کم شنوا خیلی اهمیت دارد که آنچه برنامه های تلویزیونی ، اخبار و غیره در مورد وقایع رویداد ها می گویند، بخوانند و بفهمند . اینکار برای افراد شنوا لذت بخش میباشد.

مایک کوک می گوید:
نبودن زیر نویس به معنای این است که از تلویزیون صدا نیز باید بسته شود.

جودی آ. کران لوند می گوید:
دستیابی به زیرنویس ها به ناشنوایان بینش کاملی میدهد که در حال حاضر چه وقایعی در حال وقوع میباشند، تمام ما دارای حقوق یکسان میباشیم و با دیگران کاملا" برابر میباشیم.

فیلیس باس می گوید:
گوشهایتان را بگیرید و به من بگوئید که چه احساسی به شما دست می دهد؟ آن مثل زندگی در تنهایی میباشد.
 

رسانه

- ناشنوایان با مشاهده و دیدن زیرنویس و رابط در تلویزیون رشد مهارتهای زبانی و نوشتاریشان بالا میرود

- برای وقایع و اتفاقات و اطلاعات مهم روزانه که در کشور رخ می دهد وجود رابط و زیرنویس در تلویزیون لازم است

- ناشنوایان با دیدن زیرنویس در تلویزیون کلمات ، مفاهیم و جملات را بیشتر درک می کند.

- ناشنوایان بامشاهده و دیدن رابط و زیرنویس در تلویزیون دیگر نیاز به تفسیر و مترجم اعضای خانواده ندارند.

- با مشاهده زیر نویس انگیزه بیشتر برای مطالعه مطبوعات دارند

- با مشاهده زیرنویس از جریان فیلم های و سریال و برنامه زنده تصویر زندگی معلومات اضافه بشود

رسانه

نیازهای بینندگان ناشنوا

نماینده دبیرخانه اروپایی فدراسیون جهانی ناشنوایان (اقای استین وپوز)

- ناشنوایان می خواهند برنامه های تلویزیونی را بفهمند

 -ناشنوایان می خواهند برنامه ای مخصوص خود داشته باشند.

- ناشنوایان می خواهند غیر از تصویر ، کلام ، موسیقی برنامه های تلویزیونی را درک کنند و همانند افراد شنوا از برنامه های تلویزیونی لذت ببرند. این مشکل با گذاشتن زیرنویس و رابط حل خواهد شد و انجام اقداماتی در رابطه با استفاده از تلویزیون باعث نخواهد شد که آنها همیشه فرق بین شنوا و ناشنوا را حس نمایند. با تهیه برنامه خاص (زیرنویس و رابط) برای افراد دارای نقص شنوایی در تلویزیون سبب خواهد شد که آنها فرق بین شنوا بودن و ناشنوا بودن را حس نکنند.

رسانه

فرهنگ ناشنوایان

زبان اشاره در فرهنگ ناشنوایان از جایگاه مخصوص برخوردار است. زبان اشاره همانند پرچم هر کشوری است که اهمیت آن برابر با فرهنگ ناشنوایان است. ناشنوایان برای رفع نیازهای ارتباطی خود ، از زبان اشاره که همان زبان و فرهنگ دیداری ناشنوایان است استفاده می کنند....

منبع محفوظ

سالگرد جولیا سمیعی

مراسم گرامیداشت جولیا سمیعی

مراسم به مناسبت سی امین سال درگذشت جولیا سمیعی (بنیانگذار کمیته پژوهش و توسعه زبان اشاره فارسی) مورخ 87/5/11 در مکانی آرامگاه کاتولیک برپا نمود. در این مراسم تعداد از دوستان ناشنوا , سرکار خانم باغچه بان و غیره حضور داشتند

از طرف کانون ناشنوایان ایران
وبا همکاری بنیاد پژوهشهای ناشنوایان ایران

قبر جولیا سمیعی و دو پسرانشان

دسته جمعی
 

رسانه

انسان موجودی اجتماعی است ، برقراری ارتباط یکی از نیازهای اولیه و اساسی او است و این ارتباط کلامی و غیر کلامی است.

ارتباطات الکترونیکی و گسترش آن جامعه کنونی را چنان از جوامع پیش متمایز ساخته است که برخی عصر نو را عصر ارتباطات و انفجار اطلاعات می خوانند. این زمان نسبت به دوره های قبل، افزایش اطلاعات افراد و تخصصی شدن اطلاعات افراد ، در عرصه های گوناگون علوم و تکنولوژی میباشد.

نکته قابل توجه : معلولان از جمله افراد تازه وارد به حوزه ارتباطات و اطلاعات هستند.

صفت ظاهری و فیزیکی یا روحی و فکری با توجه به توانائیهای خویش از موقعیتهای مناسبی برای دستیابی به دانش و اطلاعات احتیاج به رسانه های دارند.

دریچه های ورود به جهان اطلاعات ، رسانه های همگانی هستند که مهمترین آنها را میتوان رادیو، تلویزیون ، سینما و مطبوعات دانست.

معلولین مانند سایر افراد جامعه باید از امکانات مناسب وبرابرسازی فرصتها و بهره گیری وحتی اداره آنها شریک باشند.

متاسفانه در حالی است که نقش ناشنوایان و نیمه شنوایان در مقایسه با سایر بسیار کمرنگ است همانند بهره مندی ناشنوایان از رسانه های تصویری و غیره هیچ سهمی ندارند.

بطورخلاصه جمع آوری کردم منبع محفوظ

رسانه

ناشنوايي نقصي پنهان است كه متاسفانه كمتر كسي قادر است متوجه آن شود و كمتر افرادي را مي توان يافت كه بدانند ناشنوا در چه دنيايي زندگي مي كند. تا گوشهايي بسته نباشد نمي توان فهميد كه دنياي سكوت يعني چه؟ ناشنوا دوست دارد هر كلمه و هر صدائي كه در اطرافش هست بفهمد.


مقاله

رادیو رسانه عمومی و وسیله ارتباطی ارزانی است و اکثریت معلولان و افراد عادی جامعه از برنامه های آزمونده آن بهره مند میباشند اما این وسیله برای ناشنوایان کاربردی ندارد با توجه به اینکه نقض شنوایی از عوامل مهم در فهم و ادارک برنامه های تلویزیونی میباشد افراد دارای نقص شنوایی به نوبه خود دوست دارند کلام برنامه های تلویزیون را بفهمند در واقع نقش سازنده و تاثیر گذار تلویزیون - سینما در افراد معلول به مراتب بیش از افراد سالم است.

اگر افراد شنوایان سعی کنند که بفهمند ناشنوا بودن یعنی چه؟ آنگاه شاید افراد ناشنوایان سعی کنند که بفهمند شنوا بودن یعنی چه؟
 

مقاله

چند وقتی است دارم مقاله درباره رابط و زیرنویس به بستگی تلویزیون جمع آوری میکنم و چند قسمتی را بگذارم.

رسانه : به معنی وسیله رسانیدن است و در اصطلاح علوم ارتباطات اجتماعی مقصود از رسانه وسیله رساندن پیام از پیام دهنده به پیام گیرنده است.

رسانه های تصویری: منظور از رسانه های تصویری وجود برنامه های تلویزیونی همراه با رابط و زیرنویس میباشد.

