مصاحبه
والدین ناشنوا ، فرزندان شنوا
انگار نه انگار، دریچه گوش شان به دنیا بسته بود. حس می کردی صدا ها را رنگین تر از تو می شنوند. این را می شد از خنده هایی که گویا بر آنها واجب شده بود، فهمید. دیوار های خانه شان آبی بود و آنها زوج خوشبختی بودند و این خوشبختی را با سه فرزند شان تقسیم کرده بودند....
گزارشی درباره فعالیت های یک زوج ناشنوا
+ نوشته شده در ۱۳۸۷/۰۲/۲۱ ساعت 8:35 توسط شیدا
|
شروع به نوشتن خاطرات بابام ...