رابط : به معنی مترجم میباشد یعنی کسی که گفتار دیگران را تبدیل به اشارات برای ناشنوایان می کند(بازبان اشاره برای ناشنوایان ترجمه می کند)

زیرنویس تلویزیون : زیرنویس نمایش متن لغات گفتاری میباشد که روی صفحه تلویزیون نشان داده میشوند. زیرنویس به تماشاگران اجازه دهد تا مکالمه و تصویر یک برنامه را بطور همزمان دنبال کند.

متغیر مستقل: بهره مندی ناشنوایان از برنامه ها تلویزیونی همراه با رابط و زیرنویس متغیر مستقل است
.
 

درددل

بازهم دردودلی با همه شما عزیزان

همانطوریکه قبلا درباره اش را نوشته بودم الان فکر کنم بازهم لازم دوباره بنویسم. شاید نوشتنم ارزش نداره یا فقط وقتتون را هدر میدهد. خلاصه فقط اینرو می دونم میخواهم حرف توی دلم به اینجا بنویسم همینه .

چند وقت پیش توی تلویزیون تبلیغات سریال حضرت یوسف به زودی پخش میشود نشان میداد. من هم از روز اول تصمیم گرفتم سریال حضرت یوسف نگاه نکنم چون میدانستم بدرد من نمیخوره که بدون زیرنویس هیچ مزه نمیده. تازه به اضافه اعصابم خراب میشه

قسمت اول سریال حضرت یوسف پخش شد =  ندیدمش
قسمت دوم سریال حضرت یوسف = همان روز عصر یکی از بستگانم به من گفت هی شیدا جون امشب برنامه سریال حضرت یوسف داریم که ببیندش ، محکم گفتم نه نمیخواهم ببینمش شب شد زود رفتم و خوابیدم
قسمت سوم سریال حضرت یوسف = بطور تصادفی کانال رو عوض کردم درست همان موقع سریال حضرت یوسف داشت شروع میشد. البته اول متوجه نشدم چه سریالی! کم کم نگاهش کردم مامان یوسف مرده همه شیون می کشیدند. خلاصه تا اخر تماشا کردم. البته زیاد بد نبود و موضوعش برام قابل فهم بود.
قسمت چهارم سریال حضرت یوسف = نشستم و تماشا کردم کم کم به مرحله احساس و سختی رسید مثلا یک خانم مسن یوسف را نگه می داشت. هنوز نفهمیدم کیه ؟ کنیز یا زن بابا یا دیگر و قسمت دیگر همون زن مسن مسئله به بستن کمربند در دامن یوسف  هیوهیا به پا کرد نفهمیدم چرا ؟ ...
داشتم حرص می خوردم زن مسن کیه ؟ فلان کیه  اخرسرطاقتم تمام و مجبور شدم به همسر نازنینم وادار کنم که بره پایین پیش مامانش تا اخر سریال باهم تماشا کنند و سریال تمام میشود همسرم بیاد بالا تمام جریانش برام تعریف می کند
.
باخودم فکر کردم شنوایان عزیز همزمان تماشای فیلم و گوش دادن چه لذت داره که همه چیز همان لحظه را می فهمد جریانش چیه اما من باید صبر کنم تا تمام شدن سریال همه چیز را می فهمم.

چرا ما باید سختی را ببینیم
چرا باید رنج می کشیم.
چرا باید ناراحت باشیم.
چرا باید مزاحم دیگران باشیم.
چه گناه کردیم وناشنوا شدیم
چرا به فکر مشکلات ما نیستند

 آیا افراد شنوا می توانند بدون صدای تلویزیون زندگی کنند؟
پس ناشنوایان هم بدون زیرنویس نمی توانند زندگی کنند

 
ما زیر نویس می خواهیم

بازهم تکرار میکنیم زیر نویس میخواهیم

 

رسانه

در زبان شيرين فارسي مثل است كه مي گويند " آدمي فربه شود از راه گوش" زيرا انسان از طريق شنيدن گفتار ديگران ، مطالب سودمند را فرا مي گيرد و از نظر عقلي برهمه دانشها تسلط دارد و اکثر دانستينهاي آدمي از طريق اين حس شنوايي حاصل مي شود با توجه به اينكه نقص شنوايي بر نعمت تكلم نيز صدمهمي زند و قدرت بيان رااز انسان مي گيرد. اين حس مهم بشري بيشتر آشكار ميشود وكمتر كسي از ارزش واقعي آن آگاه است اما ناشنوايان ارزش واقعي شنوايي و تكلم را خبري مي دانند. هدف كلي اين پژوهش مطالعه رسانه هاي تصوير وديداري (برنامه هاي تلويزيوني همراه با رابط و زيرنويس) و مقايسه باجنبه هاي تصويري ساير رسانه ها است.


روز جهانی

به بهانه 25 تیر روز جهانی نابینایان و ناشنوایان

سه روز برای دیدن

تنها ناشنوا قدرت شنيدن را مي‌داند و تنها نابيناست كه نعمت‌هاي فراوان نهفته در ديدن را مي‌فهمد.
اما چشم‌ها و گوش‌هاي آناني كه طعم تلخ نابينايي و ناشنوايي را نچشيده‌اند تنها در سايه‌اي از ابهام مناظر و صداها را درك مي‌كنند بي‌آنكه به آنها بينديشند و اندكي قدردانشان باشند. اين همان داستان قديمي است كه براي چيزي كه داريم سپاسگزار نيستيم تا زماني كه آن را از دست بدهيم و تا زماني كه بيمار نشويم از لذت سلامتي آگاه نمي‌شويم و قدرش را نمي‌دانيم.
 به اين مي‌انديشم كه اگر هر انساني براي چند روزي در زمان بزرگساليش دچار نابينايي و ناشنوايي مي‌شد قدر اين نعمت خدادادي را بيشتر مي‌دانست؛ تاريكي او را نسبت به بينايي قدردان مي‌ساخت و سكوت به او لذت صدا را مي‌آموخت. بارها از دوستانم كه توانايي بينايي دارند پرسيده‌ام كه چه مي‌بينيد؟ شايد من ديرباور بودم يا دوست نداشتم جوابي خالي از احساس بشنوم. مدت‌ها قبل متقاعد شده بودم كه كساني كه توانايي ديدن دارند كمتر مي‌بينند.
از خود پرسيدم چگونه چنين چيزي ممكن است كه ساعتي در جنگل قدم بزني و چيزي ارزشمند در آن نيابي. مني كه توانايي ديدن ندارم تنها با لمس‌كردن، صدها موضوع جالب مي‌يابم. با عاشقانه حركت‌دادن دست‌هايم، پوست درخت نقره‌فام و زبري‌پوست درخت كاج و تناسب ظريف برگ‌ها را حس مي‌كنم.
در بهاران، هنگامي كه اميدوارانه شاخه‌هاي درختان را در پي اولين نشانه بيداري طبيعت بعد از خواب زمستانيش مي‌بويم لطافت دلپسند بافت گل‌ها را حس مي‌كنم، بافت مخملي و فرح‌بخش گل‌ها را احساس كردم و چين ‌و شكن خشمگين آن را يافتم و چيزي از معجزه طبيعت برايم آشكار شد. گاهي اگر بخت يارم باشد دستانم را به سوي درختچه‌اي كوچك مي‌نهم و جنب‌وجوش شاد پرنده‌اي را در اوج آوازش حس مي‌كنم و از عبور خنك آب جويبار كه از ميان انگشتانم مي‌گذرد شاد مي‌شوم.

هلن کلر

منبع : همشهری

کدامیک

از هلن كلر پرسيدند اگر قرار باشد خداوند يكي از دو معلوليت بينايي و شنوايي تو را برگرداند كداميك را انتخاب مي كني هلن كلر بي درنگ پاسخ داد شنوايي را برمي گزنيم . زيرا سكوت مخفيگاه فريادهاست و تحمل فرياد درون بسيار سهمگين است بخصوص اگر جامعه اين صدا را نشنود. افراد ناشنوا كه قدرت شنيداري ندارند چشم را جايگزين گوش مي كنند در واقع ناشنوا بايد با چشمان خود بشنود.


گذري به دنياي ناشنوايان

در سکوت اهوراييم خدا را صدا مي زنم (قسمت آخر) 

و اما بعد

مه لقا دختر 26 ساله کرجي است که روي ديوار اتاقش اين جمله را با خط خوش نوشته است «نمي شنوم اما مي نوازم»
او يک ناشنواي مادر زادي است يعني هيچگاه هيچ صدايي را نشنيده و حس نکرده  اما اکنون مي تواند با نواختن موسيقي براي ديگران گوش هاي آنان را نوازش دهد.
او اکنون قادر است بيش از 30 آهنگ معروف از گذشته هاي دور تا کنون را با ارگ بنوازد که اي ايران، غوغاي ستارگان، آتش کاروان و الهه ناز از آن جمله است.
مه لقا درباره انگيزه اش در يادگيري موسيقي مي گويد: در طول عمرم هيچ صدايي نشنيده و نمي شنوم اما واکنش آدم ها وقتي صداي ساز يک ناشنواي مادرزادي را مي شنوند برايم قشنگ است و از آن  لذت مي برم.
او مي گويد: از 10 سالگي شروع به نواختن ارگ کردم و آهنگ «خواب هاي طلا يي» بيشترين تاثير را بر روي من داشته و در واقع اين آهنگ مشوق يادگيري بوده است.
وقتي  از او مي پرسم چطور بدون شنيدن مي تواني نوازنده باشي مي گويد: فکر مي کنم با پا گذاشتن بر روي پايه ارگ، ريتم آهنگ ها را لمس مي کنم.
مه لقا افزود: علا وه بر اين مربي موسيقي ام بسياري از نت ها را به من ياد داده و اين کمک بزرگي در يادگيري ام بوده است.
او غير از موسيقي به کارهاي هنري ديگري از جمله طراحي و  نقاشي هم  مي پردازد که تعدادي از آنها را روي ديوار اتاقش نصب کرده است.
مه لقا که دانش آموخته رشته کارداني گرافيک کامپيوتر است در پايان مي گويد: هيچ وقت به اين فکر نکرده ام که يک موسيقي دان شوم اما يک نوازنده چرا. چون لذتي که من از نواختن موسيقي مي برم بيشتر از شنوندگان موسيقي است.
وقتي با دنياي خاموش مه لقا و نريمان و مريم خداحافظي مي کنم اين فکر دائم در ذهنم نقش مي بندد که در خلوت خالصانه آنها چه شوري به پاست. شوري که زندگي را وادار مي کند در مقابل آنها سر تعظيم فرود آورد و به خاطر بودنشان آواز مستي سر دهد.

مصاحبه

والدین ناشنوا ، فرزندان شنوا

انگار نه انگار، دریچه گوش شان به دنیا بسته بود. حس می کردی صدا ها را رنگین تر از تو می شنوند. این را می شد از خنده هایی که گویا بر آنها واجب شده بود، فهمید. دیوار های خانه شان آبی بود و آنها زوج خوشبختی بودند و این خوشبختی را با سه فرزند شان تقسیم کرده بودند....

گزارشی درباره فعالیت های یک زوج ناشنوا

 

گذري به دنياي ناشنوايان

در سکوت اهوراييم خدا را صدا مي زنم (قسمت ششم)

اما فکرش را بکنيد که ديکته گفتن چقدر سخت خواهد بود اگر فرزند کلا س اولي شما ناشنوا باشد و زحمت يک چنين مادري چند برابر خواهد بود که بتواند هجي کردن کلمات را به فرزندش تفهيم کند.
مادر نريمان هم از اين قاعده مستثني نبوده است، اوهم پابه پاي پسرش از کلا س اول ابتدايي درس ها را بارها وبارها تکرار کرده است تا تصوير کلمات در ذهن پسرش نقش ببندد و اکنون که او از دانشکده گرافيک فارغ التحصيل شده است، حس مي کند هنوز نتيجه زحماتش را آن طور که بايد و شايد نگرفته و راه ادامه تحصيل بايد براي نريمان باز باشد تا او بتواند قد کشيدن پسرش را لحظه به لحظه در دنياي علم ببيند.
او مي گويد: زماني که نريمان به مدرسه عادي مي رفت از معلم هايش مي خواستم در صورت امکان او را در ميزهاي جلوي کلا س بنشانند و کمي شمرده تر صحبت کنند تا نريمان از حرکت لب هاي آنان درس را بگيرد.
نام باغچه بان براي همه کساني که دنياي خاموششان از دنياي آدم هاي شنوا فاصله گرفته آشناست. مادر نريمان مي گويد: خانم ثمينه باغچه بان، دختر آقاي باغچه بان بود که او نيز چون پدرش در مدارس ناشنوايان  فعاليت مي کرد، خانم فرخي مي گويد: در زمان ثمينه باغچه بان هيچ کدام از ناشنوايان حق نداشتند با لب خواني صحبت کنند و همه آنها موظف بودند زبان اشاره را بياموزند اما در حال حاضر بچه هاي ناشنوا لب خواني را هم مي آموزند.
مادر نريمان باز هم به گذشته برمي گردد و يادآوري برخي خاطرات ناراحتش مي کند.
گاهي اوقات، بعضي حرف ها آنقدر دل آدم را مي شکند که صداي شکستنش را سال ها بعد هم مي تواني بشنوي. او مي گويد: يک بار از يکي از مربيان نريمان شنيدم که اين بچه ها هيچ وقت به جايي نمي رسند و اگر خانواده ها آنها را به مدرسه مي گذارند فقط براي اين است که وقتشان تلف شود وگرنه اينها هيچ وقت در مملکت کاره اي نخواهند شد.
او مي گويد: شنيدن اين جملا ت براي مني که يک مادر بودم و آرزو داشتم پسرم اگر معلول است، محدود نباشد، خيلي سنگين بود. لذا با تمام مشکلا تي که در سر راهم بود نريمان را به مدرسه عادي بردم تا به خودم ثابت کنم که من پسرم را فقط براي گذراندن وقت به مدرسه نمي فرستم.
او مي گويد: در ميان هم کلا سي هاي نريمان پسرکي وجود داشت که تا ساعت 12 شب اطراف يکي از اتوبان هاي تهران، سيگار مي فروخت. ديدن اين صحنه برايم بسيار دردآور بود چرا که حس مي کردم صحبت آن مربي در مورد برخي خانواده ها حقيقت دارد و آنها براي دور نگه داشتن فرزند معلولشان از خانه او را وادار به سيگارفروشي مي کنند. اين بود که يک روز به منزل آنها رفتم و با مادرش صحبت کردم و گفتم که اين بچه نسبت به هم سن و سالا ن عادي خودش صدمه پذيرتر است و نبايد با آنها اين گونه رفتار شود.
او معتقد است: حمايت از خانواده هاي معلولين و جلوگيري از صدمه ديدن اين بچه ها کار مردم نيست، وظيفه دولت است.
او مي گويد: البته بچه هاي استثنايي پس از 18 سالگي زير نظر بهزيستي هستند و بهزيستي هم کمک هاي مالي به خانواده هاي آنان مي کند اما اين کمک به قدري ناچيز است که در دنياي پرتورم امروز حتي گوشه کوچکي از مشکلا ت آنها را نيز پر نخواهد کرد.
مادر نريمان در پايان گفت: درد دل من يعني درد دل تمام مادراني که فرزند معلول دارند و خواسته من اين است که مسوولين اين گونه افراد را ناديده نگيرند چرا که ناديده گرفتن آنها دليل بر نبودنشان  نيست.
مريم هم يک ناشنواست او هم يک دانشجوست اما دل مشغولي هايي دارد که آنها را اين طور بيان مي کند، علي رغم توانمندي ها و استعدادهاي بسيار بالا ي معلولا ن متاسفانه وجود نگرش هاي منفي مانع از حضور ناشنوايان در جامعه شده و شايد بزرگترين مشکل افرادي مانند من،  گوشه گيري وا نزوا طلبي به خاطر مشکلا ت ارتباطي آنها باشد. او معتقد است: رفتار جدي و توام با صبر و حوصله مردم مي تواند کليدي براي برقراري ارتباط ناشنوايان و گشودن درهاي بسته موجود در جامعه به روي اين گروه باشد.
مريم مي گويد: اکثر ناشنوايان به علت محروم بودن از قواي شنوايي از اخبار بي اطلا عند و در ادارات و جامعه نيز با آنها برخورد خوبي نمي شود.
او که در حال حاضر  به صورت قرار دادي مشغول به کار است مسئله اشتغال را از ديگر مشکلا ت جدي ناشنوايان مي داند و خواستار رفع اين مشکل است.
او مي گويد: نخستين چيزي که کارفرمايان به آن توجه مي کنند اين است که فرد ناشنوا از قدرت تکلم نيز بي بهره است در حالي که همين فرد اگر در جاي مناسب خود قرار گيرد دقت بيشتري در کار از خود نشان مي دهد.
همچنين عباس هاشم پور پدر يک ناشنوا در اين باره گفت: هنوز در جامعه ما ناشنوايان را به عنوان يک فرد توانا باور ندارند و اين امر موجب شده تا اين قشر علي رغم توانايي هاي بسيار از داشتن منبع درآمد وزندگي عادي محروم باشند.
او معتقد است: فقر فرهنگي و محدوديت  هاي موجود در جامعه مشکلا ت ناشنوايان و حتي ساير معلولا ن را تشديد مي کند.
هاشم پور مي گويد: بايد از طريق رسانه هاي جمعي اين موضوع آموزش داده شود که سمعک هم  مي تواند مانند عينک باشد و نبايد مورد اشاره يا توجه خاص مردم قرار گيرد.
او همچنين براين باور است که بايد مراکزي براي آموزش اوليا در خصوص چگونگي ارتباط و  رفع نيازهاي عاطفي و فيزيکي فرزندان ناشنوا ايجاد شود.
يک شهروند هم در اين باره مي گويد: ناشنوايان نيازمند برقراري ارتباط مستقيم با جامعه هستند و بايد درهاي جامعه به روي همه معلولا ن گشوده شود.
مينا اکبري در ادامه گفت: هر نوع بي مهري و خداي ناکرده برخورد ناشايست باعث رنجيده شدن آنان مي شود چرا که معلولا ن از روحيات لطيف و حساس تري برخوردار هستند و مردم نبايد با ندانم کاري و سهل انگاري خود «محدوديت» معلولين را به «محروميت» تبديل کنند. 
يک دانشجوي روانشناسي هم گفت: فرهنگ نادرست «معلولي مساوي با ناتواني» حتي در بين مسوولا ن و کارفرمايان نيز رسوخ کرده و در اکثر موارد درخواست ناشنوايان براي داشتن فرصت شغلي بي پاسخ مانده است.
مرجان شاکري مي گويد: ناشنوايان به دليل عدم ارتباط مستقيم با ساير افراد، گمان مي کنند جامعه، بهاي لا زم را به آنها نمي دهد.
او معتقد است: تقويت روحيه ناشنوايان و ساير معلولا ن مي تواند بزرگترين خدمت به اين قشر باشد و شايسته است مسوولا ن با برنامه ريزي لا زم زمينه اشتغال اين قشر را فراهم کنند.

گذري به دنياي ناشنوايان

در سکوت اهوراييم خدا را صدا مي زنم (قسمت پنجم)

او معتقد است: 90 درصد موفقيت بچه هاي معلول برعهده خانواده هاست چرا که کنار آمدن خانواده ها با مشکلا ت فرزندان و همکاري آنها با فرزندشان نقش بسزايي در سرنوشت او خواهد داشت.
خانم فرخي با بيان اين مطلب اضافه کرد: البته ناگفته نماند خانواده ها به تنهايي قادر به حل مشکلا ت فرزندانشان  نخواهند بود و حتما بايد دولت به خانواده هايي  که فرزند معلول دارند ياري رساند در غير اين صورت خانواده ها بايد متحمل مشکلا ت فراوان شوند.
او مي گويد: دولت بايد شرايط  ادامه تحصيل را براي معلولين هموارتر کند و سهميه هاي خاصي را براي آنان در نظر بگيرد تا اين گونه افراد در زمينه ادامه تحصيل مشکل نداشته باشند چرا که اگر به اين بچه ها رسيدگي نشود، عواقب آنها در وهله اول متوجه خانواده آنها خواهد شد و سپس متوجه اجتماع.
مشکل اشتغال در جامعه ما مشکل تازه اي نيست و بسياري از جوانان ما از مشکل بيکاري رنج مي برند حال تصورش را بکنيد در اين آشفته بازار چه مشکلا تي گريبانگير افراد معلول خواهد شد!
مادر نريمان مي گويد: اکثر معلولين با مشکلا ت اشتغال دست  و پنجه نرم مي کنند چرا که بسياري از اداره جات تمايلي به استخدام افراد معلول ندارند و افراد ناشنوا هم از اين قاعده مستثني نيستند.
او مي گويد: افراد معلول در اجتماع وجود دارند و تعداد آنها کم هم نيست و هنوز هم بسياري از مردم رفتار مناسبي با اين افراد ندارند و مسوولين هم آن طور که شايسته است به اين افراد رسيدگي نمي کنند اين در حالي است که نمي توان از اين افراد چشم پوشي کرد.
مادر نريمان از نحوه تدريس در مدارس ناشنوايان گله دارد. او مي گويد: در مقطع ابتدايي کتاب فارسي به صورت کامل به بچه هاي ناشنوا آموزش داده نمي شود بلکه متون درسي خلا صه وار در کاغذهايي نوشته و به کتاب ضميمه مي شود و بچه هاي ناشنوا با اينکه کتاب هاي درسي بچه هاي معمولي را مي خوانند اما روش تدريس در مدارس ناشنوايان بسيار ضعيف است و درس ادبيات که پايه همه دروس است به اين بچه ها تفهيم نمي شود و در نتيجه بچه ها ما با پايه ضعيف بالا  مي آيند و در مقاطع بالا تر گرفتار مي شوند.
او ادامه مي دهد: مگر خانواده هاي ناشنوايان تا چه مقطعي مي توانند فرزندانشان را در درس همراهي کنند؟ و چند درصد از خانواده ها اين توان را دارند که يا خود اين ضعف آموزشي را جبران کنند يا از معلم خصوصي استفاده کنند؟
مادر نريمان که هنوز خستگي زحمات چند ساله در چهره اش موج مي زند در ادامه مي گويد: همه خانواده هايي که فرزند معلول دارند خود را وقف فرزندشان نمي کنند و بوده اند خانواده هايي که فرزند ناشنواي خود را قبول نمي کردند و او را عضو خانواده نمي دانستند و هدف آنها از به مدرسه  فرستادن فرزندشان اين بود که او چند ساعتي را در خانه نباشد، همين! و در مقابل، برخي از خانواده ها تمام زندگي خود را نثار فرزند معلولشان مي کنند و بر اين باورند که اگر فرزندشان در زمينه تحصيلي موفق نباشد صدمات آن در درجه اول متوجه خانواده او خواهد بود و در وهله بعدي متوجه اجتماع!
حتما همه خانواده ها در خانه خود يک بچه کلا س اولي داشته اند و مي دانند کلا س اول ابتدايي چه پايه حساسي است و همکاري خانواده ها در خانه تا چه حد مي تواند ضروري باشد. به عنوان مثال ديکته شب که هر بچه کلا س اولي موظف است با کمک پدر و مادرش در خانه بنويسد از جمله همکاري هاي پدر و مادر  با مدرسه است. ..

گذري به دنياي ناشنوايان

در سکوت اهوراييم خدا را صدا مي زنم (قسمت چهارم)

...او ادامه داد: وقتي اين خبر را شنيدم تا سه روز فقط اشک مي ريختم و نمي خواستم باور کنم  که چنين مشکلي برايم پيش آمده اما بعد متوجه شدم که اين بي قراري من روي بچه هاي ديگرم هم تاثير مي گذارد به طوري که دو برادر ديگر نريمان بسيار عصبي شده بودند و من حس کردم بايد کم کم اين مساله را بپذيرم و با اين مشکل کنار بيايم اين بود که با پدرش صحبت کردم و گفتم که اين بچه در دست ما يک امانت است و ما بايد سعي کنيم از اين امانت خدا تا جايي که توانش را داريم مراقبت کنيم و تمام هم و غم خود را پاي او بگذاريم.
مادر نريمان در ادامه مي گويد: آن روز بود که قسم خوردم ديگر هرگز و تحت هيچ شرايطي به خاطر ناشنوايي نريمان گريه نکنم و تمام زندگيم را پاي فرزندم بگذارم تا او را به جايي برسانم و اين بود که از يازده ماهگي او را به مهدکودک بردم و با وجود اينکه آنها او را نمي پذيرفتند با اصرار او را در مهد کودک گذاشتم. چرا که نريمان بچه بي قراري بود و در دوران کودکي بسيار ناسازگار بود و اطرافيان مي گفتند که او غير از مشکل ناشنوايي مشکلا ت ديگري هم خواهد داشت که خوشبختانه اين طور نبود.
او مي گويد: همه بچه هاي ناشنوا يک حالت عصبي دارند چرا که نمي توانند راحت ارتباط برقرار کنند وخواسته هاي خود را به اطرافيان تفهيم کنند. آنها آرزوهاي کوچکي دارند و دست نيافتن به آن آرزوها ناراحتشان مي کند.
خانم فرخي ادامه مي دهد: يک بار از يکي از بچه هاي ناشنوا پرسيدم تو چه آرزويي داري؟ و او جواب داد: آرزو دارم براي يک بار هم که شده اخبار ورزشي را بشنوم.
او آهي مي کشد و مي گويد: اين خواسته يک بچه ناشنواست. خواسته اي که شايد بسياري از آدم هاي سالم هيچ وقت به آن توجه نکنند و به راحتي از کنارش بگذرند اما اين آرزو تمام دنياي اين بچه را در بر مي گيرد و تمام فکر و ذکر او را به خود مشغول مي دارد. اينها مشکلا ت ساده اي نيست. آنهايي که فرزند معلول دارند مي دانند که دست نيافتن به اين آرزوها تا چه حد در ذهن فرزندشان اثر مي گذارد.
او ادامه مي دهد: اينها بخشي از مشکلا ت ناشنوايان است و آنها علا وه بر مشکلا ت اين چنيني با مشکلا ت مالي هم مواجه هستند چرا که يک فرزند ناشنوا علا وه بر هزينه هاي عادي يک فرد سالم  هزينه هاي ديگري هم دارد که کلا س هاي گفتار درماني و استفاده از سمعک خوب از آن جمله است که پرداخت چنين هزينه هايي براي خانواده ها با شرايط تورم و گراني اين روزها بسيار دشوار است.
او مي گويد: البته استفاده از سمعک براي ناشنوايان مطلق به اين معني نيست که آنها قادر به شنيدن شوند بلکه اين سمعک ها مي تواند بازمانده شنوايي بچه هاي ناشنوا را حفظ کند.
خانم فرخي با اشاره به نريمان مي گويد: نريمان يک فرد اجتماعي است با اعتماد به نفس بالا  و تمام کارهايش را خودش انجام مي دهد و نياز به کمک ما ندارد. در حال حاضر هم در مجلا ت کودکان تصويرگري مي کند و من فکر مي کنم اين مساله به رفتار ما برمي گردد چرا که ما از اول او را در خانه نگه نداشتيم و علي رغم مشکلا ت زيادي که ممکن بود بر سر راهش وجود داشته باشد او را در کلا س هاي مختلف درسي ثبت نام کرديم و از او مي خواستيم مسير خانه تا کلا س را به تنهايي برود چرا که من معتقد بودم تا زماني که نريمان مشکلا ت جامعه را از نزديک لمس نکند قادر به حل و فصل آنها  نخواهد بود. ....

گذري به دنياي ناشنوايان

در سکوت اهوراييم خدا را صدا مي زنم (قسمت سوم)

مسوولين ما را ناديده نگيرند

نريمان ادامه مي دهد: من پسربچه بازيگوشي بودم با اين وجود رفتار معلم هاي دوران ابتدايي با من خيلي خوب بود و من از آن روزها خاطرات شيريني در ذهن دارم.
او از رفتار مردم رضايت دارد اما از مسوولين بسيار گله مند است و مي گويد: اکثر مردم شرايط ما را پذيرفته اند و خيلي راحت با افرادي نظير من ارتباط برقرار مي کنند چرا که اين مساله در جامعه جا افتاده که کم داشتن يک حس دليل بر کم استعدادي و ناتواني نيست اما متاسفانه مسوولين آن طور که بايد و شايد به فکر ما نيستند اين در حالي است که بيشتر مشکلا ت ما به دست مسوولين حل مي شود نه مردم و ما از مسوولين توقع داريم که اگر صدايمان را نمي شنوند لا اقل ما را ناديده نگيرند.
وقتي نريمان از تحصيلا تش صحبت مي کند يک نارضايتي در چشمانش موج مي زند. او فوق ديپلم گرافيک دارد اما دلش نمي خواهد در اين مقطع باقي بماند و به شدت علا قه مند است  ادامه تحصيل دهد اما مشکلا تي بر سر راه اوست که مانع از رسيدن او به آرزويش شده.
او مي گويد: من در بعضي از درس ها ضعيف هستم و ضعيف بودن من هم به دليل کم کاري نيست بلکه به خاطر موقعيت جسمي ام است. مثلا  من در درس ادبيات ضعيف هستم و هميشه در کنکور با اين درس مشکل دارم. چرا که درس ادبيات يکي از دروس پايه است و از ابتدا بايد با تمرين و تکرار به دانش آموز تفهيم شود و زبان مادري ما که در کتاب ادبيات به شکل اصولي آموزش داده مي شود از راه گفتن و شنيدن و تکرار در ذهن ها حک مي شود اما متاسفانه ما اين امکان را نداريم که کلمات را بشنويم و پايه آموزش ابتدايي ما هم آنقدر قوي نيست که اين آموزش ها را براي ناشنوايان به گونه اي صورت دهد که اگر ناشنوايان نمي توانند در کلا س اول ابتدايي صداي کلمات را بشنوند و آنها را بخش و هجي کنند لااقل با تمرين و ممارست سر کلا س شکل کلمات را به ذهن بسپارند. اما متاسفانه اين مساله در مورد من عملي نشد و من هنوز که هنوز است با درس ادبيات مشکل دارم و اين مشکل بزرگترين مانعي است که مرا از ادامه تحصيل باز داشته و من امسال نتوانستم در کنکور کارشناسي پذيرفته شوم.
او دوست ندارد با زبان اشاره با او حرف بزنيم و وقتي کسي با زبان اشاره با او صحبت مي کند دمق مي شود  چرا که ترجيح مي دهد با او مثل ساير هم سن و سالانش رفتار شود.
از نريمان در مورد آرزوهايش سوال مي کنم اما او فقط نگاهم مي کند و چيزي نمي گويد در اوج نگاهش پيداست که گوش هاي خاکي ما را لا يق شنيدن آرزوهايش نمي داند.
يقين دارم او هم مثل همه پسران 22 ساله در دنياي ساکت خود يک قصر نقره اي از آرزو ساخته اما دلش نمي خواهد از آرزوهايش چيزي بگويد.
شايد نريمان در شب هاي ساکت و آرام که تمام مردم شهر به خواب فرو مي روند و سکوت تمام شهر را پر مي کند، آرزوهاي بلورينش را روي پرهاي حرير فرشته ها به آسمان مي فرستد تا آرزوهايش بدون واسطه به گوش خدا برسد که او که تنها کسي است که آرزوهاي نقره اي نريمان را که به رنگ ستاره هاست در سکوت شب بي صدا مي شنود و دست هاي مهربانش را روي لب هاي خاموش نريمان مي گذارد.
آنچه مسلم است اعتماد به نفس تحسين برانگيز نريمان، رفتار مناسب خانواده او و به خصوص مادرش را در پي دارد. مادر نريمان که در کنارش نشسته از تولد فرزندش حرف مي زند و مي گويد: سال 64 بود که خدا نريمان را به ما عطا کرد.
خوب طبيعي است که در ظاهر او مثل همه بچه هاي عادي سالم به نظر مي رسيد و يک بچه دوست داشتني بود و من هيچ وقت تصورش را هم نمي کردم که اين نوزاد زيبا داراي مشکل باشد!
او ادامه داد: روزها گذشت و نريمان 6 ماهه شد و من حس کردم او با صداي راديو يا جاروبرقي از خواب بيدار نمي شود و در مقابل صداي شکستن چيزي هم از خودش عکس العمل نشان نمي دهد. با اينکه حدس هايي زده بودم اما به هيچ وجه نمي خواستم بپذيرم که پسرم ممکن است مشکل شنوايي داشته باشد. تا اينکه يک روز او را به مرکز شنوايي سنجي بردم و وقتي از دکتر شنيدم که شنوايي نريمان در حد صفر است تمام تنم يخ کرد.
دلم مي خواست اين حرف دروغ باشد. دلم مي خواست گوش هايم اشتباه شنيده باشند اما متاسفانه اين خبر درست بود و نوزاد من ناشنواي مطلق بود....

گذري به دنياي ناشنوايان

 در سکوت اهوراييم خدا را صدا مي زنم (قسمت دوم)

شنيدن مشکلا ت ناشنوايان گوش شنوا مي خواهد

راست مي گويند معلوليت، محدوديت نيست اما اي کاش همه مردم جامعه بدانند که ناشنوايان معلولا ن موضعي هستند و ناشنوا بودن دليل بر ناتواني و بي استعدادي نيست.
هشتم مهر به عنوان روز جهاني ناشنوايان نامگذاري شده. روزي که اميد مي رود تا افراد جامعه نسبت به مسائل معلولا ن توجه بيشتري داشته باشند و آنان  را همچون ديگر اعضاي جامعه به حساب آورند.

***

نريمان فرخي را سال هاست که مي شناسم، پسرک بازيگوش همسايه که ديروز پسربچه پرشر و شوري بود و امروز براي خودش مردي شده.
به قدري راحت با اطرافيانش ارتباط برقرار مي کند که خيلي وقت ها فراموش مي کنم او يک ناشنواست.
وقتي با او حرف مي زنم تمام حواسش را متمرکز مي کند که جملا ت را از حرکت لب هايم بگيرد و جواب سوالاتم را بدهد.
بارها او را با دوستانش ديده ام و همواره اين مساله توجهم را جلب کرده که تمام دوستان نريمان شنوا هستند و او به راحتي با آنها ارتباط برقرار مي کند و دنياي آرام خود را با دنياي پرهياهوي آنها پيوند مي زند. او که اين روزها از رشته گرافيک فارغ التحصيل شده به گذشته برمي گردد و از دوران کودکي اش برايم حرف مي زند، گفت وگو کردن با نريمان کار سختي نيست چون جاي خالي حس شنوايي اش را با ديگر حس ها پر کرده و از خودش اين گونه مي گويد:
وقتي کوچک بودم، هيچ تفاوتي بين خودم و بچه هاي هم سن و سالم حس نمي کردم تا اينکه در سن 6 سالگي مادرم مرا به مهدکودک استثنايي ها برد. آنجا بود که فهميدم بچه هاي کلا س همه شبيه من هستند و ما با بقيه بچه ها کمي فرق داريم.

پذيرفتم که ناشنوا هستم

نريمان با وجود مشکل شنوايي اش اعتماد به نفس قابل ستايشي دارد و مطمئنا اين خصوصيت کمک بسيار زيادي به او کرده است، چنانکه خودش مي گويد: وقتي خودم را شناختم و فهميدم که يکي از حواس پنج گانه را ندارم با اينکه کمي برايم سخت بود اما اين مساله را پذيرفتم و به خودم  قول دادم هر کاري از دستم برمي آيد انجام دهم تا با بقيه بچه ها برابر باشم.
نريمان دوران ابتدايي را در مدرسه ناشنوايان گذراند. اما پس از پايان کلا س پنجم به مدرسه عادي رفته است. با وجود اينکه درس خواندن در مدرسه معمولي براي او سختي هايي را به همراه داشته اما او هيچ  گله اي از آن دوران ندارد و مي گويد: براي اينکه بتوانم در جامعه زندگي کنم  لازم بود راه ارتباط برقرار کردن با ديگران را ياد بگيرم وبهترين عاملي که مي توانست در اين راه به من کمک کند داشتن چند دوست خوب بود پس من از همان اول سعي کردم چند دوست خوب از بين بچه هاي عادي انتخاب کنم تا با کمک آنها راحت تر با مردم ارتباط برقرار کنم.
اين روزها که صداي پاي مهر کوچه  و خيابان را پر کرده و شور و نشاط بچه ها در مدرسه دوباره زنده شده، نريمان از اولين روزي که قدم به مدرسه گذاشت برايم حرف مي زند و مي گويد: با اينکه از سال هاي قبل از مدرسه چيز زيادي به خاطر ندارم، اما اولين روزي که به مدرسه رفتم را خيلي خوب به ياد دارم. اين روزها خاطرات کلا س اول  دبستان باز هم برايم زنده مي شود و باز هم به ياد خانم مينو مي افتم که اولين روزي که وارد مدرسه شدم با لبخند شيريني از من استقبال کرد. نمي دانم خانم مينو الان کجاست و آيا اگر مرا در خيابان ببيند مي شناسد يا نه اما براي من شيرين ترين لحظات مدرسه در کلاس اول و همراه با خانم معلم مهربانم خانم مينو اتفاق افتاد.

گذري به دنياي ناشنوايان

 در سکوت اهوراييم خدا را صدا مي زنم (قسمت اول)

وقتي چشم هايم به روي دنياي خاکي شما باز شد، در برهوت نگاهم هيچ چيز آشنا نبود.  همه چيز آنقدر بيگانه بود که حتي ندانستم مردمان خاکي اين دنيا با من تفاوت دارند.
دنياي من پر از سکوت بود و زبانم ناتوان!
دنياي پرهياهوي آدم ها براي من عجيب بود و دنياي آرام و بي صداي من براي آنها عجيب تر!
من هيچ وقت آدم ها را براي شنيدن ناشنيدني ها مواخذه نکردم و خودم را با دنياي ناشناخته آنها آشنا کردم اما در شهر شلوغ آدم هاي پرمدعا من يک غريبه بودم.
غريبه اي که هيچ کس زبانم را نفهميد. اما من بايد خودم را به زندگي ثابت مي کردم. به او که به خاطر نشنيدن صدايم بارها با من کج خلقي کرده بود. اگر دنيا براي شنيدن صداي ضعيف من گوش شنوايي ندارد، من بايد راه شنيدن حرف هاي دنيا را ياد بگيرم.
در دنياي ساکت من صداي قهقهه کودک 9 ماهه اي که خود را در آغوش پدر انداخته بي معناست و من صداي شيون زني را که در عزاي عزيزش فرياد مي کشد نمي شناسم اما چشم هايم دنياي ناشناخته آواها را برايم آشناترمي کند و من مي توانم همچون تو از ديدن قهقهه کودکان شاد شوم و همراه با ناله هاي سوخته حنجره داغ ديدگان اشک بريزم.
من دنياي شما را زيباتر از آنچه که تصورش را بکنيد لمس کرده ام و بيشتر از آنچه فکرش را بکنيد در دنياي اصوات ناشناخته سير کرده ام.
من صداي علف هاي باران خورده ارديبهشت را خوب مي شنوم و آواز صدف هاي به خواب رفته در کنار ساحل را خوب مي شناسم. در دنياي شفاف من صداي رقص گل هاي آفتابگردان به گوش مي رسد و نغمه ماهي قرمز تنگ بيداد مي کند.
آري من آواي خوش زندگي را بهتر از شما مي شناسم و با صداي نسيم به زندگي سلا م مي دهم و براي چتر طلا يي خورشيد که هر صبح در سقف خانه ام پهن مي شود سرود عشق مي خوانم. من در سکوت اهوراييم خدا را صدا مي زنم با صداي بلندتر از آواهاي شناخته شده مادي! من صداي خدا را در آن کرانه دور، جايي که دريا به آسمان پيوند مي خورد مي شنوم و مي دانم دنياي آرام من با تمام کاستي هايش هديه اي از جانب خداست، پس شادمان زندگي مي کنم و باور دارم که:
 «سکوت تنها صداي خداست».

*  *  *
آرام در سکوتي سنگين کنار  هم مي نشينيم بدون اينکه صدايي شنيده شود; دست هايمان خطوطي را ترسيم مي کند و نقطه ها به هم وصل مي شود تا يک کلمه آفريده شود.
پي درپي خطوط نامرئي بر تخته سياه مجازي ترسيم مي کنيم و دنيايي از حروف با زبان اشاره کنار يکديگر مي چينيم تا جمله اي بسازيم که «معلوليت محروميت است نه محدوديت»

نويسنده : مرجان حاجي حسني

نظرات

قسمت نظرات نامگذاری

 

رضا آقا نظرش براي ما ارسال كرد واقعا" پيشنهادش بسيار عالي بود. مخصوصا" چاپ كردن پوستر، دفترچه تقويم و راههاي مختلف براي افزايش آگاهي و آشنايي با افراد مشهور

 

اميدوار هستم با هماهنگي ديگران و وحدت باهم اين كارهاي مختلف را آغاز كنيم.  

 

(( سلام و سپاس فراوان برای تلاش و پیگیری انجمن ناشنوایان ایران
من به عنوان یکی از اعضای کانون ناشنوایان ایران و همچنین مدیر سایت کانون از درج خبر در خصوص نامگذاری یکی از خیابانهای تهران به نام استاد جبار باغچه بان تشکر میکنم و امیدوارم این نخستین قدمی باشد که باعث شده یاد جبار باغچه بان در جامعه ناشنوایان به خاطر آورده شود. ضمنا من پیشنهاد میکنم که به مناسبت بزرگداشت جبار باغچه بان در جامعه ناشنوایان هر ساله روزی را به یاد ایشان و یا افراد مهم دیگری که نقش مهمی در جامعه ناشنوایان داشته اند ، نامگذاری نمایند و یا پوستر یا دفتر چه تقویم با الفبای دستی همراه با درج نام افراد مشهور ناشنوا و شنوا تهیه و در بین ناشنوایان توزیع گردد. بدین ترتیب می توان آگاهی دوستان ناشنوای عزیز افزایش داده و آنها با افراد و روزهای مهم مربوط به ناشنوایان آشنا نمود. امیدوارم در برنامه آتی خود از این طرحها استفاده نمایید. همیشه موفق و پیروز باشید و سال نو هم پیشاپیش مبارک باد))

سالگرد وبلاگ

از بس حرف هام و فكرم زياد سالگرد وبلاگم را يادم رفت  الان توي ارشيو نگاه ميكردم يكهو ديدم اي واي سالگرد وبلاگم گذشته چه زودي باور نميشوم وارد چهار سال ميشم. تصورش برام سخت و تا به اينجا رسيدم نوشتن وبلاگ برام تجربه اي بوده كه حاضر نيستم آنرا به راحتي از دست بدهم .

يادمه شبي  اولين وبلاگم  به مناسبت عيد سعيد غدير خم را شروع به نوشتن كردم .

 

به یاد گذشته ها افتادم ، تصميم گرفتم خاطرات چگونه به فكر درست كردن وبلاگ افتادم را بنويسم

 منتظر باشيد.

 

سالگرد تولد وبلاگم مبارک باد

درد دل

زیرنویس تلویزیون

فيلم (سريال ايراني) خيلي دوست دارم و تماشا ميكنم بيشتر وقتها موضوعش را نمي فهمم حرصم در مي ايد . از اول تا اخر مثل يك خنگ زل زده به صفحه تلويزيون گاهي همسرم از من بپرسه اين چه ميگه خنده ام مي گيره بهش ميگم منهم مثل تو ناشنوام ، دلم برايش مي سوزد از صبح تا غروب سركاره و مياد خونه از خسته مي افته روي مبل و تلويزيون تماشا ميكنه ولي هيچ نمي فهمه. پس گناهش چيه؟

 

روز بعد به دوستم گفتم خوش بحالت كه خانواده تان شنوا و برايتان توضيح ميدهد. او برگشت به من با پوزخندي گفت : : وقتي خانواده ام تلويزيون تماشا ميكنند فكر ميكنند من هم مثل خودشان متوجه ميشوم ولي من هيچ چيزي نمي فهمم. اگر  از اول تا اخر فيلم را ببينم ممكن است از صحنه هاي آخر چيزهايي بفهمم. وقتي كه خواهرم برايم فيلم تعريف ميكند مامانم و خواهر ، برادرهايم اعتراض ميكنند كه چرا وسط فيلم حرف ميزنيد.

پس او هم مشكل دارد ...

يادمه ماه رمضان سريال مختلف پخش مي كرد واقعا برام زجرآور بود هرروز تماشا ميكردم فردا از اينور و انور مي پرسيدم ديشب سريال را ديدي موضوعش چه بود؟

گاهي با مهربون خلاصه مي گفت يا ميگه موضوعش يادم رفته بعضي ها بي حوصله برام مختصر مي گفت. مثل گدايي التماس مي كردم يكذره بيشتر بگو

فكرش كن ماه رمضان چهار تا سريال پخش مي كرد هر كدام فيلم را بايد بفهمم واقعا برام سخت بود.

 

 

با تمام قوا فریاد بزنم براي رفع مشكلات اين برنامه هاي تلويزيون زيرنويس ميخواهممممممممممممممممم

درد دل

 

.......معلمين عزيز و زحمتكش با زبان من سخن بگوييد تا منهم مثل افراد سالم از آموزش بهره كافي ببرم و تمام آنجه تدريس ميكنيد بفهمم. افسوس و صد افسوس كه هيچگاه يك ناشنوا قادر نيست آنچه در دل دارد به زبان بياورد وبدرستي مثل ديگران به حقش برسد. اين موضوع هميشه به شكل يك طغيان و عصيان در  وجود او رشد ميكند كه چرا نبايد معلمم به زبان خودم با من صبحت كند؟ تا حرفش را كاملا" بفهمم چرا بايد همه به زباني غير از زبان خودم با من سخن بگويند؟ چرا نبايد ديگران قبول كنند كه خداوند دستها را به ناشنوايان بجاي زبان به او عنايت كرده و چشمها را به جاي گوش و بايد از هر دو استفاده كرد......

 

منبع :فرشته قهرمان

اجتماع

ترحم نه ، یاری بله

منبع : روزنامه همشهری ۳ بهمن ماه ۸۶

==

"نرود ميخ آهنين بر سنگ"

رسول فتاحی پور

آقاي رسول فتاحي پور برام ايميل فرستاد درباره اختراعش صبحت كرد و ازشان خواهش كردم كه براي شما نامه بنويسند .

 

من فارغ التحصيل كارشناسي بهداشت حرفه اي از دانشگاه علوم پزشكي ايران و مخترع چهار سيستم متفاوت مي باشم و سيستم ارتباط صوتي ناشنوايان عزيز يكي از اين اختراعات مي باشد كه حدود يك سال از زمان ثبت و تحقيق آن سپري شده است.در حال حاضر نياز به راهنمايي و كمك شما براي ساخت و توليد اين وسيله دارم....

****

شهادت امام حسين (ع) و يارانش را به شما وجامعه ناشنوايان محترم تسليت عرض مي نمايم.

در حال حاضر در تلاش براي مذاكره با شركتهاي ساخت و توليد تجهيزات الكترونيكي هستم. اما در بخش نرم افزاري سيستم نياز به صد جمله يا كلمه اي كه يك فرد ناشنوا همواره ترجيح ميدهد ميتوانست به صورت صوتي بيان دارد ميباشم. اين صد جمله يا كلمه با يك ترتيب خاص و قسمت بندي مناسب نيازهاي اوليه اجتماعي و امدادي يك ناشنوا را با جامعه شنوا ارتباط ميدهد. امروزه ناشنوايان در كشورهاي پيشرفته بدليل استفاده از تجهيزات و تكنولوژيهاي مدرن با مشكلات كمتري دست به گريبان هستند بنابراين ما نيز بايد  در كشورمان با استفاده از اين وسايل  در جهت كاهش مشكلات آنان اقدام كنيم. ناشنوايان با يكديگر ميتوانند با حركات ايما و اشاره ارتباط برقرار كنند اما افراد سالم جامعه منظور آنها را به راحتي متوجه نميشوند. به خصوص در برخورد اول كه شوك ارتباطي با يك فرد ناشنوا باعث عدم تمركز فرد و ارتباط صحيح ميشود. (ديدگاه روانشناسي: اولين برخورد موثرترين برخورد) بنابراين با يك برنامه نويسي مناسب نياز ارتباطي خود را با كمك اين سيستم ارائه مي نمايند. سيستم پخش پيام صوتي به اين افراد اين توانايي را ميدهد تا با لمس كردن انگشت يا كليد هاي سيستم ، صوتي كه از قبل در ذهن خود پرورانده اند به صورت صوتي با افراد شنوا ارتباط برقرار كنند. با رعايت قوانيني مانند ضبط پيام هاي ثابت و حفظ آنها ، حفظ پيامهاي قابل پيش بيني به راحتي با مشكلاتي نظير تردد يا تاكسي در يك ميسر يا نقاط مشخص و يا خريد از فروشگاه ، برخورد اوليه ... ارتباط برقرار كنند. جملات كليدي توسط اعضاء هيئت علمي گفتار درماني تاييد و كارشناسي ميشوند ميتواند مشكل محدود بودن جمله را براي كاربر تسهيل نمايد. براي انجام اين كار نياز به  تهيه تعدادي فرم نظر خواهي در خصوص اين صد جمله داريم تا با مطالعه و بررسي كارشناسي ، صد جمله كليدي تهيه شود.

در خصوص جمع آوري و تكميل اين فرمها با عنايت به توانايي ، مديريت و آشنايي شما با ناشنوايان عزيز، ميتوانيد در اين زمينه كمك شاياني مبذول نماييد. لطفا" در صورت موافقت ، منتظر نظرات شما در اين خصوص هستم.

رسول فتاحي پور    rasoulfatahipour@yahoo.com